آراء برتر

 
نقد وبررسی دادنامه 1012-93-27/111393 حقوقی تهران قسمت اول)
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱۳
 

 بنام خدا

(تصویر یا تایپ عین دادنامه در پایان قسمت دوم با اختصاری شدن اسم ومشخصاتی که لازم است ضم خواهدشد مطالب پر رنگ داخل پرانتز عینا از متن دادنامه تایپ گردیده است) 

در سطر9و10 دادنامه بیان شده (قراداد مباشرت دیگری هم با تاریخ 1ر10/87ارائه شده که مفاد آن از نظر تاریخ سند ومندرجات آن تعارض داشته از جمله اینکه در آن به بی اعتباری اسنادی که در سالهای بعد تنظیم شده مورد اشاره واقع شده است)

اولا: تغییر تاریخ قرارداد با اختلاف یک ماه را نمی توان تعارض گفت

ثانیا: در قسمت بعدی داخل پرانتز گویا به جای سالهای قبل سالهای بعد بیان شده زیرا در زمان تنظیم قرارداد آینده نیامده تا به بی اعتباری اسناد تنظیم شده مورد اشاره واقع شده باشد

 ثالثا: معلوم نیست که دادگاه از بیان مطلب فوق چه نتیجه ای می خواهد بگیرد

در سطر 11بیان شده (در جلسه رسیدگی مورخ 7/7/89 دادگاه وکیل خوانده پاسخ داده که منافع دکان در مورخ 1/11/87 با اجاره بهای 25میلیون ریال به او واگذار شده وبه موجب یک فقره چک به مبلغ 500 میلیون ریال نیز بعنوان ودیعه خواهان دریافت کرده است ودر قبال این 500میلیون ریال نیز رسید عادی توسط خواهان تسلیم شده است بابت اجاره بهای دوماه نیزیک فقره چک به مبلغ 500میلیون ریال تحویل خواهان شده است )

اولا:دادگاه در سطر 11در مقام بیان دعوی تقابل است بنابر این در تشریع دعوی می بایست بیان کند خواهان دعوی تقابل نه خوانده دعوی اگر خوانده را هم می گوید باید کلمه اصلی را هم بیاورد

 ثانیا: دادگاه بدون اینکه سئوال را مطرح کند بیان داشته خوانده پاسخ داده است که باید ازجواب به سئوال پی برد؟! که ازنظرنگارش رای که باید مطالب واضح بیان گردد بی اشکال نیست

 ثالثا: در تایپ چون صرفا رقم به صورت عدد بیان شده به جای عد 50 عدد 500بیان شده است ودر صفحه دوم دادنامه این اشتباه عینا تکرارشده

رابعا: در رسید عادی که در قرارداد مباشرت خوانده دعوی اصلی ابطال آنرا اقرار کرده هیچ اشاره ای به مبلغ ودیعه نشده است حال  از کجا کشف شده است که  چک 500میلیون ریالی ودیعه است معلوم نیست

خامسا: وقتی گفتاریک وکیل بیان می شود دادرسی عادلانه ایجاب می کند پاسخ وکیل طرف مقابل هم عینا نسبت به مطالب بیان شده بیان شود

اما درانتهای سطر صفحه اول وابتدای  صفحه دوم دادنامه از قول وکیل خوانده اصلی بیان شده (اجاره نیز به مدت یک سال از تاریخ 1/1/89الی29/12/89واقع شده لکن در مورخ 24/2/89 خواهان بدون داشتن حکم قضائی  با قهر وغلبه دکان راتصرف کرده )

البته اگر دادگاه صرفا مطالب را بعنوان نقل قول جهت بررسی وتحلیل صحت وسقم آن در دادنامه بیان می کرد ایرادی به آن وارد نبود اما دادگاه نه تنها تحلیلی ننموده بلکه دادگاه مطالب بیان شده را مبنای رای خود در بند 2 دادنامه قرارداده است ؟! درادامه دادگاه به مطالبی ازقول وکلای طرفین اشاره کرده که قابل توجه است از جمله بیان داشته که (از وکیل خواهان {منظور خواهان اصلی است }سئوال شد که چک 500میلیون ریال از چه بابت اخذ شده مشارالیه پاسخ  داده که بابت ضمانت بوده قرار بود بدهد نداد)

اولا:این سئوال تلقینی است ابتدا از طرف دادگاه باید سئوال می شد آیا موکل شما چک 500 میلیون ریالی را دریافت کرده یا خیر اگرپاسخ مثبت بود سئوال می شد که از چه بابت بوده

