آراء برتر

 
نقد وبررسی ماده2 لایحه قانون اصلاح مالیاتها در دستور کار مجلس( قسمت سوم)
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٠
 

 چون نقد وبررسی در مورد ماده 2 قانون اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم تمام نشده است مجدداً متن ماده مذکور را در ذیل می آوریم

ماده 2-متن ذیل جایگزین ماده 17 گردیده ومواد19-20-21-22بند4ماده24-مواد26-27-28 29-30-31- 32-33 تبصره های ذیل آن حذف می گردد

ماده ۱۷ -  اموال و دارائی هایی که در نتیجه فوت شخص اعم از فوت واقعی یا فرضی انتقال می یابد، به شرح زیر مشمول مالیات می باشد:

.

۱- نسبت به املاک و حق واگذاری محل یک و نیم (5/1) برابر نر خهای مذکور در ماده ۵۹ این قانون به مأخذ ارزش معاملاتی املاک و یا به ماخذ ارزش روز حق واگذاری حسب مورد، در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث.

۲- نسبت به سهام و سهم الشرکه و حق تقدم آنها یک و نیم(5/1)  برابر نرخ های مذکور درتبصره ۱ ماده ۱۴۳ و ماده ۱۴۳ مکرر این قانون طبق مقررات مزبور در تاریخ ثبت انتقال به نام وراث.

۳- نسبت به سپرده های بانکی، اوراق مشارکت و سایر اوراق بهادار و سودهای متعلق به آنها تا تاریخ ثبت انتقال به نام وراث و یا پرداخت و تحویل به آنها به نرخ سه درصد (۳%)

۴- نسبت به انواع وسائل نقلیه موتوری زمینی، دریایی و هوایی به نرخ دو درصد ( ۲%) بهای اعلامی توسط سازمان امور مالیاتی کشور.

نسبت به سود سهام و سهم الشرکه و حق الامتیاز و سایر اموال و حقوق مالی که در بندهای فوق تصریح نشده است، به نرخ ده درصد ( ۱۰ %) ارزش روز در زمان تحویل یا ثبت انتقال.

.

تبصره ۱- نرخ های مذکور در این ماده مربوط به وراث طبقه اول است، در صورتی که وراث طبقات دوم و سوم باشند، نرخ های مالیات مذکور در این ماده به ترتیب دو ( ۲) و چهار ( ۴) برابر خواهد شد.

تبصره ۲- در صورتی که متوفی اتباع خارجی باشد مشمول مالیات به نرخ وراث طبقه دوم خواهد بود.

تبصره ۳- در مواردی که وراث سهم خود از اموال موضوع بندهای ۱ و ۲ و ۴ این ماده را به اشخاص ثالث یا وراث دیگر انتقال دهند، علاوه بر مالیات بر ارث به شرح این فصل مشمول مالیات طبق مقررات فصول مربوط خواهند بود

 نظر به اینکه بند 1 ماده 17 اصلاح قانون مالیاتها به ماده 59 اشاره نموده ماده 59 قانون مالیاتهای فعلی چنین بیان می دارد

ماده 59-نقل و انتقال قطعی املاک به مأخذ ارزش معاملاتی وبه نرخ پنج درصد (5%) و همچنین انتقال حق واگذاری محل به‌مأخذ وجوه دریافتی مالک یا صاحب حق و به نرخ دو درصد (2%)در تاریخ انتقال از طرف مالکان عین یا صاحبان حق مشمول مالیات‌می‌باشد:

تبصرة 1 ـ چنانچه برای مورد معامله ارزش معاملاتی تعیین‌نشده باشد، ارزش معاملاتی نزدیکترین محل مشابه مبنای محاسبه‌مالیات خواهد بود.

