آراء برتر

 
وکلا ، کانون های وکلا،قوه قضائیه کدام مقصرند
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/٦
 

وکلا ، کانون های وکلا،قوه قضائیه کدام مقصرند

بنام خدا

از وقتی که با اینترنت آشنا شدم با ملاحظه بعضی مطالب در وبلاگها وسایتهای وکلا دادگستری کم وبیش متوجه شده بودم که وکلا از نحوه برخورد بعضا غیر محترمانه بعضی ازکارکنان قوه قضائیه ناراحت می باشند اما هنوز برایم ملموس نشده بود

چون مطالب اخیر این وبلاگ خیلی مرتبط با شغل وکالت است و ممکن  است وکلا محترم برای اولین بار با این وبلاگ برخورد نمایند قبل از ورود به بحث توضیح مختصری راجع به وبلاگ می دهم.

نگارنده از تاریخ 14/12/1388 دارای وبلاگ آراء برتر است وغرضم ازایجاد آن این بود که آرائی که انشاء کننده آن عقیده به برتر بودن آن دارد در وبلاگ آورده شود ودر صورت لزوم مورد نقد وبررسی قرار گیرد تا از این طریق گامی درجهت بهبود کیفی آراء برداشته شود که یک نمونه رأی مفصّل با عنوان اعتراض ثالث  ارائه شد  که بعد از مدتها یکی از وکلای محترم نقدی برآن داشتند که پاسخ ایشان را هم با نقدی بر نقد داده شد که متاسفانه ایشان ادامه ندادند یک نمونه هم نقد وبررسی یک رآی قطعی است که بعلت دوستی دیرینه با خواهان پرونده لایحه در مرحله دادگاه نخستین ودادگاه تجدید نظر توسط نگارنده بعد از بازنشستگی از شغل قضاوت تهیه شده بود (لازم به ذکر است نگارنده درتاریخ 1/7/1390 به افتخار بازنشستگی نائل گردیده وآخرین سمت قضائیم مستشار دادگاه تجدید نظر استان تهران بود که درتاریخ 18/6/1391 موفق به دریافت پروانه وکالت از کانون وکلای مرکز برای شهر دماوند شدم) بعلت مشغله زیاد همکاران محترم قضائی در زمان اشتغال نگارنده در امر قضاء استقبالی از وبلاگ در درج آراء برتر ننمودند که وبلاگ آراء به نقد وبررسی مباحث اجتماعی ونقد بعضی از قوا نین پرداخت که ازجمله آن نقد وبررسی قانون شورای حل اختلاف بوده است

آنچه در فوق بیان شد مقدمه ای برای پیشینه کار وبلاگ بود  نگارنده در مدت کوتاه وکالت سه مورد پرونده کیفری که دومورد آن در دادسرا ویک مورد آن در دادگاه بخش بوده داشته است که در راستای انجام کار وکالتی چندین بار مراجعه به مراجع مذکور داشتم  در اولین مراجعه به دادسرا با بیان اینکه وکیلم اجازه بازدید بدنی را ندادم که سرباز درب ورودی گفت که ما دستور بازدید داریم تلفنی با فر مانده اش صحبت کردم که فرمانده بیان داشت که بخشنامه از حفاظت واطلاعات است می توانید بیایید وملاحظه کنید با این بیان برای انجام کارم در دادسرا بازدید بدنی با گیت مخصوص بازرسی راپذیرفتم وبعد از انجام  کارم در دادسرا به سراغ فرمانده سرباز جهت ملاحظه بخشنامه رفتم بخشنامه از طرف مسئول حفاظت واطلاعات استان تهران بود هرچند در بخشنامه صراحتا به بازدید بدنی اشاره نشده بود ولی صراحتا اخذ تلفن همراه وسلاحهای سرد وگرم از وکلا وکارشناسان رسمی وغیره بیان شده بود وفرمانده بیان داشت که لازمه اجرا این بخشنامه بازدید بدنی و بازدید کیف وکلا است بحث با فرمانده را ازآنجا که افراد نظامی باید دستورات مافوق را اجرا کنند خاتمه دادم حال اگر بازدید بدنی موجب وهن  وکلا است مقصر کیست بنظر نگارنده در درجه اول متوجه خود وکلا است زیرا پذیرش هر امر غیر قانونی براحتی به آن امر وجاهت قانونی می دهد آیا وکیلی بوده است که به این امر غیر قانونی بطور کتبی با کانون وکلا ویا مسئولین قوه قضائیه مکاتبه کرده باشد البته ممکن است توسط بعضی از وکلا مکاتبه انجام گرفته باشد که می توانند مستند آنرا جهت اطلاع در قسمت نظراین مبحث درج کنند بی تفاوت گذ شتن از کنار مسائل قبیح درهر فعل قبیحی قبح آنرا از بین می برد وقتی مصوّبه قانونی مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص انتخاب وکیل بیان می دارد

تبصره3- وکیل در موضع دفاع از احترام وتامینات شاغلین شغل قضاء  برخوردار است

آیا برای حفظ امنیت وحراست،از قضات مرجع قضائی هم تلفن همراهشان در هنگام ورود گرفته می شود؟ آیا بازدید بدنی ازآنها بعمل می آید ؟