 ثانیا: وقتی پاسخ عدم دریافت بوده و طرف مقابل معتقد به دریافت بوده است از نظر اصول دادرسی عادلانه ایجاب می کرده که دادگاه در خصوص دریافت کننده دوفقره چک مورد ادعا از بانک مربوطه استعلام نماید که انجام نشده است؟! در قسمتی دیگری از دادنامه بیان شده (خوانده نیزبا توجه به تصویر ظهر ومتن دوفقره چک وماشین نویسی حاکی از پرداخت آن اظهار داشته که مبالغ مذکور توسط خواهان دریافت شده است ) چون دربند 2 دادنامه همین اظهار خوانده در تهاتر دین مبنا قرار گرفته است پس می توان از مفاد مطلب فوق چنین برداشت کرد که با صرف ادعا ونوشتن اسم شخصی در متن چک وادعای وصول وجه چک توسط شخصی که اسم وی نوشته شده و ماشین شدن چک در مورد وصول چک توسط بانک توسط ،هر شخصی که اسم وی را در متن چک نوشته اند وصول کننده وجه چک محسوب می شود ؟! آیا قانون چک هم این مطلب را تایید می کند؟درقسمتی دیگری بدون مقدمه آمده (موضوع به کارشناس وسپس هیئت سه نفره کارشناسان ارجاع شده است  خوانده به نظریه کارشناس بویژه ازجهت عدم در نظر گرفتن مبلغ 500 میلیون ریال پرداختی اعتراض کرده است )

اولا : دادگاه ابتدا باید قرار کارشناسی را در رای خود تبیین کند کدام موضوع به کارشناس ارجاع شده معلوم نیست؟!

 ثانیا : کارشناسی اول وهیئت کارشناسی بیش از دوسال طول کشیده اما دادگاه نه تنها عدول از آنرا مدلل نکرده بلکه اصلا در رای به حساب نیاورده است؟! در صورتی که عمده اعتراض خوانده اصلی عدم احتساب 500میلیون ریال بوده است

در بند 1 در تحلیل رای در13 سطر مانده به انتهای صفحه دوم بیان داشته (با توجه به وصول چک 500 میلیون ریالی و نیز رسید متضمن تعهد به استرداد آن ، اظهارات متعارض وکلای خواهان به اینکه نخست ادعا شده چک بابت تضمین تخلیه تحویل موکل اش شود، لکن چنین تعهدی انجام  نشده است در حالی که مندرجات تصویر ظهر چک ها ورسید مذکور به معنی تسلیم آنست بر این مبنا استناد  خواهان و وکلایش  به ظاهر الفاظ مندرج در نوشته های مستند دعوی که بعنوان مباشرت تنظیم شده پذیرفته نیست زیرا توصیف رابطه طرفین  بعنوان مباشرت با رفتار طرفین که صورت خارجی یافته قابل توجیه نیست وبا عنوان مباشرت نمی توان آنرا توصیف کرد زیرا چک 500میلیون ریالی بلا فاصله پس از تنظیم قرارداد سال 87 وصول شده در حالی که حسب ادعای خواهان این چک بابت تضمین تخلیه باید تحویل می شده واگر این مطلب صحیح باشد تا پیش از از حلول موعد تخلیه قابل وصول نبوده است)

اولا: اگر دادگاه قرار است به مطبی از وکیل یا وکلا در رای خود استناد نماید باید با بیان صفحه عین اظهارات بیان شود

 ثانیا: با توجه به دادخواست که مطالبه عواید مغازه بوده هیچکدام از وکلای خواهان اصلی چه عزل شده چه عزل نشده مطلبی راجع به ودیعه بعنوان تضمین تخلیه بیان نداشته این مطلب از طرف وکیل خوانده اصلی بیان شده که ظاهرا به وکیل خواهان اصلی منتسب گردیده

 ثالثا :دادگاه بدون استعلام از بانک با توجه به انکارخواهان اصلی به دریافت وجه چک به صرف ماشین شدن ظهر دو فقره بر وصول چک آنرا دلیل بروصول توسط خواهان اصلی دانسته است؟!

رابعا: در این رای یک نوع ایده حقوقی جدید ابداع شده وآن اینکه قرارداد مکتوب طرفین واقرار خوانده برای تعیین رابطه حقوقی اهمیتی ندارد دادگاه است که رابطه حقوقی طرفین دعوی را با توجه به استنباط وتشخیص خود تعیین می کند ؟؟!!

خامسا : دقیقا معلوم نیست که منظور دادگاه چیست ازیک طرف استدلال می کند قرارداد مباشرت نیست چون چک بلافاصله پس از تنظیم قرارداد وصول شده است فرضا اگرچک بابت تضمین تخلیه باشد وصول آن خدشه به موضوع اجاره و تضمین تخلیه وارد می کند بنابر این نمی توان وصول چک را دلیل بر وجود رابطه استیجاری تلقی کرد ؟!

سادسا : دادگاه در انتهای مطلب در مورد چک بیان داشته چک تا حلول موعد تخلیه قابل وصول نبوده ؟! فرضا که چک بابت تضمین تخلیه داده شده باشد چک بابت تضمین تخلیه با حلول موعد تخلیه یا به عبارتی انقضاء مدت اجاره قابل وصول نیست مگربه موجب تخلف مستاجر که تخلف هم یک موضوع ترافعی است وباید در دادگاه طرح گردد وبا حکم قطعی دادگاه موجر استحقاق دریافت تمام یا قسمتی از وجه چک ضمانتی را بدست آورد(پایان قسمت اول)

 

 

 

    


 
comment نظرات ()