نامه سرگشاده به سرپرست دادگاههای تجدیدنظر استان تهران

بنام خدا

نامه سرگشاده به سرپرست محترم دادگاههای تجدیدنظر استان تهران

با سلام واحترام

 دیروز نگارنده همکار سابق شما در دادگاه تجدیدنظر آمده بود تا هم محل جدید راتبریک بگوید وهم در ارتباط با توصیه نامه ای که شما برای یک پرونده نوشته بودید که جهت اطلاع پیوست این نامه می شود با شما صحبت کند ازبیان حضوری با وجود تعداد افراد منتظرملاقات باشما صرفنظرکردم ابتدا که شروع کردم قصد م این بود که نامه خصوصی باشد ولی در بین نگارش چون مطمئن بودم که حرفهای مردم درگیر با پرونده های قضائی هم هست برای اینکه انشالله تاثیرمثبتی داشته باشد تصمیم گرفتم که سرگشاده باشد با اینکه دفترشما به مراجعین گفته بود که شما ملاقات ندارید با این وصف تعداد زیادی ساعتها نشسته بودند چه کنند بندگان خدا فکرمی کنند شما ممکن است گره از کارشان بردارید من با فکرکردن در وظایف شما به این نتیجه رسیدم که وظایف شما درسه وظیفه خلاصه می شود  اولین وظیفه شرکت در جلسات وشنود وبیان اظهار نظر ، نظر نگارنده این است که این جلسات چون تاثیری در بهبود اوضاع ندارد لغو است اگر اثر مثبتی داشت نمی بایست مردم اینقدر ناراضی از عملکرد مراجع قضائی باشند دوم وظیفه شما که بیشترین وقت شما را به خود اختصاص می دهد ارجاع پرونده است سرپرست محترم کسی که ابلاغ قضائی تجدیدنظر را می گیرد باید آمادگی برای رسیدگی به هر پرونده ای را داشته باشد در غیر اینصورت پست قضائی را غصب کرده است وموجب تضییع حقوق مردم نیز می شود کسی که توان رسیدگی به پرونده های تجدیدنظر از هر نوع را ندارد باید برگردد به مرجع قضائی که توان رسیدگی به آنرا دارد ،مثل بانکها که دستگاه نوبت دهی دارند ارجاع را به ترتیب تاریخ ورود وثبت به کامپیتورو یا به قرعه واگذار کنید اینطور زودتر کار انجام می گیرد حرف وحدیث هم ندارد سومین وظیفه شما پاسخگوئی به ارباب رجوع است که خلاصه می شود درتوصیه نامه کلی  روزهای سه شنبه وغیره درذیل درخواست های ایشان برای شعبات که چون کسی که پیش شما می آید یکطرف پرونده است ومدارک مثبت مربوط به خودش را می آورد وطرف دیگر نیست که دفاع کند ممکن است توصیه نامه بناحق باشد مانند همین مورد پیوست این نامه گرچه این توصیه نامه ها هیچ ضمانت اجرائی ندارد وشما هم پیگیر آن نخواهید بود حال اگر شعبه ای به جهت احترام یا بنا به مصالحی توصیه نامه شما را ترتیب اثر دهد مانند همین پرونده می شود که دادگاه بعد از جلسه رسیدگی وشش سال ازگذشتن پرونده در دادگاه نخستین ودادگاه تجدیدنظر ابتدا اعاده دادرسی را بدون اینکه مستند قانونی داشته باشد می پذیرد وپس از جلسه رسیدگی در پرونده تصرف عدوانی استعلام ثبتی درمورد مالکیت به عمل می آورد وجالب این است که برای وکیلی که حداقل هفته ای دوبار به دفتر دادگاه مراجعه می کند احضاریه برای آوردن پلاک ثبتی ارسال می کند ووقتی موکل مراجعه می کند ومی گوید که من شش سال است که بی جهت درگیر با این پرونده ناحق شده ام و بسیارازجهت مادی وجسمی متضرر شده ام گفته می شود که پرونده هائی هست که پانزده ساله است دراینجا می بایست می گفت با این وضع باید گفت خوش به حال شما قضات ؟؟!! ولی مگر کسی جرات دارد به قضات بگوید بالای چشم شما ابروست وقتی از روی کنجکاوی وکیل مراجعه می کند که این استعلام ثبتی درپرونده ثبتی اگر ممکن است مبنایش را توضیح دهید پاسخی  غیر منطقی می شنود که وکیل هم نمی تواند بحث کند چون گفته می شود ما موظف نیستیم در مورد دستورات خود توضیح دهیم به زبان بی زبانی می گوید مردم مثل گوسفند برای ما هستند که ما هر تصمیمی خواستیم برایشان می گیریم ؟؟!!انشالله شما مسلمان رزمنده جانبازاز تندی وصراحت قلم من ناراحت نشوید اگرمن در مورد وظایف شما استنباط غلط دارم خوشحال می شوم که در قسمت نظروبلاگ آراء برتر نظر شما را ملاحظه کنم البته آنچه راجع به وظایف شما گفتم تا حدود زیادی درمورد سرپرستان مجتمع های قضائی معاونین ارجاع ومعاونین قضائی که رسیدگی ماهیتی ورای صادرنمی کنند وسرپرستان دادسراها ومعاونین ارجاعشان ومعاونین که رسیدگی ماهیتی وقرار صادر نمی کنند نیزصادق است که اگر قضات ستادی رسیدگی به پرونده کنند شاید کمبود قاضی هم نداشته باشیم. در پایان خودم وشما را به تقوا سفارش می کنم وانشاءالله در آیه 281 سوره بقره وآیات ابتدائی سوره عنکبوت بیشتر تدبر کنیم تا عمرمان را هدر ندهیم موفق باشید رضا نیکخوی منفرد قاضی بازنشسته پیوست نامه بشرح ذیل

