نقد وبررسی رای دادگاه کیفری دو شعبه 1179

بنام خدا

وهرکس خطا یا گناهی از او سرزند وتهمت به دیگری بندد مرتکب بهتان وگناه بزرگی شده است (ترجمه آیه112سوره نساء)

رئیس ومستشاران محترم شعبه 57 دادگاه تجدیدنظراستان تهران

با سلام واحترام به وکالت از خانم ف س خ مراتب دفاع ازایشان را در پرونده کلاسه 96005که برای آن وقت رسیدگی 21/8/97ساعت 12 در نظر گرفته شده بشرح ذیل اعلام می دارم

برخود لازم می دانم که ابتدا از زحمات وکیل دیگر مشتکی عنها آقای بابک شکارچی صیادان در دفاع از مشتکی عنها در مراحل رسیدگی وخصوصا تنظیم لایحه متقن ومنطبق با موازین قضائی درمرحله تجدید نظر تشکرکنم لذا خواهشمندم دادگاه محترم علاوه بر اینکه لایحه ایشان را در دفاع مدنظر قرار می دهد به لایحه اینجانب که از دیدگاه ومنظر دیگر به موضوع با توجه به وسعت علم حقوق توجه شده توجه نمایند

در حالی که در حقوق ایران در امور کیفری اصل بر برائت است مگر اینکه خلاف آن اثبات گردد دادگاه کیفری شعبه 1177با اعتراض به قرار منع تعقیب بازپرس دادسرا بلحاظ عدم کفایت دلیل دراین پرونده ظا هرا اصل را برمجرمیت قرارداده مگر اینکه خلافش ثابت شود؟؟!! زیرا آنچه در لایحه اعتراض به قرار منع تعقیب بیان شده همان مطالب قبلی است که توسط وکیل شاکی بیان شده ودادگاه درجلب به دادرسی هیچ تحقیق واقدام جدیدی وهیچ استدلالی بر صحیح نبودن تحقیقات دادسرا ننموده وبه همان مواردی که دادسرا در صدور قرار منع تعقیب دادسرا بیان داشته با اندکی تغییرات اشاره کرده است که جای بسی تاسف است وبرای اینکه زحمت دادگاه محترم تجدیدنظر برای ملاحظه آن کمتر گردد متن هردو قرار که از پرونده استخراج شده بیان می گردد

 

 

قراردادسرا

نظر به اینکه شاکی دلیل قاطعی مبنی برسپردن امورمالی(صندوق)علیه متهم ابرازنداشت وشهود طرفین نیز اظهاراتشان در تعارض با یگدیگر باعث سقوط دلیل طرفین می شود ومتهم اتهام انتسابی را به قاطعیت رد کرد لذا بلحاظ عدم کفایت دلیل قرارمنع تعقیب صادر می گردد

قرار جلب به دادرسی

با توجه به شکایت شاکی، گواهی شهود، نظریه کارشناس رسمی دادگستری وسایر قرائن وامارات موجود در پرونده واظهارات بلاوجه متهم ونظر قضائی دادگاه ضمن نقض چلب به دادرسی می گردد

تنها موردی که درقرار جلب به دادرسی در قراردادسرا به آن اشاره نشده نظریه کارشناس رسمی دادگستری است شایان ذکراست که قرار کارشناسی توسط بازپرس محترم صادر گردیده و مورد ملاحظه بازپرس قرارگرفته وفاقد ارزش قضائی در انتساب جرم بوده که حتی درقرار نهائی دادسرا به آن اشاره نشده با اینکه در قرارکارشناسی هیچ اشاره ای به اخذ اظهارات از مشتکی عنها نشده   مع الوصف بنظر کارشناس با نظر جانبدارانه از شاکی مطلبی را از مشتکی عنها بیان داشته که بنظر خلاف واقع وتخلف برای کارشناس است کارشناس در مورد مشتکی عنها چنین بیان داشته

تا تاریخ تنظیم نظریه علیرغم تماس با مشتکی عنها ودعوت ازایشان برای ارائه توضیحات در خصوص نحوه ثبت وجوه دریافتی از مشتریان در دفاتر وهزینه کرد آن نامبرده مراجعه ای نداشته است

