آراء برتر

 
روند بسیار گسترده رسیدگی مالیاتی از تشخیص تا وصول

روند بسیار گسترده رسیدگی مالیاتی از تشخیص تا وصول

روند طولانی رسیدگی به مالیات موجب می گردد که اخذ مالیات مقرون به صرفه نباشد، چنانچه هیجده هزار مأمور مالیاتی در کل کشور، بر حجم گسترده پرونده های مالیاتی تقسیم گردد بنظر می رسد تاثیر مستقیم مالیاتها بیشتر نوعی اشتغال برای عده ای کارمند است، و اگر هزینه های حقوق  کارکنان به انضمام دارائی ها و خدمات بر وصولی ها تقسیم گردد،آنگاه میزان کارائی نظام مالیاتی معلوم خواهد شد اما هیچگاه دارائی های نظام مالیاتی قسمتی از هزینه در آمارها و برآورد بودجه سالانه در نظر گرفته نمی شود، روند طولانی رسیدگی باعث آن می گردد که اخذ مالیات بیشتر متمرکز در قسمتهایی باشد که براحتی قابل وصول است، آقای علی اصغر پور عسگری در مقاله ای در مجله مالیات شماره 16 شرح جریان گام به گام پرونده مالیاتی را آورده است که ازجهت اهمیت آن و اضافه نمودن مواردی به آن که از نظر ایشان مخفی مانده است در این نوشتار بیان می شود.

شرح جریان گام به گام پرونده

«1- مؤدی از اتحادیه مربوط یا شهرداری محل جهت تعویض یا دریافت جواز، به دارایی نامه می آورد.

2- ارجاع نامه به مسئول اداره و دستور رسیدگی

3- ثبت نامه در دفتر دارایی

4- ارجاع نامه به حوزه مالیاتی مربوطه، حوزه مالیاتی دارای یک سرپرست بنام ممیز مالیاتی است هر تعداد کمک ممیزین حوزه ها با توجه به حیطه شمول هر حوزه و میزان پرونده ها بین یک تا سه نفر متغیر است.

5- ارجاع نامه از ممیز مالیاتی به کمک ممیز مالیاتی جهت رسیدگی

6- صدور برگ درخواست مدارک لازم از مؤدی

7- تحویل مدارک اعم از فتوکپی شناسنامه، سند مالکیت محل کسب یا اجاره نامه تنظیمی و غیره

8- بازدید کمک ممیز مالیاتی از محل کسب و تهیه گزارش از چگونگی آن و وضعیت شغلی مؤدی

9- ارائه گزارش به ممیز مالیاتی

10- تأیید گزارش در صورت صحت و ارائه به سر ممیز مالیاتی

11- یک احتمال این است که گزارش، مورد تأیید سرممیز مالیاتی قرار نگیرد در این صورت

12- سرممیز خود تعیین درآمد کرده و نسبت به صدور برگ تشخیص اقدام می کند.

13- حالت دیگر این است که گزارش ممیز مالیاتی مورد تأیید سرممیز مالیاتی قرار گیرد. در این صورت

14- دستور به حوزه مالیاتی جهت صدور برگ تشخیص و صدور تشخیص و صدور شماره نامه

15- تحویل برگ تشخیص به مأمور ابلاغ

16- دریافت برگ تشخیص توسط مأمور ابلاغ جهت رؤیت و تحویل به مودی مالیاتی

17- ابلاغ برگ تشخیص به مؤدی یا بستگان نزدیک

18- مؤدی در کل نیست یا به مسافرت رفته، در نتیجه ابلاغ قانونی می شود.

19- مؤدی نسبت به مالیات تعیین شده اعتراضی ندارد، در این صورت مراجعه به اداره دارایی و دریافت برگ درخواست مالیاتی و واریز وجه به حساب 96020

20- مودی نسبت به مالیات تعیین شده اعتراض دارد. در این صورت تا قبل از مدت یک ماهه باید اعتراض خود را نسبت به دریافت تخفیف یا دعوت به کمیسیون حل اختلاف اعلام کند.