تبصرة 2 ـ حق واگذاری محل از نظر این قانون عبارت است ازحق کسب یا پیشه یا حق تصرف محل یا حقوق ناشی از موقعیت تجاری محل

لازم به ذکر است هرچند ارزش معاملاتی موضوع ماده 64 در قانون اصلاح مالیاتها تغییر نموده است اما ماده 59 تغییری ننموده است

از آنجا که در قانون فعلی ارزش معاملاتی 3تا 5درصد ارزش واقعی املاک میباشد واز این 3تا 5درصد پنج (5)درصد مالیات نقل وانتقال اخذ می گردد بنابر این مالیات نقل وانتقال برابر با15 تا 25 هزارم ارزش ملک می باشد که معمولاً با توجه به معافیت تا 30000000(سی میلیون) ریال برای هریک از ورثه معمولاً  به یک یا دو واحد اقشار متوسط جامعه از متوفّی مالیات تعلق نمی گرفت و بیشتر افرادمتوفّی که املاک زیاد وگرانقیمتی داشتند به آنها مالیات تعلّق می گرفت آن هم 15 تا 25 هزارم قیمت ملک که برای متموّلین اصلاً به حساب نمی آمد اما اگر ماده 17 فعلی به همین سبک وسیاق تصویب شود  اولاً با توجه به اصلاح ارزش معاملاتی در اصلاح ماده 64 که درجمله اول این ماده بیان داشته (تعیین ارزش معا ملاتی املاک متناسب با قیمت های روز منطقه ونوع کاربری آنها به عهده کمیسیون متشکل از پنج عضو می باشد)که مفهوم این جمله این است که ارزش معاملاتی نزدیک به ارزش روز املاک می گردد یعنی با افزایش 5/1 برابری  ارزش معاملاتی ملک، درصورت تصویب بند1 ماده 17 قانون اصلاح مالیات ملک متوفّی از 15 تا25 هزارم قیمت ملک در قانون فعلی به 5/7 درصد در قانون اصلاح تبدیل می گردد که از قدیم ضرب المثل جالبی می گوید که سنگ بزرگ نشان نزدن است  وجالب تر اینکه با حذف معافیت مالیاتی در ارث به بی ارزش ترین املاک با هر تعداد ورثه  5/7 نیم درصد قیمت ملک مالیات تعلّق می گیرد آیا این مفهوم عدالت مالیاتی  است که در مقدمه توجیهی بیان شده است؟!و

بند 2و3 و5 ماد17 قانون اصلاح جایگزین بند4 ماده 24 گردیده برای تقریب ذهن جهت مقایسه بند4 ماده 24 بیان می گرد

 بند 4 ماده 24

هشتاد درصد (80%) اوراق مشارکت و سپرده‌های متوفی نزدبانک‌های ایرانی و شعب آنها در خارج از کشور و مؤسسه‌های‌اعتباری غیر بانکی مجاز؛ همچنین پنجاه درصد (50%) ارزش سهام‌متوفی در شرکت‌هایی که سهام آنها طبق قانون مربوط در بورس‌پذیرفته شده باشد و چهل درصد (40%) ارزش سهام یا سهم الشرکه‌متوفی در سایر شرکت‌ها و نیز چهل درصد (40%) ارزش خالص‌دارایی متوفی در واحدهای تولیدی‌، صنعتی‌، معدنی و کشاورزی‌

نیاز نیست که کسی آشنا به مقررات حقوقی ومالیاتی باشد تا بتواند با مقایسه بند4 ماده 24 با سه بند ماده 17 قانون اصلاح ملاحظه کند که کدام قانون فاقد ابهام وصریح در بیان است کلمات حقّ تقدم در بند2 وحق الامتیاز دربند پنج سابقه ای در قوانین مالیاتی تا کنون نداشته است لذا دارای نوعی ابهام درتعریف می باشد

