آراء برتر

 
ارتباط جرائم مالی و غیرمالی با مالیات
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۳
 

 ارتباط جرائم مالی و غیرمالی با مالیات

یکی از جرائم مهم مالی، که غالب مراجع قضائی و انتظامی با آن درگیر هستند جرم سرقت است طبق آمار و بررسیهای انجام شده توسط محققین بیش از 90% عامل سرقت فقر و بیکاری است و درصد کمی از آن ناشی از زیاده خواهی و تفنن و ماجراجوئی است هر چند در سرقت دو عامل فقر و زیاده خواهی موجب ارتکاب آن است ولی عامل غالب فقر است. عامل زیاده خواهی چنانچه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. باز ریشه هایی از فقر در آن دیده می شود، یعنی فرد زیاده خواه خود را با افراد مرفّه و ثروتمند جامعه مقایسه می کند و برای رسیدن به ثروت و رفاه، دست به سرقت می زند. در هر دو عوامل فقر مادی و زیاده خواهی، عاملی دیگری نیز نهفته است که آن فقر فرهنگی است به عبارتی ضعف بینش و عقیده و ایمان مذهبی، غالباً سارقین اهل ایمان قوی و صد در صد به ذات اقدس پروردگار نیستند و الاّ بسیارند فقیران مؤمنی که دست از پا خطا نمی کنند و به همین جهت نیز در قرآن مجید مورد تمجید خداوند متعال قرار گرفته اند که قرآن بیان می دارد: «این فقرا به واسطه عفاف و پاکدامنی چنانند، که نادانان آنرا ثروتمند می دانند (یحسَبُهُمُ  الجاهِلُ اغنیاء مِنَ التّعفّف آیه 273 سوره بقره)

فقر مادی یکی از عوامل مهم بوجود آورنده خانه گریزی در فرزندان یک خانواده فقیر است که پسران پس از خانه گریزی معمولاً در دام تبهکاران سرقت و اعتیاد و دختران هم در دام باند فساد قرار می گیرند. قاچاق کالا و بعضاً مواد مخدر در مناطق مرزی توسط برخی مرزنشینان  نوعاً به خاطر نبودن شغل و فقر مادی است.

یکی از عوامل مهم مفاسد اجتماعی و اعمال منافی عفت در زنان که از طریق خود فروشی به منظور کسب درآمد انجام می شود. فقر این افراد است، یکی از عوامل اعتیاد فقر است، در این مورد در روزنامه سلامت چهارشنبه، ششم اردیبهشت 1389، آقای دکتر پرویز مظاهری دبیر انجمن روان پزشکان پرسشهایی را از آقای دکتر محمد سلطانی نموده است، که پرسش ها و پاسخها عیناً بیان می گردد.

سوال : تا به حال از جهات مختلفی درباره اعتیاد و عوامل مؤثر بر آن بحث شده لطفاً کمی درباره نقش فقر در گرایش به مواد مخدر توضیح دهید.؟

جواب : فقر از دو جنبه مورد بررسی قرار می گیرد، فقر اقتصادی و فقر فرهنگی که هر دو به یک نسبت در همه گیر شناسی اعتیاد نقش دارند، فقر فرهنگی یعنی توجه نکردن به ارتقای علمی و افزایش معلومات در زمینه های فرهنگی و اجتماعی فقر اقتصادی هم به معنای پایین بودن سطح درآمد و عدم امکان تأمین حداقل نیازهای زندگی است.

س – تأثیر گذاری فقر فقط در زمینه اعتیاد است یا در سایر مشکلات اجتماعی هم می تواند اثر گذار باشد؟

ج – کلاً فقر نقش ویژه ای در آسیب های اجتماعی ایفا می کند و مثلاً در سرقت، قتل و ارتکاب جرائم اجتماعی هم گاهی می توان ردپای آن را مشاهده کرد، البته فراموش نکنید که افراد بسیار زیادی در جامعه ما  و جوامع دیگر وجود دارند که با وجود فقر اقتصادی هم مشکلی در این زمینه نداشته اند و ندارند بحث ما صرفاً یک بحث کلی و آماری است.

س – در مطالعات جامعه شناسان فقر اقتصادی پیش درآمد بسیاری از معضلات اجتماعی و جرائم است، فقدان امکانات مالی مناسب در یک خانواده می تواند موجب سرخوردگی فرزندان در ترک تحصیل اجباری ایشان، به وجود آمدن اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی، پرخاشگری، عدم ارضای غرایز ثانویه مثل نیاز به محبت و نیاز به امنیت شود، درصدی از این افراد برای حل مشکل خود و فراموشی موقت آنها، از مواد مخدر (به توصیه افراد ناگاه) استفاده می نمایند.

تعدادی از افراد معتاد نیز پس از آلوده شدن به مواد جهت تأمین هزینه های آن جرائمی مثل خرید و فروش مواد، سرقت و حتی قتل را مرتکب می شود.