21- راهنمایی مؤدی برای مراجعه به ممیز کل مالیاتی جهت دریافت تخفیف مالیاتی

22- درخواست کتبی جهت شرکت در کمیسیون حل اختلاف مالیاتی

23- درخواست کتبی برای دریافت تخفیف ممیز کلی

24- مبلغ تخفیف ممیز کل مورد قبول مودی می باشد و او ما به التفاوت را پس از دریافت برگ درخواست مالیات از حوزه به حساب 96020 واریز کند.

25- دعوت کتبی از مؤدی جهت شرکت در جلسه کمیسیون حل اختلاف مالیاتی در روز مقرر اعضاء کمیسیون حل اختلاف 1- نماینده وزارت دارایی 2- نماینده وزارت دادگستری 3- نماینده اصناف معرفی شده از فرمانداری یا اصناف یا پزشکان و غیره

26- شرکت مؤدی در جلسه کمیسیون بدوی و ارائه موارد اعتراض نسبت به مالیات تعیین شده

27- استماع هیئت حل اختلاف از موارد اعتراض کتبی یا شفاهی مؤدی

28- هیئت حل اختلاف بعلت کافی نبودن مدارک برگ تشخیص یا موارد اعتراض مؤدی دستور قرار تحقیق مجدد صادر می کند.

29- اعاده پرونده به حوزه مالیاتی جهت انجام قرار تحقیق

30- هیئت پس از استماع موارد اعتراض مؤدی در حدود اختیارات به او تخفیف می دهد.

31- هیئت اعتراض را وارد ندانسته، مبلغ مالیات تعیین شده را مورد تأیید قرار می دهد.

32- مودی مالیات تأیید شده کمیسیون را تمکین کرده و نسبت به دریافت برگ اقدام و به حساب 96020 واریز می کند.

33- مؤدی رأی کمیسیون حل اختلاف مالیاتی را قبول ندارد.

34- مؤدی پس از رؤیت رأی کمیسیون بدوی اعتراض کتبی خود را به همراه فیش 10% پرداختی از اصل مالیات تعیین شده به اداره ارائه تا در کمیسیون تجدید نظر از وی دعوت شود.

35- تحقیق توسط یکی از کارکندان حوزه مالیاتی که پرونده به وی تحویل شده بود صورت می گیرد.

36- اعاده پرونده به کمیسیون بدوی جهت تشکیل آن در زمان دیگر و دعوت از مودی مالیاتی

37- شرکت مؤدی در کمیسیون حل اختلاف و ارائه موارد اعتراض و صدور رأی کمیسیون حل اختلاف مالیاتی

38- مالیات تعیین شده مورد قبول مؤدی واقع و مبلغ را به حساب 96020 واریز می کند.

39- مؤدی نسبت به رأی صادره و میزان مالیات اعتراض دارد و با رعایت بند 40 به کمیسیون حل اختلاف تجدید نظر دعوت می شود.

40- دعوت مودی به کمیسیون حل اختلاف تجدید نظر، نمایندگان جدید دارایی، دادگستری اصناف (نمایندگانی که در کمیسیون بدوی اقدام به صدور رأی نکرده باشند)

41- مؤدی در جلسه حاضر و موارد اعتراض را اعلام می کند. سپس صدور رأی توسط کمیسیون تجدید نظر صورت می گیرد.

42- ابلاغ رأی قطعی تجدید نظر به مودی

43- مودی نسبت به رأی قطعی شده توافق دارد و مبلغ را به حساب 96020 واریز می کند.

44- اعتراض مؤدی نسبت به رأی قطعی شده

45- شکایت مؤدی به شورای عالی مالیاتی

46- درخواست پرونده مالیاتی شاکی از اداره امور اقتصادی و دارایی محل

47- درخواست گزارش در صورت وضعیت پرونده مالیاتی شاکی

48- شورایعالی مالیاتی رأی صادره از سوی کمیسیون تجدید نظر را تأیید و قطعی می داند.

49- شورای عالی مالیاتی رأی کمیسیون تجدید نظر را می شکند و پرونده را به کمیسیون هم عرض احاله می دهد. اعضاء کمیسیون همعرض، نمایندگان جدید دارایی، اصناف و دادگستری که در هیچیک از کمیسیون های بدوی و تجدید نظر رأی نداده اند.

50- ابلاغ به مودی جهت شرکت در کمیسیون هم عرض

51- صدور رأی قطعی توسط کمیسیون هم عرض پس از استماع موارد اعتراض مؤدی این رأی لازم الاجرا است.

