اعترض ثالث ( بازدید عموم )

 

به نام خدا

رأی اعترض ثالث به علت طولانی بودن به 3 قسمت ویرایش شده است ، که یک قسمت ، مطالب انشاء کننده ی رأی در نقد و بررسی و تبیین رأی است که به صورت خمیده و پر رنگ می باشد و یک قسمت به صورت زیر خط دار می باشد،که مطالب نقل قول از جمله، نامه ها و پاسخ استعلام ها و... می باشد و یک قسمت هم به صورت زیر خط دار پر رنگ می باشد که آراء مستند در رأی اعتراض ثالث می باشد

 

 

 

(( رای دادگاه  ))

 

درخصوص تجدیدنظرخواهی خانم ا ب ا باوکالت آقای ح ف و ا پ م ازدادنامه شماره8600734مورخ9/10/86صادره از شعبه183دادگاه عمومی حقوقی تهران موضوع پرونده کلاسه84/183/525، وکلاءتجدیدنظرخواه ایرادات وارده بردادنامه مذکوررادرچهارصفحه ودر هفت بند بیان کرده اند که تمام ایرادات وارده درهفت بندوارداست و در روند تجزیه وتحلیل دادنامه تجدیدنظرخواسته مستدل ومستند بدان پرداخته خواهدشد،اماوکلاء تجدیدنظرخواه باتوجه به روند هشت ساله که پرونده طی کرده است، به تجدیدنظرخواهی ولایحه خودبسنده نکرده، بلکه لایحه ای که بدون شک بلحاظ شرح وبسط مباحث حقوقیتوسط وکلاء تنظیم شده بانام موکل خوددرده صفحه درپانزده بند بصورت تایپ شده خطاب به مدیرکل محترم دادگستری ارائه نموده اندکه رئیس کل محترم دادگستری استان تهران ، با دستخط خود خطاب به ریاست محترم شعبه 50 مرقوم نموده اند(باسلام مرقومه خانم  ا ب ا  ایفاد ، با عنایت به مفاد مندرجات مرقومه مستدعی است بذل دقت مضاعف فرمائید ،موضوع پرونده اقتضای رسیدگی بسیاردقیق وصرف دقت فراوان جهت کشف حقیقت رادارد،باتشکرازجنابعالی وسایرهمکاران ارجمند شاعل درآن شعبه 20/1/87)مطالب عنوان شده دراین نامه جریانات طی شده از بدو رسیدگی درپرونده های دیگر است که به پرونده تجدیدنظرخواسته منتهی گردیده است وغرض ازاین نامه بنظراین است که آنچه دردادگاههای بدوی،دررسیدگی حداقل بدون دقت به مبانی قانونی پیش آمده دردادگاه تجدیدنظرتکرارنگردد،به عبارتی با این نامه خواسته شـــده تاکیدی بر رسیدگی دقیق در پرونده انجام پذیرد، واقعاٌ و انصافاً با مطالعه پرونده تجدیدنظرخواسته ،بررسی واظهارنظر پیرامون دادنامه تجدیدنظرخواسته مستلزم ساعتها صرف وقت وتعمق در نحوه رسیدگی در پرونده هاومطالعه پرونده های استنادی بوده است. زیرادردادنامه تجدیدنظرخواسته به پنج دادنامه دیگر در رد دعوی اعتراض ثالث به آنها استناد شده است که استناد به دادنامه ها بدون  شرح و  بسط کافی  بوده است،بنابراین برای اینکه این دادگاه در جریان کامل موضوع دادنامه های استنادی قرارگیرد، پرونده های استنادی رامطالبه،که البته بعضی ازآنها بدلیل ایتکه شماره صحیح نبودن و یااینکه پرونده استنادی به جای دیگری ارسال شده بود،ارسال نگردید ولی آن پرونده های استنادی که ارسال گردید، کافی به مقصود گردید،البته میشد بدون نقدوبررسی پرونده،مستدلاٌبطورکوتاه نتیجه گیری نمود،اما آنچه برشاکی این پرونده گذشته ممکن است، اشباه و نظایردیگری هم داشته باشد،وبرای دیگران نیزاتفاق بیفتد، وبدون تشریح پرونده های استنادی نتوان نهایتاٌ استدلال منطقی وقابل فهم ودرک ارائه نمود،و ازطرفی بیان ایرادات واردبرنحوه رسیدگی ودادنامه ها وباعنایت به اینکه ازنظرحجم مطالب پرمحتوا است،رای مفیدی برای کارآموزان قضائی وقضات ووکلاءجوان خواهدبودونهایتاٌ میتواند مفید برای مدیران اجرائی دربرطرف نمودن نقائص دادرسی گردد،لذا به پرونده علاوه بر رسیدگی به تجدیدنظرخواهی،به دیدپرونده ای علمی کاربردی نگاه شده است،اولین پرونده استنادی که مبناء واساس در سایرپرونده هاوآراء قرارگرفته،پرونده80/609/404ازشعبه906سابق و183فعلی  دادگاه عمومی تهران میباشد.