اگرتاکنون هیئت مدیره کانون وکلا خصوصا رئیس هیئت مدیره که نماینده قانونی کانون در مراجع رسمی است بطور کتبی از بی حرمتی های  بعض از ابواب جمعی مرجع قضائی نسبت به وکلا نامه ای به مسئولان ننوشته باشد کم کاری وکم لطفی کرده اند ولی به احتمال زیاد اقدام نموده اند که متعاقب تبصره مذکور،بخشنامه مورخ 1/78/8691 از رئیس قوه قضائیه بشرح ذیل صادر گردیده است ، بخشنامه بیان می دارد

نظر به این که حفظ احترام وکلاء دادگستری که درجهت ایجاد زمینه برای احقاق حق واجراء عدالت فعالیت می نماید لازم است لذا بدین وسیله توجه عموم قضات محترم به این موضوع جلب می گردد که نسبت به رعایت شوون وکلاء دادگستری اهتمام ورزید به طوری که در هنگام مراجعه به مراجع قضائی وانجام وظایف قانونی خود از احتراماتی که متناسب با شغل آنان می باشد برخوردار گردند بدیهی است چنانچه وکیلی از حدود متعارف وکالت خارج شود باید مراتب رابا ذکر مورد مستدلا به مرجع ذی ربط انعکاس دهند

می توان این بخشنامه را اینطور توصیف کرد که قاضی و وکیل دوکفه  ترازوی عدالت در احقاق حق ورفع تظلم از دادخواه هستند با این تفاوت که بار مسئولیت قاضی بسیار سنگین تر از وکیل است و وکیل باید یاور او در اجرای صحیح این مسئولیت باشد

آیا بهتر از این بخشنامه می شد که در شأن وجایگاه رفیع وکالت سخن گفت؟ اما چرا قوه قضائیه نسبت به اجرای قانون وبخشنامه مذکور اهتمام جدی ندارد؟! وبر خلاف بخشنامه بی حرمتی به وکلا را از درب ورود به مراجع قضائی پذ یرفته است جایگاه قانونی حفاظت وا طلاعات  محل تردید جدی است وتوسط تعدادی از وکلا در دیوان عدالت اداری دادخواست ابطال آن داده شده است که جزئیات بیشتر آنرا می توان در  وبلاگ صدای وکلا  پیگیری نمود البته بحث در مورد حفاظت واطلاعات قوه قضائیه خود مقوله جداگانه ای را می طلبد که در این گفتارجای بحث آن نیست ولی بر فرض اینکه جایگاه قانونی داشته باشد چون زیر مجموعه قوه قضائیه می باشد بخشنامه آن نباید با بخشنامه رئیس قوه قضائیه تعارض داشته باشد پیشنهاد می گردد که در کانونهای وکلا دفاتری باشد که وکلا بتوانند بی حرمتی ها وبی اخترامی های ابواب جمعی قوه قضائیه را انعکاس دهند البته با این شرط که به آن شخصی که بی حرمتی نموده است با ابلاغ واقعی اجازه دهیم که گزارش را بخواند وجواب بدهد زیرا هرکس یک طرفه پیش قاضی برود راضی بر می گردد باید دید کسی که مدعی بی حرمتی است خود حرمت نگه داشته است است یاخیر که اگر چنین شود هم می توان گزارش مستند ومستدل به مراجع نطارتی ارائه داد وهمین که ابواب جمعی قوه قضائیه وقتی بفهمند چنین دفتری وجود دارد با عنایت به اینکه ممکن است عملکرد نامناسبشان به مقامات مسئول گزارش شود بیشتر مراقب گفتار ورفتار خود خواهند بود ضمن اینکه  تعدادی  از اینها با استعفاء، بازخریدی وبازنشستگی در صدد تحصیل پروانه وکالت در آینده خواهند بود لذا  بهتر می توان از پیشینه آنها اطلاع پیدا کرد ،از این جهت نیزبیشتر مراقب گفتارو رفتار خود خواهند بود وکانون وکلا هم به وظایف نظارتی خود مطابق بند ب لایحه قانونی استقلال وکلا بهتر می تواند جامع عمل بپوشاند متاسفانه باید بگویم که کانون وکلا در موردی که وظیفه قانونی هم تا کنون نداشته طوری مقرر کرده است که اسباب زورگوئی واخذ مالیات بناحق را توسط حوزه های مالیاتی برای وکلا خصوصا وکلا تازه کار وجوان فراهم نموده است درصورتی که کسانی در این کشورسود یک میلیون تومان روزانه وحتی بیشتر دارند ولی به اندازه سود یک ماه از یک سال را نمی توانند مالیات بگیرند کانون های وکلا برای تمدید پروانه وکالت مفاصا حساب ازحوزه مالیاتی محل اشتغال وکیل می خواهند در صورتی که درماده103قانون مالیاتهای مستقیم که درمقام بیان مالیات وکلا است است تصریحی به اینکه صدور پروانه وکالت منوط به تسویه حساب مالی سال قبل یا دوسال قبل باشد ندارد این منوط نمودن تمدید پروانه وکالت به مفاصا حساب مالیاتی باعث شده است که اکثردرآمد پرونده های وکلا بصورت علی الراس محاسبه شود آن هم نه بر اساس مدارک ومستندات حداقل قابل قبول بلکه بر اساس تخمین وحدس مأمور مالیاتی نسبت به درآمد سالانه وکیل که یک نمونه آن در این وبلاگ مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت انشاءا...درآینده این رویه اصلاح گردد      ومن الله توفیق رضا نیکخوی منفرد

 

 


 
comment نظرات ()