52- پس از صدور رأی توسط کمیسیون هم عرض، ابلاغ به حوزه جهت صدور برگ تشخیص قطعی

53- مؤدی موظف است پس از رؤیت برگ ابلاغ قطعی ظرف ده روز مالیات خود را بپردازد.

54- مؤدی نسبت به پرداخت مالیات استنکاف می کند و در موعد مقرر نمی پردازد.

55- پس از گذشت 10 روز دائره اجرائیات نسبت به صدور برگ اجرائیه برای وصول حقوق دولت اقدام می کند.

56- مؤدی پس از رویت برگ اجرائیه مالیات را پرداخت می کند.

57- مؤدی از پرداخت مالیات مندرج در برگ اجرائی خودداری می کند.

58- صدور توقیف اموال مؤدی مالیاتی توسط دائره اجرائیات

59- مؤدی در این موقع اصل مالیات و جرائم متعلقه را به حساب 96020 واریز می کند.

60- مؤدی و پرداخت مالیات خودداری می کند.

61- اداره دارایی اموال مؤدی (مانند ملک و ساختمان تلفن موجودی بانک در صورت دارا بودن و دیگر اموال منقول را توقیف و بعد حراج نموده و طلب خویش را وصول می نماید (با توجه به ماده 211 و 212 قانون مالیاتهای مستقیم دولت جمهوری اسلامی ایران)

البته تنظیم کننده موارد فوق به ترتیب موارد را ذکر کرده و بدیهی است که یک پرونده تمام این مراحل را طی نمی کند، لذا در هر بندی که واریز وجه به حساب 96020 اعلام شده پرونده مختومه خواهد شد. لذا بندی که در آن مالیات واریز می شود با بند بعدی آن باید در یک شماره قید گردد، چون دو حالت دارد، یا قبول یا اعتراض در صورت قبول پرونده مختومه و در صورت اعتراض پرونده ادامه رسیدگی دارد، که با حذف چهار بند یک پرونده مالیاتی بر اساس اعتقاد نویسنده مذکور بعضی از پرونده ها 57 مورد را می گذراند و اکثر این موارد منطبق با قانون است به غیر از بندهائی که مقدمات، هر رسیدگی در هر مرحله است اما نویسنده بعضی از مراحل را بیان نکرده که از جمله آن

1- اعتراض مأموران تشخیص زمانی که اختلاف رأی هیئت با مأموران تشخیص بیش از 20% باشد. (بند 2 ماده 247 ق م م )

2- در صورت غیبت عضو سوم و اختلاف دو عضو دیگر ارجاع پرونده به هیئت حل اختلاف دیگر تبصره یک ماده 246 ق م م)

3- ارجاع پرونده به هیئت حل اختلاف در صورت عدم پرداخت جریمه مورد مطالبه پس از ابلاغ برگ مطالبه (ماده 169 مکرر ق م م)

4- جلوگیری از توقف اجرای رأی قطعی با سپردن تأمین ماده 259 ق م م

5- شکایت ممیز کل به شورای عالی مالیاتی (بند 4 ماده 255 ق م م)

6- ادعای غیر عادلانه بودن مالیات مستندً به مدارک و دلائل کافی و ارجاع از طرف وزیر به هیئت مرکب از سه نفر به انتخاب وزیر اقتصاد و دارایی و در صورت نقض به مرجع حل اختلاف هم عرض

7- شکایت از رأی هیئت حل اختلاف دردیوان عدالت اداری

8- نقض رأی توسط دیوان و ارجاع جهت رسیدگی به سه نفر توسط وزیر اقتصاد (تبصره 2 ماده 366 ق م م)

گویا نویسنده در شماره 61 از شمارش موارد بعدی خسته گردیده و در شماره 61 خلاصه اجرا را ذکر کرده است از آنجا که مرحله اجرا خود از مراحل مهم و ثمربخش برای پایان روند وصول مالیات می باشد، در این نوشتار بیان می گردد.