که ازجهت اهمیت آن تمام موارددادخواست عیناٌذکر میگردد که دادخواست نهایتاٌ منجربه دادنامه شماره791مورخ12/7/80 گردیده است خواسته خواهانها درپرونده مذکورطبق برگ دادخواست که درتاریخ12/4/80ثبت گردیده است بدین شرح است (خواهانها1-م ا 2-ح خ ا 3-ع ا ب  وخواندگان اصلی ورثه مرحوم ج  به اسامی1-خانم ا ح 2-م ج 3- م ج 4-م ج  وخوانده دیگر که درهمین دادخواست بنام مجلوب ثالث ازآن اسم برده، ع ق است)ودرستون خواسته وبهای آن ذکرشده(جلب آقای ق به دادرس به منظورتاییدمبایعه نامه مورخ27/1/80وتاییدواگذاری پلاک3130سابق و3467 فعلی  به خواهانها وسپس الزام خواندگان اصلی به قائم مقامی مورثشان به تنظیم سندرسمی پلاک فوق به خواهانها به ترتیب مقوم هریک به مبلغ یک میلیون ریال جمعاٌ دومیلیون ریال) ودرمتن دادخواست آمده است(برابرسوابق مالکین ششدانگ ثبتی هریک ازقطعات2-7-8-11-15-16-19-21-24-23-44،همگی مفروز ازششدانگ باقیمانده یک قطعه زمین مزروعی واقع درحسن آبادزرگنده پلاک 3130سابق3467 فعلی  بخش11تهران طبق سند شماره6045-10/6/41دفتراسنادرسمی شماره157تهران بنام ا ج  ثبت دفتر املاک بوده است و با فوت آن مرحوم بشرح گواهی حصروراثت استنادی این مالکیت به وراث وی یعنی خواندگان اصلی قهراٌ منتقل ودرحال حاضرنامبردگان مالک رسمی رقبه مزبورمیباشند،مجلوب ثالث ملک موردنظر رابه موجب مبایعه نامه عادی مورخ27/12/79 ازوکیل نامبردگان یعنی خواندگان اصلی باتوجه به وکالت نامه های شماره174776مورخ 24/6/76 و 175402 مورخ9/10/76دفتر اسناد رسمی93 تهران خریداری نموده وسپس به موجب مبایعه نامه عادی دیگری به تاریخ27/12/79 به آقای ع ق و نهایتاٌ ازطرف مجلوب ثالث آقای ع ق طی مبایعه نامه عادی دیگری به تاریخ27/1/80به اینجانبان خواهانهای دعوی به بیع قطعی وشرعی واگذاروثمن رادریافت ومبیع را تحویل نموده است،اینک ازمحضردادگاه محترم استدعا دارد ، بدواً با استعلام وضعیت ثبتی مالکیت خواندگان اصلی رااحرازوسپس باملاحظه و مداقه درمستندات ابرازی وتحقیق ازخواندگان اصلی ومجلوب ثالث واگذاری ملک مورد بحث رابه مجلوب ثالث وازناحیه وی به اینجانبان و به قدرالسهم صادرفرمائید،لازم به توضیح است که کلیه خواندگان اعم ازردیف یک ودو،به صحت عرایض مقرومعترف هستند) مدیردفتردادگاه خطاب به یکی ازکارمندان دفتر، درابتداء ظهر دادخواست مطالبی را بیان نموده که سطراول آن که آخرصفحه است پاره شده وعبارت(باتکمیل آن جهت دستوربه نظرریاست محترم دادگاه برسد 12/4/80)ازطرف مقام قضائی دادگاه،درتاریخ13/4/80خطاب به دفتر ذکر شده(وقت رسیدگی تعیین وطرفین رادعوت نمایند ، ضمناٌ وضعیت ثبتی ملک را نیز استعلام نمائید 13/4/80) وقت رسیدگی در تاریخ 31/4/80  ساعت ---10 داده میشود و ملاحظه میگرددکه خواهانهاویکی ازخواندگان بنام ع ق ازوقت دادگاه درظهر دادخواست که به تاریخ31/4/80 میباشدمطلع گردیده اند،درستون خواندگان دردادخواست،آدرس خواندگان اصلی وخوانده مجلوب ثالث،یک آدرس میباشد،که آدرس آن (--------) ذکرگردیده که به همین اعتبار نیزدادخواست به مجتمع قضائی بعثت ارائه شده است، ذکرمجلوب ثالث باخواندگان اصلی دریک دادخواست ازنظرحقوقی صحیح نمیباشد مگراینکه بااغماض بپذیریم که مجلوب ثالث نیزجزءخواندگان قرارگیرددلائل ومنضمات دادخواست درستون مربوطه به این نحو ذکرشده( مبایعه نامه های عادی مورخ27/12/79و27/1/80 وگواهی حصروراثت مرحوم ج  واستعلام وضعیت ثبتی ووکالت نامه محضری) مبایعه نامه عادی27/12/79 بین ورثه مرحوم ا ج باوکالت ازطرف آقای ا م طی وکالتنامه های 174776مورخ24/9/76و175402 مورخ9/10/76 دفتراسنادرسمی شماره93تهران،خریدارآقای ع ق، موردمعامله وحدود آن،تمامی ششدانگ هریک ازقطعات2-7-8-11-15-16-19-21-24-23-44 همگی مفروزازششدانگ باقیمانده یک قطعه زمین مزروعی واقع در(-------) طبق سندشماره6045-مورخ 10/6/41دفتراسنادرسمی157تهران ثمن معامله مبلغ هشتادمیلیون تومان معادل هشتصدمیلیون ریال که به اقرارنقداٌ به فروشنده پرداخت گردیده بعدهادرپرونده کیفری آ ا م نسبت به این مبایعه نامه عادی ادعای جعل نموده است،که بارای غیابی