آراء برتر

 
عدم فرهنگ مالیاتی مطلوب
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳٠
 

عدم فرهنگ مالیاتی مطلوب

          با توجه به معنای لغوی فرهنگ که به ادب، تربیت، دانش، علم و معرفت[1] معنی شده ترکیب کردن فرهنگ با کلمه مالیات، و با اضافه یای نسبت به آخر کلمه مالیات، فرهنگ مالیاتی مساوی است با ادب مالیاتی، تربیت مالیاتی، دانش و معرفت مالیاتی می باشد. که می توان گفت غالب کسانی که با محوریت مالیات مقاله ، کتاب ، پایان نامه، و رساله دکتری نوشته اند، از فرهنگ مالیاتی مطالبی بیان داشته اند، و مدیران اجرایی سازمان مالیاتی نیز به فرهنگ مالیاتی در مصاحبه و سخنرانی های خود تأکید داشته اند، ودر دومین همایش سیاست های مالی و مالیاتی ایران، که به صورت دو جلد کتاب در آمده، در یکی از مقالات آن در مورد تأثیر فرهنگ سازی مالیاتی چنین گفته اند «اصطلاح فرهنگ مالیاتی به رشد تمکین داوطلبانه مالیاتی مؤدیان شهره است به نظر می رسد برخی ویژگی های نهاد دولت در ایران به گونه ای بوده که مالیات گریزی را تشویق کرده و همین امر ، فرهنگ پرداخت مالیات را از سوی مؤدیان و سیاست گذاری مالیاتی از سوی نهاد دولت و بی تفاوتی گروه های مرجع را سبب شده است. در یک کلام اجزاء نظام مالیاتی ایران فاقد فرهنگ مالیاتی هستند، انواع تبعیض، بی احترامی  به مالکیت خصوصی، قواعد اقتصادی متغیر، نداشتن استراتژی در توزیع کالاهای رفاهی و... جملگی سبب شده که ساختار مالیاتی کشور آسیب پذیر شود و فرهنگ مالیاتی رشد نیابد.»[2]

        «مهمترین چالش پیش روی نظام مالیاتی، مسأله فرهنگ مالیاتی است، ایجاد و تغییر فرهنگ به زمان نیاز دارد، و دستگاه مالیاتی کشور باید برای فرهنگ سازی و نهادینه کردن ارزش ها و باورهای مناسب مالیاتی برنامه ریزی کند، باید در جامعه این باور ایجاد شود که هر نسلی مکلف است در دوره حیات خود هزینه های اداره کشور را خود تأمین کند، منابع و ثروت هایی که به نسل های آینده نیز تعلق دارد، باید به مصرف سرمایه گذاری مولد برسد. برای ایجاد این فرهنگ باید زمینه فراهم شود تا مردم با اطمینان وارد عرصه فعالیت های اقتصادی شوند»[3]

         «فرهنگ مالیاتی با کار تبلیغاتی صرف ایجاد نمی شود، بلکه باید برای رسیدن به این هدف مالیات دادن را درمتن جامعه و نزد قشرهای گوناگون مردم جا انداخت و به فرهنگ تبدیل کرد[4].

اما چگونه می توان مالیات را به فرهنگ تبدیل کرد، آیا نظام مالیاتی فعلی قابلیت چنین اقدامی را دارد، و اساساً آیا قانون مالیات های فعلی برگرفته از فرهنگ مردم ایران که اکثراً مسلمان و شیعه هستند می باشد؟ برای پی بردن به این منظور کافی است پیشینه چگونگی شکل گیری قوانین مالیاتی بیان شود.

«مصوبات مجلس در تاریخ 2/4/1290- استخدام چهار آمریکایی برای وزارت مالیه، قانون استخدام سه نفر مستخدم (دو نفر آمریکایی و یک نفر از اروپائیهایی که در ایران هستند) برای وزارت مالیه مصوب 14/4/1290، قانون راجع به استخدام ده نفر مستخدمین آمریکایی برای مالیه مصوب 18/8/1290، قانون استخدام هشت نفر متخصص مالیه تبعه دول متحده آمریکا مصوب 20/6/1301، قانون اجازه استخدام یازده نفر مستخدم آمریکایی جهت خدمت در ادارات مالیه مصوب 20/2/1304، قانون تجدید استخدام  هرمان فری آلمانی برای رئیس اداره سیاست کل مالیه مصوب 1310، قانون اجازه استخدام چهار نفر بلژیکی برای وزارت مالیه به مدت سه سال، مصوب 30/2/1310، قانون اجازه تمدید کنترات چهار نفر مستخدمین بلژیکی وزارت مالیه مصوب 7/5/1313، قانون اجازه تجدید استخدام هرمان فری تابع آلمان برای ریاست محاسبات مالیه، قانون استخدام و حدود اختیارات دکتر میلسیپو رئیس کل مالیه ایران مصوب 22/12/1301»[5]

      دکتر میلیسپو، یک دوره دیگر علاوه بر دوره اول به استخدام وزارت مالیه درآمد «سومین قانون مالیات بر درآمد قانون مصوب 19 آبان ماه 1322 است که توسط دکتر میلسپو تنظیم و به مجلس شورای    ملی پیشنهاد گردید، تاریخ اجرای آن اول فروردین 1323 بود و از اول فروردین 1325 هم ملغی گردید.»[6]         

       بنابراین قانون مالیاتها سنگ بنای آن توسط آمریکائیها واروپائیان پایه گذاری و به عبارتی پیش نویس قوانین مالیاتی توسط بیگانگان تنظیم و به قانونگذاران ایرانی ارائه گردیده است، و بدیهی است که هرچقدر افراد خارجی به فرهنگ و آداب و رسوم ما آشنا باشند، باز هم افکار و ایده ها خود را در موضوعی که به آنها سپرده شده است دخالت می دهند، بر این اساس می توان نتیجه گرفت که قوانینن مالیاتی فعلی ریشه در فرهنگ غربی داشته است. شاید به همین دلیل هم باشد که پذیرش آن برای غالب مردم ایران سخت است..(نقل از پایان نامه کارشناسی ارشدجرائم مالیاتی ونقش آن در تعدیل ثروت وعدالت اجتماعی {رضا نیکخوی منفرد})

  ا


 

 
comment نظرات ()