 بنام خدا

رئیس ومستشاران شعبه 32 دادگاه تجدیدنظراستان تهران

با سلام واحترام

 به وکالت ازآقای روح جبرائیلی بطرفیت جابر صمدی با وکالت آقای بیژن علیزاده در دعوی اعاده دادرسی که وقت رسیدگی برای ساعت 10 صبح 9/11/96 تعیین شده لایحه دفاعیه خودرا بشرح ذیل بیان می دارم

 ابتدا خاطر نشان می کنم از نظر اینجانب به لوایح ارائه شده در مرحله بدوی وتجدیدنظر که مجموعا ممکن است یک کتاب حدود 100 صفحه ای شود در ابطال حق سرقفلی در دادگاه شعبه 32 تجدیدنظر ودر دعوی تصرف عدوانی شعبه 23توجه شایسته نشد امید است به این لایحه توجه لازم بشود

وقتی شخصی نسبت به رایی قطعی از دادگاه تجدیدنظر تقاضای اعاده دادرسی می دهد دفتر دادگاه مکلف به قبول آن می باشد حال چرا آقای علیزاده متوسل به دفتر ملاقاتهای مردمی رئیس کل دادگستری استان تهران می شود ودفترملاقاتهای مردمی  با ارزش دادن به درخواست ایشان در یک برگه تایپ شده شکیل اظهارنظری که قطعا القا شده از طرف آقای علیزاده بوده می نماید تا آنجا که اطلاع دارم مسئول دفتر ملاقاتهای مردمی شخصی است که حداقل بیست سال با ابلاغ قضائی ماموردر روابط عمومی است وکاراداری انجام می دهد چنین فردی وکارشناسان تحت امر ایشان صلاحیت اظهارنظر قضائی در مورد آراء صادره را ندارند ولی متاسفانه مدت طولانی است که اینکار را انجام می دهند ، با برگه ملاقات آقای علیزاده نزد سرپرست محترم محاکم تجدیدنظر رفته وایشان در ذیل برگه ملاقات عمومی خطاب به شعبه 32 دادگاه اینطور مرقوم نموده اند (جهت ملاحظه هرگونه اقدام شایسته قانونی وتدقیق مضاعف در رسیدگی به موضوع اعاده دادرسی به شعبه 32تجدیدنظر ارسال می گردد{توجه به موضوع وآراء صادره قبلی که قطعی هم گردیده است ضروری است}) بنظر آقای علیزاده امیدی به قبولی اعاده دادرسی پس ازثبت آن نداشته که متوسل به توصیه نامه برای شعبه شده واین شایسته یک وکیل دادگستری که لایحه وضمائم آن 33صفحه می باشد نیست، البته افرادی که نزد سرپرست محترم محاکم تجدیدنظر می روند تنها به قاضی می روند ومدارک مورد نظر خودشان را ارائه می دهند وتوصیه ها هم از جهت تکریم ارباب رجوع کلی است و ظاهرا تکلیفی هم برای دادگاه بوجود نمی آورد