دردادنامه 1276مورخ16/12/85باشکایت آ ا مع ق به اتهام فروش مال غیربه سه سال حبس محکوم گردیده است ومبایعه نامه مـورخ27/1/80 ،درمتن تایپ شده میباشدکه فروشنده آقای ع ق وخریداران آقای 1-م ا فرزند ف  نسبت به یک دانگ مشاع و2- آقای ح خ ا فرزند نسبت به چهاردانگ مشاع و3-آقای ع ا ب فرزندم نسبت به یک دانگ مشاع ازقطعات2-7-8-11-15-16-19-21-24-23-44 همگی مفروزازششدانگ باقیمانده یک قطعه زمین مزروعی واقع (________) و3467 فعلی  بخش11 تهران طی سندشماره 6045مورخ10/6/41 دفتراسنادرسمی  شاره 157 وثمن معامله یک میلیاردریال معادل صدمیلیون تومان که ملاحظه میگرددکه تصویرمبایعه نامه های ابرازی وسایرمستندات درذیل آن خط کشیده وبرابربرگ ابرازی قید گردیده وتاریخ12/4/80،بدون اینکه اسم وسمت شخصی راکه تصدیق نموده قیدگردد،ومعلوم نیست چراتوسط دفتررونوشت برابر با اصل نشده است، وکالتنامه ها منضم دادخواست در روی آن برابر با اصل است قیدشده و امضاء شده اما سمت امضاء کننده قیدنگردیده است، تمامی فسخ دادخواست وضمائم پیوست آن درپرونده موجوداست و به آدرس خواندگان اصلی ابلاغ نگردیده است،ازطرفی فاصله بین تاریخ دادخواست مورخ 12/4/80 و31/4/80 وقت رسیدگی، درصورت ابلاغ نیز دراین فاصله امکان رسیدن اوراق به مخاطب باتوجه به سوابق ابلاغ اوراق قضائی عملاٌ مقدورنبوده است ، ایرادی که میبایست توسط دفتردادگاه درزمان تقویم دادخواست برطرف میگردید، این است که دراملاک غیرمنقول طبق قانون وصول برخی ازدرآمدهای دولت مصوب سال73،دفتردادگاه با تعیین موقعیت ملک مکلف بوده که ارزش منطقه ای ملک راتقویم وبراساس آن ازخواهانها تقاضای ابطال تمبرنمایدنکته دیگردرمتن دادخواست پلاک3130سابق3467فعلی  بخش یازده تهران قیدگردیده است درصورتی که درمستندات دادخواست مدرکی دراین مورد پیوست نگردیده است درمتن دادخواست قید گردیده که پلاک مذکور طبق سند شماره 6045 مورخ10/6/41دفتراسنادرسمی157تهران بنام ا ج  ثبت دفتراملاک بوده است که نه ازثبت دفتراملاک ونه تصویری از سندشماره6045مورخ10/6/41که مبنای دادخواست تنظیم سندرسمی است در مستندات دادخواست  ارائه نشده است،آقای ب س آ با وکالتنامه ولایحه که به شماره 727مورخ31/4/80ثبت شده خود راوکیل آقای ش ت پ که در ستون مربوطه به موکل،(وکالت خود را از ا م به موجب وکالتنامه شماره 2363 مورخ 2/4/80دفترخانه592که مشارالیه نیزبه موجب وکالتنامه شماره174776مورخ24/6/76ازدفترخانه93 تهران ازخانم ا ح خ ، م ج ، م ج وکالت داشته اند،آقای ب س آ با تایپ موکل را آقای ش ت پ قید نموده است،وبعداٌ باخودکارآبی،وکالت مع الواسطه موکل خودرابیان نموده اند،ایشان درستون مربوط به موکل، ابتداء میبایست ورثه مرحوم ا ج  راقید مینمودند و بعدا ٌو کالتنامه مع الواسطه رازیرا ش ت پ خودوکیل مع الواسطه ازورثه مرحوم ج میباشد، در ضمن آقای ب س آ وکالتنامه آقای ش ت پ از ا م راپیوست وکالتنامه خودننموده ووظیفه دفتر دادگاه بوده است که ازوی مطالبه کند، که اساساٌ معلوم گردد که آیاایشـان وکالت درتوکیل درپیگیری پرونده راداشته است یاخیر،که با ملاحظه وکالتنامه2363مورخه2/4/80درمستندات پرونده دیگرمرتبط بااین پرونده،آقای ش ت پ ، چنین اختیاری رانداشته است ،زیرا وکالت ش ت پ ، تفویض وکالت جزئی است، که درمتن وکالتنامه وکالت درتوکیل دردادگستری قید نگردیده است، بایگان شعبه 906 خطاب به یکی ازاعضاءدفتردادگاه بیان داشته(دراجرای دستور مورخه13/4/80 احضاریه خواندگان گویاصادرنگردیده چنانچه صادر گردیده،درذیل دستورریاست محترم دادگاه مرقوم فرمائید14/4/80)ص52ولی عملاٌ اقدامی صورت نگرفته است.آقای ح خ ا درنامه ای خطاب به معاونت محترم مجتمع قضائی بعثت درنامه ای به تاریخ28/4/80،بیان داشته بعلت عدم حضور قاضی محترم شعبه ووقت رسیدگی30/5/80میباشد دستورفرمائیدسندرسمی6045-10/6/41راارسال نمایند)معاون قضائی مجتمع، اصل رابرصحت اظهارات آقای خ ا قرارداده وظاهراٌ بدون ملاحظه پرونده درتاریخ28/4/80درخواست رونوشت سندشماره6045مورخ 10/6/41مصدق شده راازدفترخانه157تهران مینماید.