آراء برتر

 
چگونه محکوم به قتل عمد در دادگاه تجدید نظر تبرئه می شود؟
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٥
 

 بنام خدا

مقدمه

رأیی که ذیل می آید در ارتباط با تجدید نظر خواهی آقای ح ک با  مختصر تغییری درصفحه آخر که مورد نظرهمکار دیگر شعبه بوده در مرحله تجدید نظر توسط نگارنده انشاء گردیده است ورای جنبه علمی کاربردی داشته وغرض از مبسوط ومدلل نمودن مباحث رأی در درجه اول استخلاص زندانی بی گناه بوده است ودر درجه دوم این رای نیز همچون رای اعتراض ثالث نگارنده که اولین مطلب وبلاگ آراء برتربوده است یکی از آراء طولانی است که جهت استفاده کارآموزان قضاوت ووکالت وسایر علاقمندان به مباحث حقوقی علمی کاربردی به صورت مبسوط  انشاء شده است

 بسمه تعالی

 بتاریخ: 21/5/88                            شماره دادنامه: 410          گلاسه پرونده: 88/43/197

 مرجع رسیدگی شعبه 43 دادگاه تجدید نظر استان تهران

 تجدید نظر خواه: آقای ح ک  با وکالت تسخیری آقای  محمد رضا کیهان  تهران خ شریعتی ضلع جنوب غربی پل سید خندان بین شریعتی و سهروردی ساختمان 42 طبقه 5 واحد 51

 تجدید نظر خوانده: اولیاء دم مرحوم محمد لطیف اهل بنگلادش روستای مامروک کندی دفتر پست مونشیپارا p.s زکی گنجی منطقه سیلهت منزل عبدالطیف

 تجدید نظر خواسته: دادنامه شماره 0424 مورخ 10/6/87 صادره از شعبه ....دادگاه عمومی تهران

 گردشکار: دادگاه با بررسی اوراق و محتویات پرونده ختم دادرسی را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید

  رای دادگاه

در خصوص تجدید نظر خواهی آقای ح ک فرزند نبی با وکالت وکیل تسخیری آقای محمدرضا کیهان از دادنامه شماره 8700424 موضوع پرونده 86000549 صادره از شعبه ....  که متضمن محکومیت تجدیدنظر خواه به جرم قتل عمدی محمد لطیف تبعه بنگلادش بلحاظ عدم در خواست قصاص دیه مرد کامل و سه سال حبس می باشد .حسب محتویات پرونده در کارگاه فیلترسازی اطلس متعلق به آقای قدیر مصطفی زاده اصل واقع در 17 شهریور خ جوشن کوچه چهارم شرقی در تاریخ 18/5/81 ساعت هشت و سی دقیقه صبح عوامل آتش نشانی مشغول اطفاء حریق بودند که در محل کارگاه جسد شخصی با تبعه بنگلادش که پس از شناسائی همسایگان مربوط به محمد لطیف کارگر کارگاه ریخته گری روبروی فیلترسازی متعلق به سیف اله تاجیک کشف می گردد که در صفحه یک تا 5 پرونده صورتجلسه کشف جسد و تحقیق از افرادی که وی را شناسایی نمودند با شرح و آثار جراحت و صدمات وارده به مقتول درج گردیده است ص شش پرونده تصویر صورتجلسه مربوط به تحویل ه ک به بیمارستان شماره 2 می باشد که در توضیحات این صفحه قید گردیده که برابر اظهارات خود مصدوم و همراه مصدوم در محل کارش با یک نفر از پرسنل همان شرکت درگیر شده و توسط برادرش به این مرکز جهت مداوا انتقال داده شده است که به آنها تفهیم گردیده که هر گونه شکایتی دارید به کلانتری محل جهت اعلام شکایت مراجعه نمایند در ص 7 اظهارات خانم س ح  است  اظهارات خانم س ح  فرزند علی  در روز کشف جسد بیانگر این است  که شب گذشته محمد عبدالملک بنگلادشی پسرش را برده و صبح ساعت 30/5 پسرش در حالی که چاقو از سه قسمت زیر گلو و شکم و زیر بغلش خورده به درب منزل آمده است و از ه ک در (ص 14) اظهاراتش در مورد  حادثه قتل محمد لطیف تحقیق شده که با توجه به اینکه شرح کشف جسد و حریق عمدی مورخ 18/5/81 از طرف پاسگاه یافت آباد به مجتمع قضائی ارسال در تاریخ 20/5/81 از طرف رئیس مجتمع قضائی یافت آباد به شعبه 1608 دادگاه عمومی تهران ارجاع شده و اظهارات ه ک نیز اخذ گردیده این اظهارات پس از بهبودی جسمی وی پس از عمل جراحی در بیمارستان شماره 2 توسط مرجع انتظامی در روز کشف جسد از ه ک توسط مامور مراقب اخذ گردیده است غرض از ذکر موارد مذکور این است که اخذ اظهارات در زمان نزدیک به قتل از اهمیت بیشتری نسبت به زمان های دیگر برخوردار است در صورتجلسه بازدید قاضی کشیک قتل دستوری در مورد تحقیق از ه ک ملاحظه نشده احتمالاً در زمان قاضی کشیک هنوز مادر ه ک به صحنه قتل که شب گذشته فرزندش را مصدوم نموده بودند نیامده بوده در