آراء برتر

 
منطور روزنامه همشهری از درج سه خبر از حوادث درروزنامه27/10 /90
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢۸
 

منطور روزنامه همشهری از درج سه خبر از حوادث درروزنامه27/10 /90

عنوان خبرها چنین است

1-خرید کاپشن پسر جوان را به کام مرگ برد.

اگر گزارش این خبر همانطور که شرح داده شده درواقع نیز همین باشد نتیجه این می شود که دوستان وی به خاطرتصاحب170هزار تومان پولی که دوستشان برای خرید کاپشن همراه داشته او را باچاقو به قتل می رسانند باورچنین اقدامی بخاطر170هزار تومان واقعا دشوار است اما اگر واقعیت به همین صورت  داشته باشد جرم شناسان ،روانشناسان،وجامعه شناسان نباید از کنارآن به راحتی رد شوند از نظر فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی،آن را مورد تجزیه وتحلیل قراردهند وبیان نمایند چه عواملی موجب چنین حوادثی می شود چه درصدی فرد مقصراست چه درصدی خانواده مقصر است وچه درصدی محیط مقصراست و تاچه حدی مدیران ذیربط جامعه مقصرند راههای پیشگیری از چنین حوادثی چیست.اماخبر دوم

2-خودروی چند صد میلیونی،شرط بخشش همسر

ماحصل این خبر این است که تاجری که همسرش فوت کرده دریک کشور خارجی با خانمی ایرانی که برای تفریح به خارج آمد ه و سی سال ازخودش کوچکتر است آشنا می شود ودر تهران با اوازدواج می کند، اگر این خبر به همان صورتی که گزارش شده واقعیت داشته باشد خصوصا درمورد فوت همسر اول، بعد ازمدتی از زندگی زناشویی آقای تاجر همسرش راکتک می زند که منجر به کبودی دست وصورت وی می شود وخانمش درکلانتری مهرآباد جنوبی شکایت می کند وخانم تاجر با گرفتن قول خرید یک اتومبیل چند صد میلیونی پورشه از همسرش از شکایتش گذشت می کند.

تعجب نکنید تاجر ایرانی وآن جوانان در خبراول هر دو درایران ودرتهران زندگی می کنند.بنظر می رسد روزنامه همشهری با آوردن این دو خبر پشت سرهم با زبان بی زبانی می خواسته فاصله طبقاتی را به تصویر  بکشد،کارشناسان و اهل فن بگویند که فاصله یا شکاف طبقاتی تا این حد حاصل تلاش وکوشش وزحمت بسیار است یا ازگرانفروشی ،کم فروشی ،تقلب درکسب،رانت خواری ونپرداختن مالیات قانونی و واقعی است؟ اما خبر سوم

3-نقشه6بچه محل قدیمی برای زورگیری از مسافران

د ر سیستم قضائی کشورما اصل براین است که پرونده های سبکتر از نظر جرم را دادیار رسیدگی می نماید وپرونده های مهم را باز پرس ، اتهام شش جوان  سرقت از مسافران با نشستن دو طرف مسافر در صندلی عقب ماشین وتهدید با چاقو وخالی کردن جیب مسافران وسپس پیاده کردن آنها این نوع سرقت چنانچه در منطقه معینی استمرار یابد نشان از حماقت وماجراجویی وبچگی مرتکبین دارد زیرا بعد از چند سرقت دستگیری آنها حتمی است دراینکه عمل مرتکبین برحورد قانونی وجدی را می طلبد شکی نیست اما نمایش چهره آنها در روزنامه درحالی که سه نفر از شش نفر در صورتشان مو هم در نیامده بنظر خالی از اشکال نیست

اشکالات را می توان اینطور بیان داشت .اولا باتوجه به اینکه رسیدگی به این جرم به دادیار ارجاع شده نباید جرائم کشف شده ازمرتکبین درحد جرائمی باشد که مجازاتهای سنگینی را باتوجه به سن مرتکبین داشته باشد.

ثانیا آیا در سیسم قضائی کشور ما شاکی تراشی اجازه داده شده است؟ اصل بر این است که بزه دیده درمکان وقوع بزه شکایت می کند و اگر بزه دیده شکایت نکند یااز ضرر وزیان خود گذشته است یا بزه وارده به وی در حدی نیست که وقت بگذارد وشکایت کند.ثالثا با نشان دادن عکس متهمین آسیب جدی به خانواده واقوام نزدیک وی وارد می شود وانگشت نمای خاص و عام می شوند.ومرتکب بلحاظ اینکه مشهور به جرم شده بازگشت به جامعه و کارشرافتمندانه برایش مشکل می شود

رابعا وقتی درمرحله اتهام عکس متهمین منتشر شود می توان گفت که به نوعی حکم محکومیت قبل از اتمام رسیدگی قضائی برای آنها صادر گردیده است ممکن است بعضی از متهمین با توجه به تاثیرآنها درارتکاب جرم ودفعات جرم وعلل مخففه درحد جریمه نقدی محکوم شوند البته مرتکبین به  قتل عمد وتجاوز به عنف وجرائم سنگین وسارقین مسلح متواری وکلاهبرداران حرفه ای متواری که دلائل ومدارک کافی بر اتهام آنها باشد بدیهی است که انتشار عکس آنها از طریق بازپرس یا دادگاه مربوط بلا اشکال است.البته بنظرمی رسد که درج این خبر هم باخبر دوم بی ارتباط نیست!.ومن الله توفیق. (رضانیکخوی منفردکارشناس ارشد حقوق جزا)

                                                

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()