درصورتی که تاریخ 28/4/80وقت رسیدگی پرونده نبوده است که به عدم حضور قاضی شعبه استنادکندووقت رسیدگی هم مورخ31/4/80بوده است، که خلاف واقع30/5/80 اعلام میگردد.معلوم نیست که خواهانهای پرونده که با اسنادعادی خود را با واسطه مرتبط به سند 6045 مورخ10/6/41میدانند چرا حداقل تصویری از سند مذکور را دراختیارندارند،اصل نامه درخواست سند6045-10/6/41 تحویل خواهان دیگرم ا شده است(ص53)استعلام ازوضعیت ثبتی به همان نحوی است که خواهانها دردادخواست خودگفته اند، یعنی پلاک ثبتی3130 سابق3467 فعلی  بخش 11 تهران، بدون اینکه خواهانها مدرکی ارائه نموده باشند،که پلاک ثبتی 3130 به 3467 فعلی  تبدیل شده است(ص51)اداره ثبت اسنادقلهک ، درپاسخ استعلام ثبتی با نامه شماره19574مورخ 18/4/80 (ص57)بیان داشته،(ششدانگ پلاک 3130به همراه پلاک 3156 واقع درحسن آبادزرگنده بخش 11 تهران درسال1322شمسی ازبانو ح ب ب درخواست ثبت پذیرفته شده وسپس به آقای سید ح ع منتقل گردیدونامبرده نیزبه موجب اسنادمتعددبه غیرمنتقل نمود ودرسوابق حکایتی ازتفکیک مشاهده نمیشود،درمورد سند6054مورخ10/6/41 دستورفرمائید ازدفترخانه موردنظر استعلام فرمایندبعدبدلیل تنازعات انجام یافته واختلافات حادث شده گزارشاتی به اداره کل ثبت استان تهران ارسال گردید که نهایتاٌمنجر به صدوردستورالعمل836/3مورخ24/12/54اداره املاک سازمان ثبت اسناد واملاک کشورمب  برابطال درخواست ثبت دوپلاک مذکورگردید فتوکپی نامه های دستورالعمل مذکورونامه216243مورخ28/10/54در پرونده موجود است که تصویری ازآنها به پیوست تقدیم میگردد،نظربه اینکه مراجعلیاتی جهت تقاضای ثبت به تصرفات شده قسمتی درخیابان مرسوم به طرازازمتصرفین تحت آخرین شماره اصلی تقاضای ثبت پذیرفته شده و قسمتی نیزمحل تصرفی ازپلاک 3467اصلی جزاراضی دره قشلاق میباشد که جزءحوزه ثبتی اداره ثبت شمیران است،لذاخواهشمنداست ازاین بابت درصورت لزوم ازاداره ثبت اسنادواملاک شمیران پی گیری فرمائید ، در پرونده موجوددربایگانی این اداره بیش ازاین حکایتی ندارد،رئیس ثبت قلهک) درنصف سطرمربوط به سند6054مورخ10/6/41 روی آن خط کشیده شده است که چون ارتباطی هم باوضعیت پلاک ثبتی نداشته،جمله معترضه هم بوده است نکته مهمی که درپاسخ استعلام است، این است که تقاضای ثبت3130باطل اعلام گردیده است، نکته دیگراینکه نه تنها ذکرنشده که پلاک 3130قبلی پلاک 3467 میباشد،بلکه پلاک 3467 رادراراضی دره قشلاق که اداره ثبت این املاک هم ثبت شمیران اعلام نموده است ،به پاسخ استعلام ثبتی دوتصویرازدوابلاغ رای شورایعالی ثبت که درپاسخ استعلام ثبتی هم به ان اشاره شده است پیوست گردیده، که چون مشاهده گردید که بعضاً وکلاء تجدیدنظرخوانده به این آراء بنفع  خود ونیزدررای این پرونده به آن استناد نموده اند،عیناٌ نامه های مذکورذکرمیگردد نامه شماره24/12/1304-8356/3ص55(به ثبت قلهک-ازاداره کل اموراملاک- موضوع ابلاغ رای شورایعالی ثبت- عطف به شماره 37138مورخ16/12/54 گزارش مربوطه درجلسه مورخ23/12/54 شورایعالی ثبت طرح اینک عین رای صادره بشرح بین الهلالین به آن واحدابلاغ میگردد.((درصورتیکه بشرح این گزارش وباشرحی که آقای معاون وزارت دادگستری ورئیس سازمان ثبت ذیل آن نوشته اندتزاحم وتعارض درتصرف وجوددارد،بنحوی که اجرای دستورشوری مقدورنباشد درخواست ثبت وپلاک 3156و3130 باطل است))مدیرکل اموراملاک سازمان ثبت) نامه دیگرپیوست پاسخ استعلام ثبتی به شرح ذیل است ، نامه مورخ28/10/54-6243/2(به ثبت قلهک- ازاداره کل املاک-موضوع ابلاغ رای شورایعالی ثبت- عطف به شماره16467مورخ27/5/54 عنوان ثبت منطقه مرکزی گزارش و سوابق مربوط درجلسه مورخ27/10/54 شورایعالی ثبت شعبه املاک مطرح اینک عین رای صادره بشرح بین الهلالین ابلاغ میگردد.