اما آنچه دادگاه شعبه 32 تجدیدنظر درمقام قبول اعاده دادرسی بیان داشته اند این است (با عنایت به اسناد ومدارک ابرازی وسابقه احکام متعدد اصداری وضرورت بررسی مجدد موضوع به استناد تبصره ذیل ماده 435 قانون آئین دادرسی قرارقبولی اعاده دادرسی صادر می گردد)جهات اعاده دادرسی در ماده426 درهفت بند بیان شده است استدلال دادگاه در قبول اعاده دادرسی بنحو صریح منطبق با هیچیک از بندها ی هفتگانه نیست حال اگربپذیریم دادگاه بنحو تلویحی نظر به بررسی بندهای ذکر شده در دادخواست اعاده دادرسی داشته است اکنون به کمک دادگاه در بررسی بندهای عنوان شده می پردازیم آقای علیزاده وکیل محترم آقای جابر صمدی لایحه خودرا در10 صفحه نگارش وتایپ  نموده که اگرلایحه ایشان به یک فرد متخصص در امور نگارشی داده شود وتکرار مطالب از آن حذف شود بنظرنمی رسد مطالب  حد اکثربیش از 3 صفحه بشود، ایشان در پاراگراف اول خود با پرنگ نمودن چند سطر از دادنامه 409-31/3/95 شعبه 32 تجدیدنظر را آورده است

اولا اظهارنظر در متن رای قانون نیست که لازم باشد که قضات دیگر ازآن تبعیت کنند

ثانیا ممکن است متن یک رای قطعی هم مصون از اشتباه وخطا نباشد شایان ذکر است که سند مدرکیه که دررای تجدیدنظر بعنوان سبق تصرف قید گردیده ادعای جعلی بودن آن توسط آقای دیبائی شده است که بعنوان معترض ثالث در همین پرونده وارد شد ودعوی وی به موکل ابلاغ گردید که بعدا رضایت وی توسط آقای جابرصمدی کسب شد که دعوی خود را پس گرفتند که این قرینه قوی برمشکل داشتن سند مدرکیه است

ثالثا سبق تصرف یک امر مادی است که احراز آن با شهود است نه سند مدرکیه فقط در زمانی که سبق تصرف محل اختلاف باشد دارنده سند رسمی بعنوان متصرف سابق شناخته می شود که درپرونده مذکورعلاوه براینکه سند مدرکیه عادی است سبق تصرف نیز محل اختلاف نبوده است

رابعا زمانی سند مدرکیه دلالت بر سبق تصرف دارد که متصرف لاحق مدعی واگذاری ازطرف متصرف سابق نباشد یا اینکه متصرف لاحق بنحو عدوان ازوی تصرف را سلب کرده باشد که در این فرض رضایت مالک ملک نباید کسب شده باشد وهمانزمان که عدوانا از وی رفع تصرف شده طرح دعوی حقوقی ویا کیفری تصرف عدوانی نموده باشد که در پرونده مذکور  در واگذاری حق کسب وپیشه ازآقای جابرصمدی به آقای سعیدی پشی واز آقای سعیدی به آقای روح الله جبرائیلی وازروح الله جبرائیلی به آقایان خداوردیلو وسیدآبادی به تایید مالک ملک که وکیل مالکین دیگر هم بوده رسیده است که مدارک مربوط به آن در پرونده مضبوط است درصورت لزوم مجددا ارائه می گردد آقای جابرصمدی پس ازچندین سال از تصرف مغازه اش توسط ایادی مختلف زمانی که به جرم مواد مخدر رونگردان به زندان رفته از زندان وکیل گرفته وشکایت های واهی تصرف عدوانی ،تخریب ،خیانت در امانت، انتقال مال غیرمطرح کرده وپیش خود گفته یک مقدار هزینه می کنم وبه عبارتی یک تیری در تاریکی می اندازم شاید به هدف خورد که متاسفانه شش سال است که حداقل برای موکل که  مدیرعامل یک شرکت مواد غذایی است استرس ودغدغه بوجود آورده که نتوانسته درکارش موفق باشد درقسمت دیگرهمین پارگراف اول دادگاه تجدیدنظر بیان داشته که تجدیدنظرخواندگان نیز دلیل ومدرکی که دلالت بر جواز تصرفات لاحق خود داشته باشد ارائه نشده است اولا دادگاه بدون جلسه رسیدگی رای را تایید کرده که در این مورد می توان گفت دادگاه چه زمانی از تجدیدنظر خواندگان دلیل سبق تصرف خواسته که ارائه نداده اند واگر این اظهار نظر مبتنی بر محتویات پرونده بوده می توان گفت که دادگاه در پرونده رضایت مکتوب مالکین ،اظهارات گواهان ، پرداخت اجاره بها ،مالیات وعوارض شهرداری که به وفور در پرونده بوده است و دلالت کافی بر سبق تصرف دارد ملاحظه نکرده است دادنامه 409-31/3/95 درتشریح دعوی تصرف عدوانی چنین بیان داشته( وازارکان دعوی تصرف عدوانی سابقه تصرفات متصرف سابق ولحوق تصرفات متصرف فعلی می باشد)دادگاه در این قسمت از مهمترین عنصر دعوی تصرف عدوانی که تصرف متصرف لاحق بدون اذن واجازه متصرف سابق است غفلت کرده حال چطورآقای علیزاده انتظاردارد که استدلالهای دریک رای فصل الخطاب برای آراء بعدی باشد اساسا وقتی دادگاه قراری را نقض وامر به رسیدگی ماهیتی می نماید حق ندارد اظهارنظر ماهیتی آنهم بنفع مثبت برای یک طرف پرونده بنماید که این علاوه براینکه نقض غرض است دادگاه را هم از بیطرفی خارج می کند

