آراء برتر

 
چرا بعد از بازنشستگی از شغل قضاوت وکیل شدم(قسمت سوم)
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٤
 

بنام خدا

هر انسانی تا زنده است نباید از کاروتلاش وکوشش مناسب وبه اندازه دست بردارد اگر کار و فعالیت نکند مانند آب در گودالی که حرکت ندارد می گندد آیا سزواراست قاضی که سالها با تحمل محرومیتها ومشکلات وسختیهای کار قضاوت علم وتجربه اندوخته است نتواند ازاندوخته های خود به درستی استفاده کند متاسفانه افرادی ازکانون وکلای دادگستری که صاحب منصب هم در کانون بوده اند وکالت بعد از بازنشستگی را آفت قضا دانسته اند ودلیلشان این است که قضات بازنشسته با آشنایی که با همکاران سابق خود دارند در پرونده ها لایی می کشند اگر منظورشان از لایی کشیدن این است که موجب تسریع در رسیدگی خارج از نوبت می گردند البته بعید است که قاضی بازنشسته چنین تقاضایی ازقاضی رسیدگی کننده بنماید زیرا همین تقا ضا نوعی شکستن عزت نفس است برفرض هم که قاضی رسیدگی کننده روند پرونده را تسریع کند با عنایت به اینکه اکثریت قضات بلحاظ تراکم کار پرونده به منزل می برند و ازوقت فراغت واستراحت خود برای پرونده های که می بایست در دادگاه مورد بررسی قرار گیرد در منزل کار می کنند چنانچه در پرونده ای هم تسریع به جهت همکاری سابق نماید می تواند به حساب وقتی که موظف به آن نبوده بگذارد که البته این موارد اگر رخ دهد استثنائی است که البته قانونگذار هم برای اجتناب از این گونه آشنایی ها در روند رسیدگی پرونده، قاضی را تا سه سال ممنوع ازوکالت در آخرین محلی که اشتغال به قضاوت داشته نموده است واگر منظور از لایی کشیدن در پرونده این است که قاضی بازنشسته ای که وکیل شده است جای حق وباطل در پرونده را با دوستی وآشنایی که در پرونده با همکار سابق خود دارد عوض می کند اگر خدای ناکرده چنین اتفاقی رخ دهد دیگر به قاضی رسیدگی کننده نمی توان لقب قاضی داد بلکه اوشیطانی است که سمت قضاء را غصب کرده است وبه وکیلی هم که چنین درخواستی از قاضی دارد نباید به او وکیل گفت بلکه دلال مظلمه است البته در تمام مشاغل استثناءهائی از جهت انجام کاربنحو نادرست وجود دارد اما استثناءها نباید به بیان فرضیه ونظریه برای کل آن شغل منتهی گردد، وبعضی از این آقایان صاحب منصب بیان داشته اند که وکیل اگر بخواهد بعد از سی سال کار کردن حقوق بازنشستگی دریافت کند باید پروانه وکالت خود را تودیع کند وبه عبارتی با کار وکالت خدا حافظی کند در صورتی که قاضی وقتی بازنشسته شد می تواند پروانه وکالت بگیرد وکسب درآمد کند واین در صورتی که هم اکنون قضات بازنشسته حقوق خوبی دریافت می کنند پس قضات بازنشسته نباید وکالت کنند !!در مورد حقوق بازنشستگی درقسمت دوم توضیح داده شد اما اینکه چون وکیل بعد ازسی سال کار نمی تواند از مزایای بازنشستگی استفاده کند پس بنایراین قضات بازنشسته هم نباید وکالت کنند در مورد این استدلال مضحک باید گفت  اگر تودیع پروانه وکالت جهت بهره مندی ازحقوق بازنشستگی بعد از سی سال ظلم و اجحاف در حق وکلا است این ظلم واجحاف را قضات برای آنان فراهم نکرده اند این مثل این که به پزشکانی که ازوزارت بهداری بازنشسته می شوند بگویند چون اکنون پزشکان جوان بیکار زیاد است وشما حقوق بازنشستگی دریافت می کنید حق ندارید طبابت کنید شایان ذکر است که سختیهاومشکلات ومحرومیت های کار قضات درمدت سی سال قابل مقایسه با کار وکلا نیست واین را بارها خود وکلا درجریان کاربیان داشته اند وحتی بعضا پیشنهاد به قضات به استعفاء یا بازخریدی وسپس وکیل شدن را داده اند درهر حال مشکل  مذکورمربوط به