ذیل گزارش 6 صفحه ای کلانتری نیز دستور قضائی دیگری در مورد ه ک  صادر نگردیده است مجدداً در صفحات 23 و 24 و 25 احتمالاً در همان روز کشف جسد یا روز بعد از آن از ه ک در بیمارستان تحقیق بعمل می آید که با اظهارات قبلی وی تفاوتی ندارد و در تاریخ 23/5/81 که احتمالاً بعد از ترخیص وی از بیمارستان و بردن وی به کلانتری و تحقیق از وی توسط دایره تجسس کلانتری انجام گرفته با تحقیقات قبلی وی در مورد حادثه قتل تفاوتی نداشته ضمن اینکه در این تحقیق اقرار بر تجاوز محمد عبدالملک مظنون به قتل فراری نسبت به خود نموده است دستور قضائی شعبه 1608 که همان قاضی کشیک نیز بوده نیابت قضائی به شهرستانهای ورامین و پیشوا و پاکدشت و حومه جهت دستگیری محمد عبدالملک فرزند محمد رشید تبعه بنگلادش متهم به قتل با همکاری مامور اعزامی می باشد که اقدام یا عدم اقدام در مورد نیابت مذکور در پرونده ملاحظه نگردید کلانتری یافت آباد مجدداً در گزارش بدون تاریخ خطاب به رئیس محترم شعبه 1604 تحقیقات خود را در ارتباط با افراد مرتبط و آشنا با مقتول از جمله تحقیقات مربوطه به  ه ک را در صفحات 66 و 67 و 68 ارائه که قاضی شعبه در صورتجلسه 24/5/81 در ارتباط با اتهام ه ک فرزند حسین دائر بر ارتکاب فعل حرام و غیره صرف نظر از صحت و سقم آن قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت دادگاه ویژه اطفال صادر و در مورد قتل محمد لطیف پرونده را مفتوح و دستور قبلی انجام گیرد و در ذیل قرار خود نیز دستور می دهد که شکایت ه ک نیز اخذ و به پزشک قانونی نیز معرفی گردد پزشک قانونی در معاینه جسد محمد لطیف در صفحات 89 و 90 و 91 بیست و پنج (25) مورد بریدگی های مختلف در نواحی مختلف در قسمت بالا تنه محمد لطیف گزارش نموده که می تواند نشانگر مقاومت شدید در مقابل قاتل باشد که نهایتاً پزشکی قانونی علت فوت را بریدگی عمیق عروق سمت چپ گردن در اثر اصابت جسم تیز و برنده اعلام نموده است در بازرسی از محل سکونت مقتول سیصد دلار و هیجده فقره چک با اقلام متفاوت کشف شده است که صاحب کارگاه چکها را متعلق به خود دانسته و مطالبه کرده و تحویل نیز با دستور قضائی 20/6/81 گرفته است که چگونگی تعلق آن قابل بحث می باشد البته کلانتری در زمان تحویل با صورتجلسه 20/6/81 به آقای سیف اله تاجیک تفهیم نموده که در صورت وجود شاکی و کشف فساد در مورد چکها برابر مقررات قانونی با ایشان برخورد خواهد شد پزشک قانونی جراحت وارده به   ه ک را در بازگشت به نامه 24/5/81 جراحت 1- عمیق بخیه شده درسمت راست قدام سینه (جائفه) 2- خراشیدگی التیام یافته (در حد حارصه) در پهلوی چپ 3- خراشیدگی التیام یافته (در حد حارصه) در قدام گردن 4- تجمع خون و هوا در فضای جنب راست که جهت تخلیه خون در سیر درمان لوله سینه ای در فضای بین دنده ای 5 و 6 برای بیمار گذاشته شده است در خصوص جراحت وارده با وجود شکایت ه ک ص 71 از طرف دادگاه اطفال نفیاً یا اثباتاً اظهارنظر نگردیده است کلانتری یافت آباد در گزارش 16/9/81 خود از رئیس محترم شعبه 1608 در خواست نموده که با توجه به اینکه این یگان (تجسس) کلانتری امکانات گسترده ای در زمینه پیگیری پرونده فوق ندارد و به جهاتی که در گزارش خود در ص 155 شرح داده تقاضا نموده که پرونده در اختیار شعبه دهم اداره آگاهی قرار گیرد که قاضی شعبه 1608 در تاریخ 23/9/81 دستور داده پرونده عودت تحویل یگان 10 آگاهی مرکز تا دستورات قبلی را انجام و نتیجه ظرف یک ماه بنظر برسد تا این تاریخ یعنی چهار ماه و چهار روز پرونده جهت شناسائی مظنون به قتل فراری در دایره تجسس کلانتری یافت آباد پیگیری و دستورات قضائی را انجام میداند و بیشتر تحقیقات در حول و حوش دستگیری مظنون به قتل فراری محمد عبدالملک بوده است پس از ارسال پرونده به آگاهی مرکز نخستین تحقیقات در آگاهی پس از چهار ماه و نه روز از ارسال پرونده در تاریخ 2/2/83 در صفحات165 و 166 و 167 به ترتیب از قدیر مصطفی زاده صاحب کارگاه فیلترسازی و خانم س ح و ه ک بدون اخذ دستور قضایی مبنی بر دلالت آنها به آگاهی بعمل می آید در اولین گزارش آگاهی مرکز به قاضی شعبه 1608 مجتمع