در بند2 قانون اصلاح ماده 143 مکرّر بیان گردیده که در اصلاح قانون مالیاتها7/2/71 حذف گردیده است که با حذف این ماده فقط تبصره 1 می ماند که نیم درصد سهامی است که در بورس پذیرفته شده است که با افزایش 5/1 برابری در بند 2 ماده 17 برابر با25/1 می گرددبا یک مثال مقایسه ای بین بند 4 ماده 24قانون فعلی مالیات و بند 2 ماده 17 قانون اصلاح تفاوت شفاف می گردد اگر از شخص متوفی 6 میلیون تومان سهام  غیر پذیرفته شده در بورس باقی مانده باشد ومتوفی فقط یک ورثه داشته باشد با توجه به معافیت تا 50 درصد طبق بند4 ماده 24  مالیات متعلق 3میلیون تومان می باشد ومطابق  ذیل ماده20 هر یک از ورثه تا 3میلیون تومان از ماترک متوفی معاف از مالیات هستند بنابر این وارث مذکور در مثال مالیات وی از 6 میلیون تومان سهام صفر می باشد اما در قانون اصلاح (بند2 ماده17) با توجه به حذف معافیت از ورثه چه متوفی یک ورثه داشته باشد چه چند ورثه از 6 میلیون تومان سهام باقی مانده از مورث خود که در بورس پذیرفته شده می بایست 25/1 درصد سهام را مالیات بپردازند بنابر این مالیات 6 میلیون تومان برابر است با75 هزار تومان با برداشتن پله های تصاعدی مالیات ماده 20 در عمل این ماده بنفع ثروتمندان می باشد که معمولاً کسانی که ثروت بیشتری دارند بیشتر از امکانات جامعه از قبیل امنیت وفراهم بودن شرایط برای کسب ثروت استفاده کرده وشایسته نیست قانونگذار در موضوع مالیات فقیر و غنی را به یک چشم نگاه کند

دربند3 به سایر اوراق بهادار که مبهم است اشاره کرده با توجه به اینکه اوراق بهادار محصور  است علت عدم بیان آن بنظر عدم اطلاع اصلاح کنندگان قانون می باشد 

 اولاًدر بند 5 سهم الشرکه را مجدداً بیان داشته ومعلوم نیست که این سهم الشرکه با سهم الشرکه در بند 2 چه فرقی دارد.ثانیاًچطور می توان سهم الشرکه وسود آنرا از اوراق بهادار وسود های متعلّق آن دربند 3 جدا نمود وبرفرض اینکه بتوان قائل به تفکیک این سود سهام وسهم الشرکه بود معلوم نیست ماهیتاً چه تفاوتی با یکد یگر دارند که 7درصد بیشتر مالیات تعلق می گیرد رابعاً بیان عبارت بند 5 بنحو تردید وغیر صریح قطع نظر از اینکه شایسته قانونگذار نیست مجریان قانون را در عمل با مشکل مواجه می کند ومنجر به اعمال سلیقه های مختلف وبعضاً منجر به سوء استفاده می گردد

بیان عبارت سایر اموال وحقوق مالی بنحو اطلاق تمام اموال منقول از کم ارزش ترین تا با ارزش ترین را در بر می گیرد آیا امکان دارد که این قسمت از ماده با وجود ادعاهای جهیزیه وهبه اجرائی شود لازم به ذکر است در قانون مالیاتهای فعلی طبق تبصره 1 ماده 31 به اثاث البیت مالیات تعلق نمی گرفت .