این اظهارات تلقینی از طرف شاکی است که پنج میلیون تومان بابت هزینه کارشناسی طبق دستور بازپرس محترم پرداخت کرده وکذب محض است اگر کارشناس تماسی با مشتکی عنها داشته ابتدا باید شماره تلفن تماس خود وساعات تماس و تلفن تماس گیرنده را بیان می کرد که قابلیت اثبات داشته باشد و   مشتکی عنها منکرهرگونه تماس ازطرف کارشناس است ضمن اینکه کارشناس براساس اظهارات شاکی نحوه ثبت وجوه دریافتی از مشتریان دردفاتر وهزینه کرد آن را بدون دلیل به مشتکی عنها منتسب کرده ودر اظهارات خود در این خصوص اظهار وادعای شاکی را بیان داشته است در نظریه کارشناس شروع بررسیهای مالی از قبل از حضورمشتکی عنها در مرکز مشاوره وزیبائی خورشید بوده وبرفرض که تمامی مدارک مالی مربوط به کارشناس ارائه شده باشد واختلاف حساب یا مابه التفاوتی دردرآمد وهزینه هم بنحو صحیح توسط کارشناس اعلام شده باشد وقتی مشتکی عنها دخالت مالی نداشته باشد اختلاف حساب ربطی به مشتکی عنها ندارد واین در حالی است که شاکی دفاتر غیر رسمی حسب نظر کارشناس داشته وکارشناس به بررسی دفاتر غیر رسمی با مدارک ارائه شده مبادرت کرده که این دفاتر نمی تواند دلیل علیه شخص ثالث باشد ومعمولا تنظیم چنین دفاتری برای فرارمالیاتی است لذا بنظر همین دلایل موجب آن شده که دادسرا آنرا فاقد ارزش قضائی بداند وبه آن استناد نکرده است

اصولا برای طرح هر دعوی اعم ازکیفری وحقوقی سمت برای طرح کننده لازم ولی دردعاوی کیفری گاها توجه به این مهم نمی شود شاکی مسئول مرکزمشاوره و زیبائی خورشید بوده ولی در مراحل رسیدگی قبلی از ایشان مدارکی بر ملکیت وفعالیت کسبی مطالبه نکرده اند تا معلوم شود اساسا ایشان ذی سمت برای طرح دعوی می باشد وآیا مجوز فعالیت کسبی مورد تایید مراجع قانونی دارد یاخیر ؟ لذا عندالزوم از دادگاه محترم تجدیدنظر تقاضا دارم که مورد سئوال و مطالبه قرارگیرد واگر سمت شاکی برای دادگاه محرزگردید ازایشان سئوال کند سمت مشتکی عنها در مرکزمذکورچه بوده آیا شرح وظایفی کتبی با توجه به سمت ایشان به وی ابلاغ شده یا خیر؟ خواهران ایشان در مرکزمشاوره وزیبائی با توجه به اینکه بارها از طرف مشتکی عنها عنوان شده عهده داراداره و امور مالی  بوده اند وصندوق دار خواهر ایشان بوده را قبول دارد یاخیر ولی در مراحل رسیدگی هیچ سئوالی در این مورد نشده لذا عندالزوم از محضر دادگاه تقاضا دارم این سئوال هم از شاکی بشود

لطفا از مشتکی عنها سئوال شود توضیحاتی در مورد کار خود در مرکز مشاوره زیبائی خورشید ارائه وپس از ارائه توضیحات از شاکی سئوال شود آیا توضیحات مشتکی عنها را قبول دارد یا خیر اگر قبول ندارد خود راجع به نحوه کار مشتکی عنها توضیح دهد  

حال به نقد وبررسی رای تجدیدنظر خواسته شعبه 1179در دادنامه 9509972181901074 با شماره بایگانی 950705-18/8/95 می پردازیم تا ببینیم رای منطبق با موازین قضائی می باشد یا خیرمطالب پررنک رای دادگاه می باشد

اینک از تامل به جامع اوراق پرونده امرو علی الخصوص شکایت شاکی

اگر منصفانه به جامع اوراق پرونده نگریسته شود بیشتر اوراق پرونده در بردارنده قرار منع تعقیب وبرائت مشتکی عنها می باشد وحتی موجبات شک هم از نظر قضائی فراهم نیست چه برسد به علم ،عبارت علی الخصوص شکایت شاکی بدون اینکه خصوصیت آن توضیح وتبیین گردد زیبده رای دادگاه نیست  