امور قضائی امور جنائی در تاریخ 27/2/83 افسر رسیدگی کننده به پرونده (در ص 164) که مبنا در تغییر روند رسیدگی پرونده بوده مطالب خود را بدین صورت بیان نموده (احتراماً ضمن تقدیم پرونده کلاسه فوق در خصوص قتل مرحوم محمد لطیف تبعه کشور بنگلادش به اتهامی محمد عبدالملک که در تاریخ 18/5/81 در کارگاه فیلترسازی اطلس واقع در خ 17 شهریور جنوبی بوقوع پیوسته در تحقیقات متعدد و در تاریخ های مختلف حکایت است که در این قتل شخصی بنام ه ک نیز مضروب گردیده که با توجه شدت ضربات وارده خود را پیاده در ساعت 30/5 دقیقه خودش را به دم درب منزل خودش میرساند تحقیقات از ه بسیار غیرمنطقی بنظر می رسد قبل از هر گونه درگیری و یا قتلی محمد بنگلادشی با چاقوی دسته زرد وی را تهدیدمیکند و بعد با وی رابطه نامشروع برقرار می کند و در نزد وی می گوید می خواهد کسی را بکشد و اینکه ه چنان به خواب فرو می رود که نمی فهمد چه کسی و چگونه محمد عبدالملک را به قتل می‌رساند و موضوع در کنترل بودن تلفن را مادر ه در جریان می شود و پس از آن دیگر قاتل با آنها تماس نمی گیرد موضوع به نظر می رسد جای ابهام دارد و متهم ه ک ضمن دستگیری می‌بایست از وی تحقیق لازم و دقیق بعمل آید پرونده امر جهت کسب تکالیف به نظر می رسد) در ظهر این گزارش قاضی شعبه 1156 که احتمالاً شماره شعبه عوض شده زیرا همان قاضی رسیدگی کننده است که دستور می دهد پرونده عودت تا از خانواده مجروح بنام ه ک بیشتر تحقیق شود و نسبت به انجام دستورات قبلی اقدام و نتیجه بنظر برسد غرض از ذکر اظهارات افسر تحقیق پرونده این است که بیان گردد که چگونه ابهامات ایشان در اظهارات ه ک با دست خط خود می باشد که از جمله آن چاقوی دسته زرد می باشد بنظر می رسد اولین تحقیقات از ه ک در ص 163 پرونده به تاریخ 7/3/82 می باشد که از جهت ترتیب صفحه جا به جا شده است البته چگونگی دلالت ه ک و اینکه در چه روز و چه ساعتی به آگاهی دلالت شده و چه مدت در اختیار آگاهی بوده معلوم نیست ولی از تحقیقات بعمل آمده از وی و از خانواده وی در تاریخ 7/3/82 و 8/3/82 بوده شایان ذکر است که در دستور قضائی تحقیق از خانواده مجروح ه ک ذکر شده است نه ه ک قبلاً قرار عدم صلاحیت به دادگاه اطفال صادر شده بوده و اگر ابهامی دستور قضائی در این مورد داشته افسر پرونده می بایست از دادگاه سئوال کند هر چند با مطالعه پرونده نیازی به سئوال هم در این مورد نبوده و افسر پرونده می بایست می دانسته که تحقیق از ه ک می بایست تحت نظر دادگاه اطفال صورت پذیرد مع الوصف سئوالی که از وی در ص 163 در تاریخ 7/3/82 شده است این است چگونگی وقوع قتل مرحوم محمد لطیف تبعه بنگلادش را توضیح دهید وی با دستخط خود نوشته من در تاریخ 17/5/81 شب ساعت حدوداً یک و نیم شب متوجه شدم مادرم در خانه نیست و چون می دانستم مادرم به کارخانه مصطفی زاده می رفته و با کارگران آنجا رابطه دارد به اتفاق پدرم به آن کارخانه رفتیم و یک چاقوی دسته زرد از خانه برداشتم و به سوی کارخانه رفتیم ولی آنها که به اسامی نادر و محمد لطیف و محمد عبدالملک در آنجا هستند و محمد لطیف لخت در حالی که یک زیر پوش بر تن داشت بالای مادرم بود و محمد عبدالملک بنگلادشی و نادر در دفتر کارگاه بودند وقتی که محمد لطیف متوجه من و پدرم شد با ما درگیر شد و پدرم وی را گرفت و من با چاقو به سینه اش زدم و سپس محمد بنگلادشی مرا با چاقو زد و سپس با نادر فرار کردند البته نادر وقتی که متوجه ما شد فرار کرد و سپس پدرم ح محمد لطیف را به داخل کارخانه کشاند و بنزین که داخل حیاط بود برداشته و کارخانه را به آتش کشید و با هم به دکتر رفتیم سئوال بعدی شما چند مدت فهمیده اید که مادرتان به کارگاه مصطفی زاده می رود تازگی فهمیدم مجدداً در ساعت 30/12 مورخ 7/3/82 از ه ک تحقیق می شود از وی سئوال می شود با توجه به اینکه شما در روز حادثه قتل مرحوم محمد لطیف تبعه کشور بنگلادش در کارخانه آقای مصطفی زاده حضور داشته اید چگونگی وقوع قتل و علت آن را توضیح دهید که با دستخط خود مجدداً پاسخ می دهد شب بود ساعت 10 شب بود رفتم آنجا پیش محمد بنگلادشی به من گفت برو 2 