اما در مورد تبصره یک راجع به مالیات سهم الارث در پله های مالیاتی ماده 20 قانون مالیاتها چنانچه با بند های 2و3 ماده 17 قانون اصلاح در محاسبه مقایسه گردد معلوم می گردد که قانون اصلاح بنفع ثروتمندان و به ضرر اقشار متوسط وضعیف کشور در صورت تصویب است برای تبیین مطلب فرض می کنیم ازمتوفائی 100میلیون تومان سهام پذیرفته شده در بورس باقیمانده است حال می خواهیم مالیات این 100 میلیون تومان را در قانون مالیاتهای فعلی ودر قانون اصلاح محاسبه ومقایسه کنیم با عنایت به اینکه معمولاً به طور متوسط اکثر افرادی که فوت می نمایند در زمان فوت خود تعداد ورثه آنها پنج نفر می باشد ورثه پنج نفر در نظر گرفته می شو د در صورتی که فردی فوت کند 1000000000(یک میلیارد)ریال سهام پذیرفته شده در بورس از وی باقی بماند از این یک میلیارد ریال طبق ذیل ماده 20 برای پنج ورثه به ازاء هر وارث 30میلیون ریال معافیت مبلغ 985000000میلیون ریال مشمول مالیات می گردد وچون ترکه ،سهام پذیرفته در بورس می باشد 80درصد دیگر طبق بند4 ماده24 قانون مالیاتها به آن معافیت تعلّق می گیرد که80 درصد رقم 985000000(نهصدوهشتادوپنج میلیون) ریال رقم788000000(هفتصد هشتاد وهشت میلیون) ریال میگردد که با کسراز 985000000(نهصدوهشتاد وپنج میلیون) ریال مالیات بر ارث 197000000(صدونود وهفت میلیون )ریال با قانون مالیاتها ی فعلی وبا اعمال معافیت ها مشمول مالیات می گردد اما بر اساس بند2 ماده 17 اصلاحی که هم معافیت ها حذف شده وهم پله های ارزش اموال وبا افزایش 5/1 برابری با توجه به اینکه مالیات نقل وانتقال سهام در بورس 5/. درصد بوده5/1 برابر آن 25/1 برای هر مقدار سهام می باشد25/1صدم یک میلیارد ریال برابر است با 12500000(دوازده میلیون پانصد هزار) ریال که این رقم مالیات یک میلیارد ریال با حدف مالیات به استناد بند 2 قانون اصلاح مالیات می باشد که چنانچه از 197000000 (صد ونود هفت میلیون) ریال مالیات یک میلیارد ریال ارزش سهام را با قانون فعلی از 12500000(دوازده میلیون و پانصد هزار)ریال کسر گردد 184500000(صد وهشتادوچهار میلیون وبانصدهزارریال در قانون اصلاح مالیات کمتر  برای طبقه اول ارث  برداخت می شود که به همین روال در طبقه دوم وسوم ارث مالیات بسبار کمتری نسبت به قانون فعلی در صورت تصویب برداخت می شود  که نمی توان گفت این تقلیل ها  در جهت عدالت مالیاتی است که با این اوصاف شاید بتوان گفت که اصلاح کنندگان مالیات  یاخود از مرفهین وصاحبان سهام زیاد در بورس بوده اند یا اساسا یکبار با اعداد و ارقام یک مقایسه با قانون فعلی ننموده اند که البته راههای جبران را تا حدودی بیش بینی نموده اند بدین نحو که از افراد متوسط وضعیف که تاکنون معاف از مالیات بوده اند مالیات اخذ گردد که در مورد چنین اصلاحاتی ضرب الامثل  باید ساخت که هرکه مالش  بیشتر مالیاتش کمتر

اما درتبصره3 ماده 17 گویا عبارتی از قلم افتاده است زیرا نباید درانتقال سهم الارث از ورثه به اشخاص ثالث ایراد قانونی وجود داشته باشد گویا عبارتی که حذف شد ه باید عبارت( قبل از پرداخت مالیات متعلّق باشد) ومعمولاً سازمان بورس اوراق بهادار که یک سازمان دولتی است بدون رعایت تشریفات قانونی مال مورّث را به ورثه نمی دهند وبنظر می رسد حتی شرکتهای خصوصی هم تشریفات قانونی را در انتقال سهام از مورّث به ورثه برای اینکه در آینده دچار مشکل نشوند رعایت می کنند لذا امکان عملی برای اجرا شدن چنین تبصره ای در حد صفر است  وعبارات (علاوه بر مالیات ارث به شرح این فصل مشمول مالیات طبق مقررات فصول مربوط خواهد بود)  بر فرض اینکه برای این تبصره مصادیقی هم یافت شود علاوه بر اینکه دارای ابهام است شایسته یک قانون نیست  شاید بتوان گفت که اصلاح کنندگان با این تبصره مبهم می خواسته اند یک ضمانت اجرائی برای ماده 17 اصلاحی داشته باشند که اگر اینطور باشد هم جای تاسف است با کنکاش بیشتر مطالب بیشتری می توان در مورد ماده 17 اصلاحی بیان داشت ولی در مورد این ماده به همین اندازه بسنده می کنیم پایان قسمت سوم ومن الله توفیق (ادامه دارد)


 
comment نظرات ()