آراء برتر

 
بر این رای دیوانعالی نباید گریست؟؟
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٧
 

 

                                     رای دیوان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع -ا از رای مذکور چون ایشان با تقدیم لایحه گذشت  واستراد لایحه اعتراضیه خود را اعلام  نموده اند بنابراین با وضع موجود ضمن رد درخواست تجدیدنظرخواهی پرونده به اجرای احکام دادگاه مربوطه  اعاده تا وفق مقررات عمل نمایند الصلح خیر                 شعبه     دیوانعالی کشور

بنام خدا

خلاصه جریان رای مذکور اینکه شخص مذکور در دادنامه بعنوان شاکی وقتی  در شعبه ...دادگاه تجدیدنظر در رسیدن به هدف پلید خود از صحنه سازی سرقت وبدست آوردن بناحق بیش از یک میلیارد تومان از بیمه سرقت ازبیمه آسیا به مانع جدی با تصمیم دادگاه مواجه شد برای رسیدن به هدف خود شکایت کیفری علیه قضات شعبه مطرح که نهایتا با اعمال نفوذ ازنظر اینجانب درشعبه کیفری ...کارکنان دولت موفق به اخذ جلب به دادرسی اینجانب که بازنشسته شده بودم می گردد شرح مفصل نحوه رسیدگی به اتهام منتسب شده به اینجانب ونحوه وچگونگی دفاع انشاء الله در کتابی با عنوان چگونه متهم شده وچگونه دفاع کردم اگر مانعی ایجاد نشود چاپ خواهد شد اما در پیگیری پرونده پس از تجدیدنظرخواهی شاکی وقتی از قضات شعبه دیوانعالی کشور خواستم که قبل از اینکه استراد تجدیدنظر خواهی تجدیدنظرخواه ثبت شود که بلحاظ اینکه امضاء ذیل درخواست وی گواهی نشده بود هنوزثبت نشده بود وبه همین جهت از رئیس ومستشاری که گزارش را تهیه کرده بودند خواستم تا درماهیت اظهارنظر کنند واعمال نظارت خود را نیزدر مورد آراء وتصمیمات مغایر با موازین مسلم قانونی اعمال کنند که مورد قبول واقع نشد که از رئیس محترم شعبه اجازه گرفتم که تصمیم یا رای شعبه را مورد نقد وبررسی در وبلاگ خود قرار دهم که از آن استقبال کردند البته به نظر اینجانب چون این پرونده منجر به برائت در شعبه 79 کیفری استان شده وبا رندی تجدیدنظرخواه در استراد تجدید نظر خواهی این پرونده براحتی یک آمار قابل مختومه برای شعبه دیوانعالی بوده است لذا نه دقت کافی در گزارش نویسی شده ونه دقت لازم درصدور رای البته بر اساس یک گزارش ویک رای با اوصاف مذکور نمی توان در مورد آراء دیگر شعبه قضاوت کرد اما شاید نقد وبررسی این رای کم اهمیت از نظر شعبه دیوانعالی موجب دقت بیشتر در آرائی که با جان ومال وحقوق وعرض مردم مرتبط است گردد

متاسفانه شیوه گزارش نویسی در گزارش رعایت نشده وبعضا اظهار نظر قضائی در بعض موارد شده است ومتاسفانه علاوه بر اینکه بعضی از عبارت پردازی ها گویا نیست اغلاط تایپی هم در گزارش هست که نشان می دهد که تنظیم کننده گزارش متن تایپ شده را یکبار هم ملاحظه نکرده یا با بدون دقت ملاحظه کرده در حالی که تجدیدنظر خواه وکیل نداشته واستراد تجدیدنظرخواهی توسط خودش بوده استراد تجدیدنظرخواهی را توسط وکیل تجدیدنظر خواه بیان داشته است البته ممکن است به نقد وبررسی نگارنده نیز نقد وارد باشد که در قسمت نظر از ان با کمال میل استقبال می شود وبا قول شرف نظر درج خواهد شد

اما در مورد دوخط ونیم رای صادرشده متاسفانه اشکالات مهمی ملاحظه می شود که در شان شعبه دیوانعالی نیست

اولین اشکال اینکه رای مستند به ماده قانونی نیست

دومین ایراد اینکه لایحه گذشت با توجه به رای برائت نمی بایست در متن رای وحتی در گزارش می آمد چون گذشت تاثیری در ماهیت با توجه به برائت نداشته است ضمن اینکه اتهام انتسابی از جرائم غیر قابل گذشت است و بر فرض موثر بودن می بایست در عبارت از آن صرفنظر می شد که حتما شعبه دیوان عالی بخوبی این را می داند و فقط می توان گفت که بی دقتی شده است تجدید نطر خواه با استراد تجدیدنظر خواهی وگذشت با رندی می خواهد اعلام کند که من گذشت کردم پرونده مختومه شد که اگر شکایتی از وی شد به آن استناد کند (زهی خیال باطل) در صورتی که اگر تجدیدنظر خواه یک درصد هم احتمال می داد که بتواند رای محکومیت بدست آورد استراد تجدید نظر خواهی نمی نمود

 سومین ایراد اینکه رایی که از آن تجدیدنظر خواهی شده رای برائت است با استراد تجدید نظر خواهی به استناد ماده 247 آئین دادرسی کیفری قرار رد درخواست یا ابطال  دادخواست تجدید نظر می بایست صادرمی شد وپرونده به مرجع قبلی خود اعاده می گردید اما شعبه بدون قید قرار و بدون قید مستند قانونی ضمن رد تجدیدنظرخواهی بیان داشته پرونده به اجرای احکام دادگاه مربوطه اعاده تا وفق مقررات عمل نماید حال پرونده ای که حکم تجدید نظر خواسته قبل از استرداد برائت بوده برای چه باید به اجرای احکام برود معلوم نیست؟! البته می توان گفت که با توجه به اینکه غالب پرونده ها از شعبه دیوانعالی به دادگاه صادره کننده رای وسپس اجرای احکام می رود این بیان ناشی از بی دقتی بوده است که چنین   بی دقتی هائی شایسته شعبه دیوان نیست

چهارم ایراد در پایان رای شعبه دیوانعالی برای حسن ختام خود یک جمله ازآیه 228 سوره نسا که مربوط به اصلاح در مسائل زناشوئی است آورده که لابد استقبال شعبه دیوان از لایحه گذشت است که با توجه به مطالب عنوان شده در مورد گذشت هیچ مناسبتی نداشته است وقتی بر 2/5 خط رای یک شعبه دیوانعالی بتوان 4 ایراد گرفت با توجه به انتظار از دیوانعالی  آیا نباید بر این رای گریست؟؟  ومن الله توفیق درصورت لزوم اصل گزارش ورای دیوان اسکن خواهد شد                                     رضا نیکخوی منفرد  قاضی بازنشسته  

 


 
comment نظرات ()