((ازگزارش و سوابق کاربرمی آیدمتصرفات اشخاص قسمتهائی خارج ازمحدوده مورد تقاضای دوپلاک 3130و3156بوده که دراین قسمتها سابقه درخواست ثبت وجودندارد دراینصورت،ابطال درخواست ثبت دراین موارد موضوعیت نخواهدداشت و اداره ثبت باتوجه به سوابق وموازینی که دردست دارد، به تشخیص خودمیتواندنسبت به تصرفات اشخاص خارج ازمحدوده موردتقاضای ثبت وپلاک مزبورکه بدون سابقه درخواست ثبت است بارعایت مقررات درخواست ثبت قبول نماید.وشاکی میتواندازحق اعتراض استفاده کندورفع اختلاف دوپلاک مزبورمحتاج به رسیدگی قضائی است.مدیرکل اموراملاک سازمان ثبت)پس ازپاسخ استعلام ثبتی بتاریخ28/4/80،استعلام ثبتی دیگری ازاداره ثبت اسنادواملاک شمیران توسط رئیس دادگاه صورت میگیرد(ص58)که متن آن بشرح ذیل است(ریاست محترم اداره ثبت اسناد و املاک شمیران-سلام علیکم،احتراماٌمقتضی است دستور فرمائیدجریان ثبتی پلاک3467اصلی به انضمام صورتمجلس ونقشه تفکیکی پلاک مذکورراجهت بهره برداری قضائی به این شعبه ارسال فرمائید)جلسه رسیدگی دادگاه در تاریخ 31/4/80 با حضور خواهانهاوخوانده ع ق و ش ت پ و آقای ب س آ وکیل ورثه ا ج  باوکالت مع الواسطه ش ت پ تشکیل که خواندگان خواسته خواهانها را موردتاییدقرارمیدهند،پس ازاین جلسه رسیدگی پیش نویس دادنامه در پنج صفحه درتاریخ31/4/80(ص72تا76)که صفحه72 و73 صورتجلسه دادگاه است ،انشاءوامضاءمیگردد،امامعلوم نیست،که چرارایی که درتاری31/4/80 انشاءوامضاءگردیده است،درتاریخ12/7/80 با شماره791دادنامه گردیده است،ملاحظه میگردد که دادگاه باتوجه به استعلام ازوضعیت ثبتی پلاک3467 اصلی دره قشلاق،وقت نظارتی برای ارسال پاسخ استعلام مورخ28/4/80 درنظرنگرفته است،ازآنجاکه این پاسخ درغیرصحیح بودن عنوان پلاک 3130قبلی و3467 فعلی  هم درخواسته خواهانها قیدشده وهم در رای دادگاه ودرآراءدیگر درپرونده مرتبط نیزبه همین نحوذکرشده،عین پاسخ استعلام ذکرمیگردد(ازاداره ثبت شمیران-به شعبه906دادگاه عمومی تهران(شماره نامه23210-3/6/80)عطف به نامه 960/80/404 مورخ28/4/80، پلاک 3467اصلی مربوط به منطقه دره قشلاق شمیران میباشد و دارای محدوده وسیع است و این پلاک به قطعات عدیده تفکیک شده ونسبت به کلیه قطعات اسنادمالکیت باشماره فرعی واصلی جدیدصادروتسلیم مالکین آنها شده ، لذاخواهشمنداست دستورفرمائیدشماره پلاک فرعی واصلی ملک موردنظررا اعلام تاطبق مقررات اقدام شود ویاشماره قطعه وشماره صورتمجلس تفکیکی مربوطه رااعلام فرمائید واعلام جریان ثبتی کل منطقه دره قشلاق برای این اداره امکان پذیرنیست،رئیس ثبت شمیران) دراین پاسخ استعلام ملاحظه میگرددکه هیچ اشاره ای به اینکه قبلاٌ پلاک 3467چه پلاکی بوده است نشده است.امادادنامه شماره 791مورخ12/7/80که مبنادردادنامه های بعدی قرارگرفته است بشرح ذیل انشاءشده است.(رای دادگاه-درخصوص دعوی آقایان م ا ح خ ا، و ع ا ب بطرفیت   1-خواندگان اصلی یعنی ورثه مرحوم ا ج به اسامی بانو ا ح خ، خانمها  م ،و م ج  و آقای م ج توجهاٌ به گواهی حصروراثت شماره 3525مورخ28/8/52صادره ازشعبه اول دادگاه بخش تهران ونظربه فوت مرحوم ج ، عنایتاٌبه گواهی حصر وراثت شماره1719مورخ15/9/76صادره ازشعبه165محاکم عمومی تهران2-مجلوب ثالث بنام آقای ع ق بخواسته های 1- جلب آقای ع ق به دادرسی به منظور تایید مبایعه نامه عادی مورخه 27/1/80 وتایید واگذاری پلاک ثبتی شماره3130سابق و3467فعلی  به خواهانها،2-الزام خواندگان اصلی به قائم مقامی مورثشان به تنظیم سندرسمی پلاک فوق بنام خواهانها به ترتیب م ا ، 3-نسبت به یک دانگ مشاع ، ح خ ا به نسبت چهار دانگ مشاع،ع ا ب به نسبت یکدانگ مشاع هریک ازدعاوی مطروحه مقوم به یک میلیون ریال وجمعاٌمقوم به دومیلیون ریال نظربه مجموع محتویات پرونده ومفاددادخواست تقدیمی وضمائم ومستندات ابرازی ع  الخصوص پاسخ استعلامات ثبتی ناظربه تصمیمات شورای عالی ثبت ونظریه