عدد غذا بگیر بیار من هم رفتم با موتور گرفتم و آمدم رفتم تو موتور را گذاشتم توی حیاط و آن موتور را ورداشت برد توی کارگاه گفتم برای چی می بری گفت می خواهم کسی نبینه و رفتیم توی اتاق نشستیم به غذا خوردن من رفتم روی تخت دراز کشیدم و خوابم برد حدود ساعت 4 یا 5 صبح بود فهمیدم یک چیز کشیده روی شکمم از خواب پریدم بلند شدم چاقو را از دستش بگیرم نمی توانستم به من گفت وایسا کنار و من وایسادم کنار چاقو را فرو کرد تو شکمم در آورد و من خودم را انداختم زمین تا ببینم این می رود واقعی ترسیده بودم و رفت توی حیاط من داشتم از پشت شیشه نگاه می کردم رفت طرف کانتینر یک عدد کبریت زد انداخت توی کانتینر و من دیدم پسر صاحب کارخانه رفت بیرون در را هم بست و بعدش دیدم محمد هم رفت بیرون در را هم بست و من از اتاق آمدم بیرون و رفتم آرام در حیاط در را باز کردم و دیدم کسی توی کوچه نیست و من پیاده رفتم به طرف خانه و بعد مرا بردند بیمارستان در سئوالی دیگر از وی می پرسند آیا نادر مصطفی زاده شما را تهدید کرده بود که چیزی به کسی درباره او نگوئید؟ پاسخ می دهد خیر تهدید نکرده است از وی سئوال می شود چرا شما تا کنون نادر مصطفی زاده را بیان ننموده اید پاسخ می دهد از روی دلسوزی بخاطر اینکه معتاد بود چیزی نگفتم از وی سئوال می شود شما در تحقیقات قبلی اظهار داشته اید به دلیل وجود رابطه مادرتان با کارگرهای شرکت به اتفاق پدرتان اقدام به قتل محمد لطیف نموده اید چه می گوئید پاسخ می دهد من ترسیدم و من از ترس گفتم مجدداً در ساعت 40/1 مورخ 7/3/82 از ه ک تحقیق می شود ص 2 این تحقیق در پرونده ملاحظه شد و صفحه یک آن ملاحظه نگردید در سئوالات مرتبط با قتل از وی سئوال می شود آیا پدر و مادرت در این درگیری مجروح یا ضربه ای خورده اند پاسخ می دهد خیر مجروح نشده اند سئوال می شود شما که با چاقو محمد لطیف را زده اید و محمد بنگلادشی در گیر نشده پاسخ می دهد نه درگیر نشدند سئوال می شود آیا پس از وقوع قتل محمد بنگلادشی با شما یا مادرت تماس هم داشته پاسخ می دهد دو دفعه (منظور به طور تلفنی) گفتم چرا به من چاقو زدی گفت دوست داشتم سئوال می شود به چه دلیل شما اقدام به قتل محمد لطیف نموده اید پاسخ می دهد بخاطر نامشروع با محمد لطیف مجدداً در ساعت 10/18 دقیقه که تاریخ آن قید نشده از ه ک سئوال می شود چگونگی قتل مرحوم محمد لطیف تبعه کشور بنگلادش را توضیح دهید (ص 172) پاسخ می دهد آن شب ساعت 12 شب بود بلند شدم آب بخورم دیدم مادرم نیست رفتم  بابام رو بیدار کردم گفتم مامان نیست پاشو بریم راه افتادیم به طرف آنجا که کار می کنم با هم رفتیم رسیدیم گفتم بابا بگذار اول من برم بالا من اول رفتم بالا رفتم توی حیاط رفتم توی اتاق دیدم مادرم با محمد لطیف کار انجام می دهند رفتیم تو محمد یکباره بلند شد جر و بحثشان شد بابام چاقو را فرو کرد توی شکم محمد لطیف محمد افتاد و بعد محمد بنگلادشی فهمید آمد چاقو را از دست بابام گرفت و فرو کرد توی شکم من و بابام دنبال محمد کرد و نتوانست آن را بگیرد رفت و ما سه نفره آن را کشیدیم به طرف توی کارگاه و آن را انداختیم روی زمین و رفتیم به خانه و از آن ور مرا بردند دکتر سئوال شد اظهارات خود را چگونه گواهی می کنید خودم نوشتم با امضاء گواهی می کنم افسر پرونده که با ابهامات خود خواسته بود از ه ک تحقیق دقیق بعمل آید پس از اخذ اظهارات مذکور از ه ک در صورتجلسه 8/3/82 ص 163 قسمت مربوط به اظهارات ه ک در مورد مادرش و سپس قتل توسط پدرش را نتیجه گیری کرده و به امضاء دو استوار و یک گروهبان رسانده و ه ک نیز صورتجلسه مذکور را اثر انگشت زده و نکته ای که در سئوالات راجع به نادر مصطفی زاده بیان نشده بود و در این صورتجلسه از قول ه ک ذکر شده این است که صاحب کارگاه اصلاً نبود و من بخاطر دشمنی با وی این حرف را زده ام و پدرم و مادرم جسد را به داخل کارگاه کشاندند که حدود صد متر مسافت آن است و کارگاه را به آتش کشیدند و با هم رفتیم و به خدا قسم موضوع قتل محمد لطیف به همین دلیل بود و افسر مربوطه با تحقیقاتی که مشروح مطالب آن ذکر شد و در گزارش مورخ 8/3/82 به