با این توضیحات به این نتیجه می رسیم که رفاه نسبی و معقول در جامعه از عوامل کاهش دهنده اعتیاد، یعنی تقسیم ناعادلانه ثروت در جامعه می تواند موجب فقیر شدن مردم و افزایش گرایش به مواد مخدر شود، درست است؟

ج – بله یکی از مشکلات جامعه ما همین موضوع است، از یک طرف افرادی از راه های واسطه گری و بدون هیچ گونه تلاشی به ثروت های بادآورده می رسند و به قول صاحب نظران اقتصادی، نبض بازار سرمایه را در دست دارند و روز به روز به ثروتشان افزوده می شود، از طرف دیگر درصد قابل توجهی از مردم که عمدتاً کارگران و کارمندان هستند با کاهش توانایی خرید مواجه هستند و با وجود تلاش شبانه روزی فقیرتر می گردند و سرپرست خانواده و فرزندان وی شانس بیشتری در ابتلا به مواد مخدر دارند، هرچند گروه اول نیز به طریق دیگر درگیر این معضل اجتماعی خواهند بود.

س – چه پیشنهادی برای حل این مشکل در جامعه خودتان دارید؟

ج – سوال شما را باید جامعه شناسان و اقتصاد دانان پاسخ دهند به نظر من حذف واسطه گری، رعایت قوانین مالیاتی و واقعی کردن آنها، هماهنگ نمودن حقوق و مستمری بازنشستگان، دخالت مستقیم دولت در نرخ گذاری کالاها و نظارت مداوم بر آنها از عوامل مؤثر بر کاهش فقر در جامعه است، بطور مثال افراد حقوق بگیر و شاغل (مثل پزشکان و شرکت های ثبت شده) مالیات واقعی خود را به دولت می پردازند، در صورتی که شاغلین مشاغل آزاد مثل بازاریان،فروشندگان و از همه مهمتر دلالان و واسطه ها یا مالیات نمی دهند و یا یک صدم مالیات واقعی خود را می پردازند.

از این پرسش و پاسخ متخصصین، می توان نتیجه گرفت که عدم پرداخت مالیات واقعی موجب عدم تعدیل ثروت و نتیجتاً موجب فقر در جامعه است. البته اظهار نظر آقای دکتر سلطانی را در مورد پرداخت مالیات واقعی توسط پزشکان و شرکتهای ثبت شده، در برخی از ایشانرا می توان پذیرفت.

 بسیاری از جرائم با منشأ خانواده، از جمله ترک انفاق می تواند ناشی از بیکاری و فقر زوجین باشد. بسیاری از معضلات اجتماعی نیز می تواند ریشه در فقر مادی یا اقتصادی داشته باشد، یکی از عوامل طلاق فقر  زوج در فراهم نمودن امکانات اولیه زندگی و بیکاری زوج است.

افت تحصیلی دانش آموزان و بعضاً دانشجویان می تواند ریشه در فقر مادی داشته باشد. در بیماریهای روانی که شایع ترین آن افسردگی است، فقر نقش عمده ای را ایفا می کند، که اندیشمندان و متخصصین هر رشته در این زمینه به طور مفصل مطالبی را بیان داشته اند که مجال بحث آن در این نوشتار نیست.

اما مالیات چه نقشی در جرائم مالی دارد، باید گفت که مالیات نقش مستقیمی در جرائم مالی از جمله سرقت، و غیر مالی مثل اعمال منافی عفت و اعتیاد ندارد. اما اگر ما بپذیریم که پرداخت مالیات قانونی موجب تعدیل ثروت و عدالت اجتماعی می گردد، نپرداختن عمدی مالیات موجب فاصله یا شکاف طبقاتی بین مردم و فقر می گردد. فقر همانطور که بیان شد ریشه و مادر بسیاری از جرائم می باشد. ممکن است مؤدیان مالیاتی اینطور عمل خود را توجیه کنند که درآمد حاصله، نتیجه کار، تلاش و زحمت خودشان بوده است. لذا نباید حاصل زحمت و تلاش خود را به دیگران واگذار نمایند، بله اگر مؤدیان مالیاتی بصورت فرد جدای از جامعه و امنیت جامعه توانسته باشند اموال و ثروت تحصیل کنند، حق دارند که حاصل زحمت و تلاش خود را با دیگران تقسیم نکنند، اما یک نفر از مؤدیان مالیاتی می تواند مدعی گردد که بدون نیاز به جامعه و روابط با افراد آن و امنیت حاصل در جامعه توانسته است مال و ثروت جمع آوری کند؟، بنظر می رسد که پاسخ منفی است و اگر کسی مدعی چنین موضوعی گردد، باید به سلامت عقل وی شک نمود، بنابراین وقتی فردی از درون جامعه و در روابط با جامعه و امنیت موجود در آن مال و ثروت اندوخته است، می بایست به قانون و مقررات جامعه نیز تمکین نماید.

وقتی کسی مالیات واقعی را نمی پردازد یا درست نمی پردازد، با فرار مالیاتی در آن مقداری که حق او نیست، به حقوق دیگران تجاوز کرده است و مانند آن است که از بیت المال مسلمین دزدی کرده است، بنابراین در نتیجه گیری این بحث می توان گفت، عدم پرداخت مالیات موجب عدم تعدیل ثروت و عدم تعدیل ثروت موجب فقر و فقر موجب بسیاری از جرائم مالی و غیر مالی است، و جرائم مالیاتی نیز با توجه به ایراد و اشکالاتی که در قسمتهای دیگر این نوشتار به آن اشاره گردیده است، دارای ضمانت اجرایی لازم و کافی برای اجرای قانون مالیاتهارا ندارد..(نقل از پایان نامه کارشناسی ارشدجرائم مالیاتی ونقش آن در تعدیل ثروت وعدالت اجتماعی {رضا نیکخوی منفرد})

  ا


 

 

 


 
comment نظرات ()