آقای م ا خ کارشناس رسمی دادگستری ومندرجات سندرسمی شماره 6045مورخ10/441دفتر157 تهران مالکیت موروثی خواندگـــان اصلی نسبت به رقبات مورددعوی یعنی قطعات شماره های2-7-8-11-15-16-19-21-24-23-44مفروزازششدانگ باقیمانده یک قطعه زمین مزروعی واقع درحسن آبادزرگنده پلاک 3130 سابق3467 فعلی  بخش 11تهران محرزومسلم است وعنایتاٌ به مبایعه نامه های عادی مورخه27/12/79و27/1/80 که صحت و اصالت آنها مصون ازتعرض میباشدوتوجهاٌ به وکالت نامه های رسمی شماره174776مورخ24/6/76-175402مورخ9/10/76 دفتر93 تهران ووکالتنامه رسمی   2363مورخ2/4/80 وبادرنظرگرفتن اظهاراتی که آقای ش ت پ وکیل مع الواسطه ورثه مرحوم ا ج (یعنی خواندگان اصلی) در جلسه دادرسی نموده است  وبالاخره باالتفات به اظهارات وکیل خواندگان وشخص مجلوب ثالث درجلسه دادرسی که من حیث المجموع دلالت بر وقوع عقدبیع به ایجاب وقبول وتسلیم وتسلم مبیع وثمن داشته و بطور کلی دلالت برتایید ادعای خواهانها واقراربه صحت وثبوت دعوی مطروحه دارد،واگذاری مورددعوی ازناحیه خواندگان اصلی به مجلوب ثالث و از سوی نامبرده نیزبه خواهانها به قدرالسهم هریک محرز میباشد، لذا باتوجه به مقررات مواد198و202قانون آئین دادرسی مدنی محاکم عمومی وانقلاب دعوی مطروحه واردوثابت است ونظربه اینکه ماده220 قانون مدنی متعاملین رابه کلیه نتایجی که بموجب  1-عرف وعادت2-قانون از عقدحاصل میشود ملزم نموده است چون اولاٌ  درعرف معاملات دادن سندرسمی به خریدارامری مرسوم ومتعارف است،ثانیاٌ  برابر مقررات مواد 46و47 قانون ثبت تکلیفی قانونی نیزمیباشد، بنابه مراتب درمانحن فیه خواندگان اصلی ملزم به دادن سندرسمی به خواهانها میباشند، لهذا مستنداٌٌ به موادفوق الذکرومواد10و219و223و224و225 قانون مدنی حکم بر الزام خواندگان اصلی به حضوردراحدازدفاتراسنادرسمی و تنظیم سند رسمی انتقال مورد مالکیت واگذارشده خودازپلاک مورددعوی فعلی  بنام خواهانها وبه نسبت سهم هریک ازقراریک دانگ آقای م ا  چهاردانگ آقای ح خ ا ،ویک دانگ آقای ع ا ب بالحاظ تراضی خواهانهابشرح توافقنامه عادی مورخه31/4/80 ونقشه----- (یک دوهزارم) مربوطه مب  براختصاص قطعات2و7 ازپلاک متنازع فیه فعلی  بجای یک دانگ سهمی آقای م ا صادرواعلام مینماید،این رای حضوری وباتوجه به بهای خواسته قطعی میباشد،رئیس شعبه906عمومی تهران)هرچندذکرتمام رای موجب طولانی شدن رای میگردد، و این روند در آراءبعدی نیزادامه خواهدداشت،همانطورکه قبلاٌهم بیان شد بلحاظ نگاه علمی کاربردی است اکنون میتوان رای صادره باآنچه در دادخواست ومتن آن ذکرشده مقایسه نمودوبیان نمودکه آنچه مورد خواسته بوده،دررای آمده است،علت دیگر آوردن تمام رای این است بیان نقدوایرادبررای نیازبه این است که اصل رای آورده شودتابه آن استنادگردد،دررای صادره پاسخ استعلاملات ثبتی ناظربه تصمیمات شورای ثبت رابنفع  خواهانها بیان نموده که هم عین پاسخ استعلام ثبتی وهم عین آراء شورای عالی ثبت آورده شد، که نه تنها بنفع  خواهانها نبوده است بلکه دادگاه به مجردپاسخ استعلام ثبتی وعدم ذکرمالکیت خواندگان اصلی درپاسخ استعلام یعنی ا ج میبایست دادگاه بلحاظ مالک نبودن خواندگان قراررددعوی صادرمینمود،ولـــی دادگاه علاوه براینکه این استعلام رابنفع  خواهانها تلقی نموده، اظهاربلادلیل خواهانها درپلاک ثبتی 3130قبلی و3467 فعلی  رادررای خود آورده است ،باتوجه به آراءشورای عالی ثبت اولاٌ پلاک3130درحد تقاضای ثبت بوده است،ثانیاٌ این تقاضا بشرح آراءثبت باطل اعلام گردیده ، ثالثاٌ مکان پلاک ثبتی3467بامکان پلاک3130 متفاوت بوده، وادارات ثبت دوپلاک نیزمتفاوت بوده است.مطلب دیگری که دررای به آن اشاره شده است.