قاضی محترم شعبه 1156 (ص 175) قاتل را کشف می کند قاضی شعبه براساس اعتماد به تحقیقات دستور می دهد پرونده عودت ح ک بعنوان متهم دستگیر و از او تحقیق و با فرزندش مواجهه شود و فرد مظنون فعلاً با ضامن قابل دسترسی آزاد باشد (محمد حسن مصطفی زاده اصل مشهور به نادر) و ه ک نیز با توجه به اینکه کمتر از 18 سال سن دارد و قبلاً عدم صلاحیت به رسیدگی دادگاه اطفال صادر شده است دادگاه مواجه با تکلیف نیست با توجه به اقرار جدید تحویل دادگاه اطفال با گزارش جداگانه شود که آگاهی خطاب به ریاست محترم شعبه 2105 دادگاه عمومی تهران ویژه اطفال در گزارش 8/3/82 بیان می دارد که از متهم ه ک تحقیق بعمل آمده و مشارالیه به اتفاق پدر و مادرش معترف گردیده در این قتل شرکت داده شده اند که با توجه به خواسته ریاست محترم شعبه 1156 بدل پرونده متشکله به همراه متهم جهت تعیین تکلیف بنظر می رسد که قاضی کشیک ویژه اطفال دستور می دهد (آگاهی مرکز اداره دهم با سلام پرونده همراه متهم تحت الحفظ اعاده می گردد تحقیق لازم بعمل آید و روز شنبه 10/3/82 همراه پدرش تحویل دادگاه گردد متهمین دیگر نیز در صورت دسترسی جلب گردند) در تاریخ 8/3/82 آقای ح ک فرزند نبی پدر ه ک به آگاهی دلالت و از وی تحقیقاتی بشرح ذیل بعمل می آید از وی سئوال می‌شود به چه دلیل شما به زندان رفته اید جواب به دلیل اعتیاد به زندان رفته ام شما در شب حادثه قتل مرحوم لطیف در کجا بودید؟ جواب در منزل پیش زن و بچه ام خوابیده بودم ساعت چند خواب بودید و ساعت چند بیدار شدید جواب من هشت غروب خوابیدم و ده شب بیدار شدم شما دارای چند فرزند هستید؟ چهار فرزند دارم به نام های مهدی 19 ساله هاجر 20 ساله ه17 ساله و محمد 6 ساله در شب حادثه همسر شما در کجا بود؟ ج- پیش خودم بوده است س- فرزند شما ه می گوید مادرش آن شب در منزل نبوده است؟ ج- دروغ می گوید پهلوی من بوده است؟ س- آیا همسر شما به نام س ح به داخل کارگاه آقای مصطفی زاده میرفته است ج- دو سه بار برای حقوق و بیمه اش رفته است س- پسر شما ه اظهار نموده شما در شب حادثه به اتفاق ایشان جهت اینکه همسرتان سبه داخل کارگاه پیش کارگران محمد لطیف و محمد بنگلادشی رفته بود به آنجا رفته اید؟ ج- بخدا قسم پسرم دروغ می گوید س- آیا حاضرید با پسرت ه مواجهه حضوری شوید؟ بله حاضرم س- اگر فرزند شما در حضور شما بگوید شما این کار را کرده اید؟ چه می گوئید (منظور قتل محمد لطیف) دروغ می گوید وی ضربه مغزی شده است س- چرا شما در بیمارستان ادعا نموده اید پسرتان تصادف نموده اند ج- ما نگفته ایم بلکه از طرف صاحب کارخانه این حرف زده شد س- صبح زود صاحب کارخانه اصلاً نبود و به هیچ وجه به داخل بیمارستان نیامده اند من اصلاً نگفتم ذیل اظهارات خود را گواهی کنید سواد دارم امضاء می‌کنم امضا ح ک مجدداً در تاریخ 9/3/82 از ه ک تحقیقاتی که با دستخط بازپرس ویژه قتل است و سئوال با دستخط مامور دیگری است در دو صفحه 183 و 184 که تقریباً با همان مضامینی است که در مورد مادر ه ک و نحوه قتل در جلسات 7/3/ و 8/3 و 82 بیان شده نوشته می شود و اثر انگشت و امضاء ه ک اخذ می گردد. در مواجهه حضوری در آگاهی (ص 177) مابین ه ک و محمد حسن مصطفی زاده در ساعت 40/8 مورخ 8/3/83 در خطاب به متهم ه ک سئوال می شود که آنچه که شما در شب حادثه قتل مرحوم محمد لطیف و آتش سوزی کارگاه آقای مصطفی زاده دیده اید بیان نمائید پاسخ می دهم من می گویم شما بنویسید من ساعت ده شب رفتم کارگاه و غذا هم خریدم و داخل نوشابه احتمالاً قرص ریخته بود خواب آور بود و ساعت حدود پنج صبح بود که به روی من چاقو کشید من بیدار شدم وقتی که ترسیدم خودم را به مرگ زدم و سپس از طرف شیشه پنجره دیدم که آقای نادر مصطفی زاده از کارگاه بیرون رفت و درب را بست خطاب به متهم مصطفی زاده شما اظهارات آقای ک را شنیده اید چه می گوئید قبول ندارم من اصلاً کارخانه نبوده ام البته این مواجهه هر چند از نظر صفحات پرونده بعد از صورتجلسه 8/3/82 که به امضاء افسر پرونده و چند مامور دیگر و ه ک می باشد ولی با توجه به اینکه صورتجلسه افسر پرونده 40/7 دقیقه بوده مواجهه حضوری