مودای شهادت شهود صحنه

اگر منظوراز شهادت شهود صحنه خدمه وکارکنان شاغل در مرکز مشاوره وزیبائی خورشید است با توجه به اینکه کارکنان فاقد بیمه هستند بلحاظ تهدید یا تطمیع وبا عنایت به اینکه مورد جرح مشتکی عنها قرارگرفته اند مودای شهادتشان به ضرر مشتکی عنها فاقد ارزش قضائی است

نظریه کارشناسی که مصون از تعرض بهنگام مانده است

در مورد نظریه کارشناس توضیحاتی در متن فوق داده شد که نیازی به تکرارمجدد آن نیست ولی لازم به ذکریک نکته است که مشتکی عنها پس از اطلاع از کارشناسی توسط وکیلش در ص60پرونده اعتراض خود را به بازپرسی اعلام کرده است واعتراض مشتکی عنها درمورد همان قسمتی بوده که کارشناس اعلام داشته با وی تماس گرفته بوده مشتکی عنها در امورمالی دخالتی نداشته است واگر گاهی بلحاظ شلوغی کار اقدام مالی هم انجام داده باشد زیرنظر خواهر شاکی  که صندوق دار وامور مالی را بعهده داشته بوده است لذا نتیجه کارشناسی هرچه باشد ربطی به مشتکی عنها نداشته وبه همین دلیل هم بوده که مورد توجه بازپرس محترم قرارنگرفته وهیئت کارشناسی با توجه به اعتراض تعیین نشده ودر قرار نهائی بازپرس با عبارت اینکه دلیل قاطعی دائربر سپردن امور مالی به مشتکی عنها ابرازنشده است  به آن اشاره شده است



دفاعیات بلا وجه متهمه و وکیل مدافع او

در مورد این عبارت وقتی دادگاه توضیحات واستدلالی در مورد بلاوجه بودن اظهارات در رای نمی آورد ورای دادگاه طبق قانون باید مستدل ومستند باشد    بلا وجه بودن اظهارات نمی توان منتسب به متهمه و وکیل نمود ؟!

تعارضات گفتاری مشارالیها از حیث مدخلیت در امور مالی واذعان ثانویه به امر وبالاخره صحه نهاده شدن دخالت متهمه در دریافت وجوه مشتریان ودیگر قرائن محصله دادگاه بزهکاری وی بشرح معنون را محرز دانسته وبدینسان با انطباق امر با ماده 674 قانون مجازات اسلامی مصوب 75 حکم به محکومیت اوبه تحمل نه ماه حبس صادر واعلام می دارد

در این قسمت از رای قاضی محترم بدون اینکه صفحات مربوط به تعارضات گفتاری مشتکی عنها را بیان کند به آن اشاره کرده که از نظر موازین قضائی خالی از اشکال نیست مشتکی عنها با ضرس قاطع تعارضات گفتاری را رد می کند واینجانب وکیل مشتکی عنها با دو بار مطالعه پرونده تعارضات گفتاری در اظهارت موکله محترم مشاهده نکردم و گاها اقدام مالی زیر نظر مسئول مالی وصندوق داررا نمی توان تعارض گفتاری تلقی نمود

اما استناد دادگاه به ماده 674قانون مجازات اسلامی

مهمترین امر در احراز یک جرم عنصر مادی جرم است وقتی مشتکی عنها با قاطعیت منکر مداخله مالی می باشد واین امر مورد تایید دادسرا که مرجع تخصصی احرازجرم است قرارگرفته وسایر ادله که به شرح ونقد آن در متن فوق پرداخته شد قابلیت احرازعنصر مادی جرم را نداشته باشد طبعا عنصر قانونی ومعنوی جرم منتفی است لذا در صورت امکان چون برائت مشتکی عنها در بر دارنده بار اتهامی است بلحاظ عدم احراز جرم رای به منع تعقیب مشتکی عنها که بعضا در آراء دادگاهها ملاحظه شده مورد در خواست است متشکرم

                           رضا نیک خوی منفرد وکیل خانم ف س خ

 


/ 0 نظر / 11 بازدید