مراحل وصول به شرح ذیل را می توان به بندهای بعد از 61 اضافه نمود :

1- ابلاغ برگ قطعی شده مالیات به مؤدی برای پرداخت ظرف ده روز (ماده 21)

2- در صورت عدم پرداخت ظرف ده روز ابلاغ برگ اجرائی به او جهت پرداخت کلیه بدهی ظرف یک ماه یا ترتیب پرداخت آن (ماده 210 ق م م)

3- توقیف اموال مؤدی در صورت عدم پرداخت در موعد مقرر به میزان مالیات و جرائم متعلق به اضافه ده درصد بدهی (ماده 211 ق م م)

4- ارزیابی اموال مورد توقیف به وسیله ارزیاب اداره سازمان امور مالیاتی (ماده 223 ق م م)

5- ارزیابی اموال توقیف شده به درخواست مؤدی با تودیع دستمزد کارشناسی توسط ارزیاب رسمی (ماده 213 ق م م)

6- آگهی حراج و مزایده فروش توسط مسئول اجرائیات سازمان امور مالیاتی سازمان امور مالیاتی ماده 214 ق م م

7- امضاء اسناد املاک غیر منقول توسط مسئول اجرائیات در صورت استنکاف مالک (ماده 214 ق م م)

8- آگهی مرحله دوم برای حراج و مزایده در صورت عدم فروش با آگهی اول (ماده 215 ق م م)

9- در صورتی که در آگهی دوم هم خریداری پیدا نشود، مطابق ارزیابی کارشناس رسمی دادگستری به میزان بدهی و هزینه های متعلقه به تملک سازمان امور مالیاتی درمی آید (ماده 215 ق م م)

10- قبل از انتقال ملک در صورتی که مودی حاضر به پرداخت به اضافه ده دصد و هزینه های متعلقه باشد از ملک رفع توقیف می گردد (تبصره یک ماده 215 ق م م)

11- شکایت مؤدی به اقدامات اجرائی راجع به مطالبات دولت (ماده 216 ق م م)

12- رسیدگی و صدور رأی قطعی به شکایات ناشی از اقدامات اجرائی در هیئت حل اختلاف مالیاتی

نویسنده مسیر یک پرونده مالیاتی بیان داشته است که هزینه رسیدگی به مالیات با این روند بیش از مالیات است، و جهت اصلاح صرفاً بالا بردن فرهنگ مالیاتی را بیان کرده است، که بالا بردن فرهنگ مالیاتی با اشکالات ساختاری در نظام مالیاتی و قوانین مالیاتی، بنظر در حد غیر ممکن است.

که البته در مسیر مراحل عنوان شده چنانچه مواعد قانونی هم اضافه شود آنگاه معلوم خواهد شد که رسیدگی به یک پرونده مالیاتی چه مقدار زمان و هزینه در بر دارد، و آیا در مجموع ادامه کار با کمیت و کیفیت مذکور مقرون به صرفه برای بیت المال می باشد یا خیر؟

دادگاههای دادگستری که به تمام دعاوی کیفری و حقوقی مردم از کم اهمیت تا بسیار با اهمیت در تمام موضوعات مطروحه رسیدگی می نماید، روند رسیدگی کمتری نسبت به رسیدگی به مالیات دارد، و تدوین کنندگان قانون مالیاتها گویا تاحد زیادی، روند رسیدگی را منطبق با رسیدگی پرونده ها در دادگستری نموده اند.

چنانچه می توان گفت در مسائل حقوقی، که مالیات جنبه حقوقی دارد ؛

شورای حل اختلاف = تشخیص مالیات با رأی ممیزین

دادگاه حقوقی = هیئت حل اختلاف بدوی

دادگاه تجدید نظر استان = هیئت حل اختلاف تجدید نظر

دیوان عالی کشور = شورای عالی مالیاتی

هیئت عمومی دیوان عالی کشور = هیئت عمومی شورای عالی مالیاتی

اختیار رئیس محترم قوه قضائیه ماده 18 اصلاحی قانون دادگاههای عمومی و انقلاب = ماده 251 مکرر اختیارات وزیر اقتصاد

اما هدف در رسیدگیهای مالیاتی برای این مراحل گسترده کم شدن چند درصد مالیات مؤدی است، مالیاتی که بر فرض اینکه اشتباه هم باشد، عواید آن اگر مالیات بنحو درست مصرف شو بنفع عموم مردم است.