قبل از تنظیم صورتجلسه بوده است اما تحقیقات دیگر از ح کدر آگاهی که  البته نه ساعت تحقیق و نه تاریخ تحقیق قید شده که این تحقیقات مبنای قتل عمد در پرونده بعد از این قرار گرفته با سئوال که با یک دستخط و جواب که با دستخط دیگر است بدین شرح است س- حسب محتویات پرونده بویژه اظهارات فرزند ذکورتان بنام ه متهم هستید به قتل عمدی مرحوم لطیف تبعه بنگلادش با چاقوی مکشوفه در صحنه که متعلق به منزل شما می باشد به دلیل داشتن انگیزه بدلیل مواجهه شدن با ارتکاب اعمال منافی عفت در حد زنا بین همسرتان با مقتول و درگیری وی با پسرتان چه دفاعی از خود دارید؟ و نیز حریق عمدی کارخانه را قبل از اینکه پاسخ آقای ح ک بیان شود هر چند تحقیقات در سه برگ نیروی انتظامی است ولی با توجه به تفهیم اتهام و اینکه در دو صفحه بعد قرار تامین توسط بازپرس شعبه سوم ویژه قتل انجام گرفته سئوال مربوط به تفهیم اتهام توسط بازپرس ویژه قتل انجام گرفته است اما پاسخ با دلالت مامور آگاهی نوشته شده است ح ک در پاسخ بیان داشته شب حادثه من خواب بودم و ه پسرم مرا بیدار کرده و گفت که مامان نیست و پیش محمد است و ه گفت که بریم آنجا و ه به من گفت که چاقو بردار و من از آشپزخانه یک چاقوی دسته زرد برداشتم و به سمت کارگاه رفتیم و درب کارگاه ه از روی درب پرید داخل و ه در را باز کرد و هر دو داخل شدیم ه از کارگاه آمده بود و شب محمد بوده (احتمالاً) همراه با ه به سمت اتاق رفتیم و درب را باز کردیم و محمد لطیف و همسرم را لخت روی تخت دیدم خانم من لخت بود ولی محمد زیر پیراهن تنش بود و من سمت محمد رفتم و با چاقو به پهلوی او زدم من فقط یک ضربه به او زدم وقتی مقتول افتاد به سمت ه و همسرم آمدم و گفتم که بریم و هر سه جنازه را به سمت کارگاه بردیم ه در اتاق توسط محمد بنگلادشی زخمی شد وقتی جنازه را به کارگاه بردیم در یک لحظه دیدیم کارگاه آتش گرفت که آن موقع من و ه و همسرم از کارگاه آمده بودیم بیرون من و خانمم با فامیلی که شب منزل ما بود و مهدی یک ماشین گرفتیم و ه را به بیمارستان بردیم (بیمارستان شماره 2) در صحت و سقم ضربه وارد به مقتول به گزارش معاینه جسد باید توجه شود در صفحه دیگری که با دستخط بازپرس ویژه قتل می باشد و این بار هم سئوال و هم جواب با دستخط ایشان است از خانم س ح فرزند علی سئوال می شود شما در خصوص اظهارات و اعترافات فرزند و شوهر خود مبنی بر داشتن رابطه نامشروع در حد زنا با مقتول پرونده محمد لطیف منجر به وقوع درگیری بین وی و فرد متواری بنام محمد بنگلادشی و مجروح شدن پسرت و کشته شدن محمد لطیف توسط ضربات چاقوی همسرت و مشارکت در آتش زدن کارخانه چه اظهاری دارید؟ جواب می دهد اتهام را قبول ندارم در شب حادثه در خانه بودم مریض اینها حرف پسرم نیست به او یاد داده اند هیچ حرف دیگری ندارم بازپرس کشیک شعبه سوم ویژه قتل قرار تامین وثیقه به مبلغ پانصد میلیون ریال برای ح کبه اتهام قتل عمدی و مشارکت در حریق عمدی صادر می نماید و در دستورخود به کلانتری دایره دهم آگاهی می نویسد 1- متهم ح ک با قرار تامین قانونی تحت نظر باشد 2- دو متهم دیگر ه ک و س ح مادرش بدلیل اصرار در انکار اتهام علیرغم وجود دلائل قوی تا صبح یوم آتی تحت نظر و بازداشت باشند هر چهار متهم بصورت جداگانه و بدون امکان تماس با هم نگهداری شوند پرونده به همراه متهمین بنظر ریاست محترم دادگاه جنائی برسد شایان ذکر نفر چهارم متهمین هویتش معلوم نیست آگاهی گزارش پرونده را در تاریخ 10/3/82 به قاضی شعبه 1156 ارائه می دهد و قاضی شعبه مجدداً به آقای ح ک با این سئوال تفهیم اتهام می کند اتهام شما دایر بر قتل عمدی با توجه به نحوه اظهارات و اقرار در آگاهی و همچنین اظهارات فرزندت را برایت تکرار می کنم چه می گوئی جواب می دهد من اصولاً در شب چشمانم نمی بیند حضرت عباسی و به قرآن من در خانه بودم و از خانه تکان نخوردم مرا زدند ولی شکایتی ندارم خانمم آن موقع بیمار بود که خواهر زاده ام و شوهرش (فاطمه نوروزی و جمشید غیاثوند) در خانه ما بودند مرا به دکتر   بفرستید من اصلاً شبها نمی بینم اگر دکتر تایید نکرد آنها راست می گویند خدا