صنف خود وکلا است وباید با بیان نظرات وپیشنهادات به مقامات ذیربط در صدد رفع آن برآیند این مثل این است که بگوییم چون فلان چیز یا امتیاز را من ندارم شما هم نباید داشته باشی دیگر اینکه همین صاحب منصبان بیان داشته اند که اکنون بازار کاروکالت اشباع شده واگر ظرفیت هائی هم باشد باید بازار کار را برای جوانان تحصیلکرده وبیکارعلم حقوق فراهم کرد البته فکر نمی کنم این سخن برای دلسوزی از جوانان بیکار باشد بلکه بیشتر نگران این هستند که بازار کارخودشان کساد نشود اولا یک قاضی بازنشسته هیج وقت نمی تواند مانند جوانان بیشتر وقت وفرصت خود را به کار وکالت بگذراند وهمچون آنان فعال باشد برفرض که بازار کار هم فراهم باشد توان جسمی وروحی آنرا ندارد وپرونده باید با روحیات او سازگار باشد زیرا همان حقوق بازنشستگی اورا از وکالت در پرونده ای که با منش وروحیاتش سازگار نباشد بی نیاز می کند دیگراینکه هم اکنون وضع اقتصادی واجتماعی جامعه به گونه ای است که بعید است دریک نسل یک یا دونفر درگیر در مسائل قضائی درمراجع قضائی نباشند  قاضی بازنشسته باید از علم وتجربه خود برای اقوام نزدیک خود که بعضا توان پرداخت حق الوکاله قانونی  ندارند دفاع کند اساسا دفاع کردن از هر طرف پرونده مربوط به خوشیهای مردم نیست بلکه غالبا مربوط به اختلافات ونزاعهاست که کم بودن اختلافات ونزاعها برای یک جامعه ارزش است یک وکیل باید ازابتدای کار وکالت در صدد باشد که کنار درآمد وکالت درآمدی دیگر داشته باشد تا اگر زمانی رسید که وضع اقتصادی واجتماعی مردم بهبود یافت ونزاعها واختلافات کاهش یافت بطوری که کمتر به وکیل احتیاج داشتند ناخرسند نباشد واز درآمد دیگر خود امرار معاش کند نکته دیگر اینکه یک وکیل خوب علاوه بر اینکه باید امینی صادق ودلسوزوبا پشتکاروپیگیربرای موکل خود باشد باید خوب بتواند موضوع دعوی را بشناسد وهنرمندانه دفاع کند که هر چقدردراین عرصه رقابت باشد در جهت احقاق حق وابطال باطل مفید است وکالت کالای مارک دار نیست که درهر مغازه براحتی بتوان تهیه کرد متاسفانه با جوّی که دربرخی مراجع قضائی توسط افراد کار چاقاق کن وسودجو با همکاری کادر اداری ناسالم بوجود می آمد با وجود سلامت قضات درمراجع قضائی به افراد دارای پرونده القاءمی شد که باید فلان وکیل را انتخاب کنی تا پرونده دچار مشکل نشود لذا مجبورمی شدند که هم وکیل پیشنهادی را انتخاب کنند وهم به جهاتی که برای انها تشریح می کردند مجبور بودند حق الوکاله بیشتری بپردازند البته با عنایت به اینکه الزاما اینطور نیست که هر قاضی بازنشسته وکیل ایده آلی باشد افراد باید در انتخاب وکیل مناسب آزادباشندو آیه مبارکه (وبَشِرّعِبادی الَذینَ یَستَمِعُونَ القَولَ ویَتّبِعُونَ اَحسَنَه –بشارت بده به بندگان من که گفتار را بشنوند وبهترین آنها را انتخاب کنند) ملاک قرار دهند،افراد جویای وکیل باید به دنبال بهترین ها ازهمه جهات باشند زیرا عدم انتخاب درست باعث می گردد که هم هزینه کنند وهم وقت طولانی با استرس را طی کنند ونتیجه مطلوب هم نگیرند  لذا باید وکیلی را انتخاب کنند که پس از انتخاب تا رسیدن پرونده به نتیجه ،موکل بداند وکیلش هم توانمند است وهم هرچه در توان دارد بکار می بندد به امید روزی که هیچ  موکلی به ذهنش خطور نکند که باید وکیلی را انتخاب کند که با قاضی آشناودوست وفامیل باشد تا بتواند نتیجه بگیرد بلکه اطمینان وی به دلائل ومدارک ومستندات ودفاع موثر باشد تا نتیجه موثر بگیرد ومن الله توفیق رضا نیکخوی منفرد  قاضی بازنشسته 1/7/1390وکیل پایه یک کانون وکلای مرکز از تاریخ 18/5/1391


 
comment نظرات ()