اظهارات آقای ش ت پ وکیل مع الواسطه ورثه مرحوم ا ج (خواندگان اصلی)درجلسه دادرسی است،اساساٌانتخاب وکیل آقای ب س آ ازطرف ش ت پ بدین جهت است که وی وکیل دادگستری نبوده ودخالت دردادرسی نمیتواند بنماید ، ولی درصورتجلسه31/4/80،هم آقای ب س آ شرکت مینمایدوهم ش ت پ،که هردوخواسته خواهانها راتایید مینمایند،ومعلوم گردید که اگرخواهانها درمتن دادخواست خودبیان میدارندکه خواندگان بخواسته خواهانها مقرومعترفندودرروزرسیدگی دادگاه 31/4/80،وکالت آقای ب س آ ازش ت پ به دادگاه ارائه میگردد،نوعی هماهنگی بین خواهانها وخواندگان بوده است،مطلب بعدی که دررای شماره790مورخ12/7/80به آن اشاره شده،نظریه آقای م ا خ کارشناس رسمی دادگستری است، لازم به ذکراست که قرارکارشناسی درپرونده صادرنگردیده است خواهانهای پرونده خطاب به رئیس محترم شعبه 906 دادگاه عمومی تهران، با لایحه ای به پیوست یک نقش بدین شرح به دادگاه اعلام میدارد(احتراماٌ باتوجه به درخواست اینجانبان پرونده کلاسه 80/906/404 ازکارشناس محترم نقشه برداری آقای م ا خ مب  برپیاده نمودن قطعات موردمعامله پلاک ثبتی3130 سابق از سندشماره6045مورخه10/6/41 دفتراسنادرسمی157 تهران که درحال حاضرپلاک فوق الذکربه دوپلاک3467و3183تبدیل گردیده،نقشه-----(یک دوهزارم ) ممهوربه مهرکارشناس محترم همراه یک برگ نظریه کارشناس محترم تقدیم حضورمیگردد،)که دستورثبت وپیوست سابقه به شماره 827 مورخ31/4/80 گردیده است(ص67)البته این کارشناس کارشناس حدودثبتی نیست بلکه کارشناس راه وساختمان است، این کارشناس درنامه ای با سربرگ مربوط به مشخصات خودبه شماره 80/66مورخ31/4/80خطاب به آقایان ح خ ا-م ا-ع ا ص ب((خواهانهای پرونده))بیان داشته(بازگشت به درخواست شمامبنی  برپیاده کردن قطعات معرفی شده ازپلاک ثبتی3467اصلی واقع دربخش11 تهران اراضی حسن آبادزرگنده، توسط اینجانب برروی نقشه هوائی ---(یک دوهزارم)سازمان نقشه برداری کشورنمودارگشته،موردتاییداست،به پیوست این گزارش نقشه مذکورکه در بلوک18ثبت هایB2,B3 نقشه هوائی تقدیم میگردد.) شایان ذکراست که قطعات معرفی شده مربوط به پلاک ثبتی3467اصلی حسب مندرجات دادخواست نبوده بلکه مربوط به3130اصلی بوده است، قطع نظر از موردفوق علاوه براینکه نظریه بسیارمبهم بوده است،اینکه خواهانهابه کارشناس رسمی مراجعه وازوی درجهت خواسته خود نظریه اخذ نمایند و نظریه مذکور را به دادگاه در روز رسیدگی دادگاه ارائه دهند و دادگاه نیز بدون تشریفــات ابلاغ نظریهکارشناس،نظریه رابعنوان دلیل صحت اظهارات خواهانها در رای بیاورددرنوع خودنه کم نظیربلکه بی نظیر میباشد ، البته با توجه به هماهنگی هایی که بین خواهانها ووکیل خواندگان بوده است ،طبعاٌ اعتراضی هم نسبت به نظریه کارشناس توسط وکیل خواندگان که وکالت وی نیزمحل اشکال است درصورت ابلاغ نظریه هم اعتراضی نمینمود،امادررای صادره به سندرسمی6045-10/6/41نیز استناد شده است همانطورکه قبلاٌ گفته شد،خواهانهاتصویری ازسندرسمی مذکور نداشته اند،ودورروزقبل ازوقت رسیدگی ازمعاونت محترم مجتمع بلحاظ مرخصی بودن رئیس شعبه درخواست رونوشت ازسند6045مورخ10/6/41 رانموده اند که دفترخانه شماره 157 هم خطاب به معاونت محترم مجتمع قضائی بعثت دوبرگ رونوشت(کپی ازسند) ارسال نموده(ص65)که کپی ارسال شده کم رنگ وناخوانااست،وکپی غیرمصدق است امااین کپی ازسندنیزبانامه سردفتراسنادرسمی درتاریخ31/4/80 باشماره729 ثبت گردیده است،این دادگاه درجهت کشف حقیقت وملاحظه مندرجات سندمذکور رونوشت خوانای آنراازدفترخانه157 باتصویری ازضمائم ومدارک سندمطالبه میکند . سر دفتراسنادرسمی ضمن ارسال رونوشت خواهان سند6045 مورخ 10/6/41به این دادگاه درنامه 1264مورخ24/12/87، درمورددرخواست تصویرضمائم ومدارک بیان میدارد،(به استحضار میرساندنظربه اینکه سندمربوطه درسال 1341وبه تصدی آقای ب تنظیم گردیده است فاقدهرگونه مدارک بایگانی میباشد،چون ملک مذکوردرجریان گردش ثبتی قرارداشته و دفتر ثبت سندآن بیش ازاین حکایتی ندارد.)