مجموع لایحه وکیل مستدعی اعاده دادرسی در بندهای 1و2 و4 با تکرار مکررّات خلاصه می شود در اینکه دادگاه شعبه 32 تجدیدنظر در تجدیدنظر خواهی از تصرف عدوانی، حق امتیاز سرقفلی را که قبلا باطل کرده در رای تجدید نظر از تصرف عدوانی دوباره به آن اعتبار داده است آنچه در یک رای مبنا وملاک است نتیجه رای است نه استدلالهای درمتن رای دادگاه شعبه 32 ارکان متشکله در دعوی تصرف عدوانی را احراز نکرده است تجدیدنظر خواهی نسبت به تصرف عدوانی بوده نتیجه رای هم مربوط به دعوی تصرف عدوانی است موضوع مورد ادعای تجدیدنظرخواهانها همین بوده وخواسته ای بیشتر ازرد وبطلان دعوی رفع تصرف عدوانی دراین مرحله نداشته اند ودادگاه هم بیش از خواسته رای نداده است برفرض که بپذیریم در خصوص حق سرقفلی در رای دادگاه تجدیدنظر تضاد وجود دارد اولا موضوع دو دعوی یکی نیست موضوع یک دعوی ابطال حق سرقفلی و موضوع دعوی دیگرابطال رفع تصرف بوده بنابراین از این نظر منطبق با بند 4 نیست برفرض اگرموضوع دو دعوی یکی بود استثنائی در انتهای بند 4 است که سبب قانونی موجب این مغایرت نباشد چه سبب قانونی از این برتر که دعوی تصرف عدوانی در دادسرا رسیدگی ونسبت به آن منع تعقیب صادر وقطعی گردیده وطبق ماده 18 قانون آئین دائدرسی کیفری هرگاه رای قطعی کیفری موثر در ماهیت امر حقوقی باشد لازم الاتباع است

در مورد بند5 چون مربوط به وکالت ولایحه ومستندات ارائه شده از طرف وکیل آقایان سید آبادی وخداوردیلو است انشالله ایشان در لایحه خود پاسخ لازم را می دهد اگر لازم باشد شفاها در دادگاه بیان خواهم داشت

مطالب بیشتری تهیه شده بود ولی به منظور اجتناب از اطاله کلام از آن صرفنظر می شود در پایان از محضر محترم دادگاه تقاضا دارم در صورت اقتضاء پاسخ سئوالات ذیل از آقای علیزاده خواسته شود تا مابقی دفاع بصورت شفاهی بیان شود. سئوال شود

-1آیا موکل شما آقای جابرصمدی درخصوص دو دهنه مغازه رابطه ای حقوقی با آقای سعیدی داشته یا خیر

2-آیا مغازه دو دهنه مورد ادعا مدتی درتصرف آقای سعیدی بوده است یا خیر اگر در تصرفش بوده چه مدت بوده وتحت چه عنوانی

3-سلب تصرف ازآقای جابر صمدی از چه زمانی بوده است آیا اقدامی در تصرف مجدد خود در همان زمان سلب تصرف نموده است یا خیر اگر پاسخ مثبت است چه مدرکی دارید اگر پاسخ منفی است علت عدم اقدام قانونی چه بوده است

4-آیا آقای جبرائیلی در خصوص دو دهنه مغازه رابطه اجاری یا امانی با موکل شما جابر صمدی داشته است یا خیر

5-آیا شرکت آقای جبرائیلی متصرف مغازه دو دهنه بوده است یا خیر اگر متصرف بوده چه مدت زمان بوده است

 انشاءالله پاسخ به این سئوالات در کشف حقیقت موثر باشد

از حوصله دادگاه محترم متشکرم

                                   رضا نیک خوی منفرد وکیل آقای جبرائیلی





/ 2 نظر / 38 بازدید
higherverdicts

مطلب خوبی بود منتظر اظهر نظر سرپرست تجدیدنظر راجع به این مطلب هستیم

higherverdicts

پست ومقامات همیشگی نیست اما وزر وبال آن مکن است همیشگی باشد