ازآنجاکه هم دررای شماره791 مورخ12/7/80وهم درآراء دیگرکه بعداٌذکرخواهدگردید،به سند 6045 مورخ 10/6/41استنادشده است،قسمتی ازمتن سندذکرمیگردد(فروشنده فرهنگ م م ف فرزندمرحوم سید ح بوکالت ازطرف سید ح و سید ح عالمیان خریدار ا ج فرزند ا-موردمعامله ششدانگ هریک ده قطعه زمین بنام قطعات2و7و8و11و11و15و16و19و21و24 و مساحت40/664 مترازقطعه23ومقدار60/42مترازقطعه44 که مساحت هریک بشرح زیروهمگی مفروز ازششدانگ باقیمانده یک قطعه زمین مزروعی وقاع در خیابان حسن آبادزرگنده پلاک شماره 3130بخش11شمیران که درگردش ثبت است وبااطلاع کامل خریدارازجریان ثبتی آن ازهرحیث مسئولیت متعاملین انجام شد،وخریداراستعلامیه5023مورخ1/6/41راملاحظه وازمفادآن کاملاٌ مطلع شدوطرفین توافق نمودند.......)درموردزمین زراعی مذکور در سندرسمی،درصورت موجودبودن آن درزمان تنظیم سندچون ادامه جریان ثبت پس ازتقاضای ثبت انجام نگرفته است ،چنانچه درخواست تقاضای ثبت موردتایید اداره ثبت قرارگرفته،قطعات مذکوردرسندممکن است توسط اداره ثبت مفروزگردیده باشد،ویاباتوجه به تصرفات زمین ، توسط خودفروشنده زمین قطعه بندی شده باشد.درهرحال جریان ثبتی پلاک3130توسط شورای عالی ثبت باطل اعلام گردیده وبرای قطعات مندرج درسند6045مورخ10/6/41،سندمالکیتی صادرنگردیده است وباابطال تقاضای ثبت3130،موضوع سندمذکورسالبه به انتفاءموضوع میباشد.چنانچه سنــــدرسمی6045مورخ10/6/41 درسال41 متصرفینی داشته،مکن است تصرفات دچاردگرگونی هایی شده وممکن است ازطریق اداره ثبت به متصرفین تحت پلاکهای دیگری سندداده باشند، که درپاسخ استعلام ثبتی پلاک 3130 نسبت به قسمتهایی به آن اشاره شده است،معمول ومرسوم درمعاملات املاک در دفاتر اسناد رسمی دین است که اسناد مالکیتی را فروشنده در اختیار دفترخانه قرار میدهد ، که با تنظیم سندرسمی درسندمالکیت درستون نقل وانتقالات نام خریدارقیدمیگردد،اگربشود باتنظیم سندرسمی بدون پشتوانه اسنادمالکیت نقل وانتقالی انجام پذیرد،برای هرملک غیر منقولی میتوان سندرسمی تنظیم نمود،بدون پشتوانه اسنادمالکیت هرکس میتواندفروشنده باشدوبااعلام پلاک ثبتی ازطرف خود،آنرابه خریدار واگذارنماید.بنابراین نه پاسخ استعلامات ثبتی ونه نظریه کارشناس رسمی ونه مندرجات سندرسمی6045مورخ10/6/41،هیچکدام دلالت بر صحت خواسته خواهانها نداشته بلکه هرکدام میتوانددلیل بررددعوی خواهانهاقرارگیرد،نکته دیگری که درانتهای دادنامه شماره 791 مورخ 12/7/80 به آن اشاره شده است، این است که خواهانها بشرح توافقنامه عادی 31/4/80 ونقشه-----(یک دوهزارم) مربوطه مب  براختصاص قطعات 2 و7 ازپلاک متنازع فیه فعلی  به جای یک دانگ سهمی آقای م ا  صادرواعلام

/ 2 نظر / 83 بازدید
فرهادی

با سلام جناب آقای نیکخوی منفرد این پلاک 3130 متعلق به کسی غیر از این افرادی که در رای آمده است میباشد(با مدارک متغن و قانونی و انحصار وراثتهای موجود) و مالک اصلی و وکیل مالک نیز شکواءیهای در سال 44 مطرح مینمایند که متت آگهی دعوت از متصرفین و احضار آنها به دادگاه موجود است و در آن سالها عده ای از افراد ذینفوذ و سر شناس اقدام به جعل و تصرف نموده بودند که پس از شکایت ومالک و وکیل مالک به طرز مشکوکی کشته میشوند و با کشته شدن آنها پرونده برای همیشه مسکوت و بلا اقدام میماند و به بایگانی راکد سپرده میشود و در این سالهای اخبر بنا به گفته کارمندان ثبت قلهک افراد مختلف با جعل وکالتنامه ها و مبایعه نامه های مختلف اقدام به طرح موضوع و تصرف غیر قانونی و غیر شرعی نمودند و هنوز هیچ اقدام موثری به لحاظ قانونی به دلیل حجم و بزرگی موضوع و عدم امکان مالی ورثه صورت نگرفته است در صورت تمایل به پیگیری موضوع و برسی آن میتوانید به ایمیل بنده پیغام و یا احیانا شماره تماس بگذارید با تشکر فرهادی

هیچکس

جناب آقای منفرد بنظر حضرتعالی متن رای صادره حاصل رهنمودها و جانبداری یکسویه و مشورت با یک طرف پرونده یا وکیل ایشان نیست ؟؟؟؟؟؟ خدا وکیلی نقش رییس دادکاه در رسیدن به متن رای صادره چه میزان است؟؟؟؟؟