شاهد است که ما نمی‌دانیم چرا پسرم این حرف را زده است همسرم آن موقع مریض بود و خودم هم ترسیدم که این حرف را زدم قاضی محترم شعبه در پشت صفحه تفهیم اتهام بیان داشته به تاریخ 10/3/82 بافک قرار سابق الصدور به لحاظ اهمیت موضوع و بیم فرار و تبانی و مستنداً به مواد 32 و 35 و 37 قانون آئین دادرسی کیفری در خصوص اتهام آقای ح ک فرزند نبی دائر بر قتل عمدی تشدید و تبدیل به بازداشت موقت می شود که قرار حین الصدور به متهم ابلاغ و اظهار داشت چون هر چه زودتر می‌خواهم وضعیتم روشن شود و بی گناهی ام به اثبات برسد لذا به قرار بازداشت فعلاً اعتراضی ندارم من هیچ خدا باید ثابت کند بی گناهم قرار صادره به نظر ریاست دادگاه های عمومی جزائی تهران برسد در صورت موافقت پرونده عودت و نسبت به صحت و سقم و چگونگی اظهارات متهم و تحقیق از گواهان اقدام شود و با اعزام و معرفی متهم ح ک به پزشک قانونی نظر به وضعیت ظاهری ادله ظاهراً از عینک نمره بالا استفاده می کند ادعایش در هیئت پزشکی قانونی مورد بررسی قرار گیرد که آیا فی الحال یا در زمان وقوع بزه ایشان مشکلی از نظر دید در شب دارد یا خیر و با کسب تکلیف از دادگاه اطفال وضعیت ه کنیز از نظر روحی مورد بررسی قرار گیرد و نظریه پزشکی قانونی در مورد ایشان کسب شود و در مورد این که خانم س ح در زمان وقوع قتل بیمار بوده یا خیر ادله ایشان مورد بررسی قرار گیرد و فعلاً مشارالیها با ضامن قابل دسترس آزاد باشد و معلوم شود آیا م ک نیز دخالتی در جریان قتل داشته است یا خیر فعلاً با تعهد حضوری فرد اخیرالذکر آزاد باشد و نتیجه جداگانه ظرف یک هفته آتی به نظر برسد متهم در این مدت در آگاهی مرکز در بازداشتگاه موقت باشد شایان ذکر است که براساس دستور قضائی تحقیق از خانواده ه ک در تاریخ 8/3/83 در برگ اظهارات گواه (ص 172) از آقای م ک برادر ه سئوال طولانی با این مضمون می شود س- برادرتان ه ک در نزد خودتان نیز بیان داشت که شب حادثه فوت فرد بنگلادشی او به همراه پدرت راس ساعت 12 شب بدون اینکه به شما خبر بدهد از خواب بیدار شده متوجه شده که مادرش در جای خودش نیست و با پدرت به محل زندگی فرد بنگلادشی میرود که مادرت را بدن لخت با فرد بنگلادشی می بیند که در این رابطه پدرت با چاقو به فرد بنگلادشی محمد لطیف حمله کرده و او را به قتل می رساند که فرد دیگری که در پرونده متواری میباشد (محمد بنگلادشی) با چاقو به برادرت ه حمله کرده او را زخمی می نماید که پس از این حادثه هبه همراه پدر و مادرت به منزل آمده و موضوع را به شما می گوید در این رابطه توضیح دهید؟ پاسخ را با دستخط خود می نویسد ساعت 5 صبح بود که برادرم در زد و ما در را باز کردیم دیدیم چاقو خورده بعد با برادرم گفتم کی تو را زده گفت محمد بنگلادشی و بردیم رساندیم بیمارستان و بعد برگشتیم خانه هوا تاریک بود که محمد (عبدالملکی) آمد سراغ برادرم و گفت مرا ببرد دکتر و ه به گفته صاحب کارخانه که گفته بود همحمد را تنها نگذار ه برد دکتر و دیگر بر نگشت برگ زندانی ه ک به کانون اصلاح و تربیت با تاریخ بازداشت 10/3/82 به اتهام لواط شرکت در حریق عمدی معاونت در قتل عمدی توسط قاضی کشیک و رئیس شعبه 1185 دادگاه عمومی تهران در ص 196 مضبوط است در تاریخ 12/3/82 در ص 199 از آقای جمشید روتیوند (غیاثوند) در برگ اظهارات گواه در مرجع انتظامی (اداره آگاهی) سئوال می شود شما با توجه با خدا و قرآن توضیح دهید در شب مورخ 17/5/81 در کجا بودید پاسخ می دهد من می گویم شما بنویسید ما مهمان در منزل ح ک بوده ایم من و زن و بچه ام بوده ایم تا ساعت حدوداً یک شب خوابیدیم و در ساعت حدود پنج صبح که بیدار شدم با صدای درب درب را باز کردم دیدم ه روی بغل من افتاده و خونی بوده و سه تا انگشت در لای زخم وی فرو می رفته و به بیمارستان شماره 2 رساندیم و گفته ام چاقو خورده  و ه گفته محمد مرا با چاقو زده من و مادرش و همسرم و دخترم و م ه نیز همراه ما به بیمارستان آمدند و شب اصلاً آقای ح ک نمی بیند و زن دائی ام تا صبح پیش ما بوده و مریض بود و سکته کرده بود در تاریخ 12/3/82 از خانم فاطمه نوروزی که دختر خواهر ح ک و همسر آقای جمشید غیاثوند میباشد در ص 200 با این سئوال تحقیق می شود شما در شب مورخ 17/5/81 در منزل چه کسی بوده اید توضیح دهید؟ منزل ح ک که دائی من می باشد بودم چون چند روز زودتر به عیادت زندائی رفته بودم در منزل آنها ماندم شب حادثه ساعت 9 الی 5/9 نگهبان کارخانه ای که پسر دائی ام در آنجا کار می کرد به درب منزل دائی ام آمد و گفت مریض هستم و می خواهم امشب ه پیش من بیاید ه گفت مهمان داریم من نمی آیم با اصرار ه را با خود برد شب به اتفاق خانواده دائی ام شام را صرف کردیم و بعد از چند ساعت به بستر خواب رفتیم چون زن دائی احتیاج به داروی سر وقت داشت من پیش او خوابیدم خواب و بیدار بودم که متوجه شدم چیزی به درب خورد همانطور که بلند شدم بروم درب را باز کنم همسرم هم بیدار شد وقتی که درب را باز کردم ه در بغل من افتاد بعد از ماشین گرفتن او را به بیمارستان بردند به اتفاق همسرم زن دائی پسر دائی ام مجدداً از وی سئوال میشود شما در چه ساعتی خوابیدید و آیا بیدار شدید خانم س ح را دیدید یا خیر من در ساعت 5/12 الی یک خوابیدم زن دائی همان جائی خوابیده بود که سر شب خوابیده بود شایان ذکر است که این دادگاه پس از تحقیقات مفصل از ح ک در تاریخ 8/4/88 تحقیق به عمل آورد که ماحصل اظهارات وی همان مطالبی است که درباره او همسر و خواهر زاده و شوهر ایشان ک بیان داشته که افراد مذکور با در خواست این شعبه ازح ک با تماس تلفنی ایشان در تاریخ 10/4/88 در این شعبه دادگاه تجدید نظر حاضر شده و ه ک و جمشید غیاثوند و فاطمه نوروزی اظهاراتشان با دستخط خود نوشته شده و اظهارات خانم س ک بعلت کم سوادی توسط مستشار دادگاه نوشته شده است اظهارات افراد حاضر با اظهارات زمان نزدیک بعد از وقوع قتل محمد لطیف مغایرتی نداشته فقط در اظهاراتی که توسط مامور از فاطمه نوروزی شده از قول وی نوشته شده که پس از اینکه ه در ساعت حدود پنج صبح در می زند به بغل وی می افتد که خانم فاطمه نوروزی در اظهاراتی که به دستخط خود بیان داشته اظهار نمود که ه در بغل شوهرم افتاد اداره آگاهی پس از تحقیق از جمشید غیاثوند و فاطمه نوروزی و پاسخ پزشک معالج در تاریخ 19/3/82 گزارش خود را ارائه می دهد در ذیل این گزارش مرقوم می گردد حسب دستور شفاهی ریاست محترم دادگاه و نظریه پزشک معالج به همراه متهم به پزشکی قانونی معرفی گردد و در تاریخ 25/3/82 برگ زندانی متهم با قرار بازداشت موقت به زندان قصر اعلام می گردد در برگ سوء پیشینه ح کشرکت در سرقت درسال 68 با قرار داد یاری شعبه 3 ناحیه 7 و در تاریخ 25/1/73 خرید و فروش 25 گرم تریاک و استعمال و در تاریخ 27/2/80 نگهداری 3/7 گرم تریاک و سوخته و اعتیاد می باشد (ص 215) که داشتن سوء سابقه می تواند روند پرونده را به ضرر متهم تثبیت کند در تاریخ 10/4/82 قرار بازداشت موقت ابقاء که مورد موافقت سرپرست دادسرا و دادگاه ها مستقر در استان تهران می رسد و آقای حسین کریمی در ابلاغ به وی اعتراض می کند و بیان می دارد بیگناه هستم که پرونده در تاریخ 23/4/83 در شعبه 36 دادگاه تجدیدنظر استان تهران با دادنامه 1010- 83/36/917 ضمن رد تجدیدنظر خواهی ابقاء قرار تایید و استوار می گردد در ظهر این دادنامه قید گردیده دفتر نظریه پزشک قانونی در چگونگی ادعای متهم به شب کوری سریعاً اقدام گردد تحویل افسر پرونده آقای درزی حین ادامه تحقیق دیگر متهم فراری شود کمیسیون پنج نفره متخصصین چشم پزشک پس از معاینه چشم ح ک بیان داشته و در حال حاضر دید چشم راست وی بدون اصلاح در حد یک متر و دید چشم چپ وی بدون اصلاح 70 سانتی متر می باشد که پس از استفاده از عینک قدرت دید وی به ترتیب چشم راست یک دهم بینائی کامل و چشم چپ به 5/2 متر می رسد لذا با توجه به معاینات بعمل آمده وضعیت بینائی وی در حدی است که دید کمی دارد و البته دید ایشان در شب نیز تشدید می یابد (ص 226) که این نظریه صحت اظهارات ح ک را در تفهیم اتهام به وی و گواهی شهود و خانواده وی در اینکه در شب دید ندارد تایید می نماید. در تاریخ 10/6/82 مجدداً به لحاظ اهمیت و بیم فرار و تبانی قرار بازداشت موقت بقاء که مورد موافقت سرپرست دادگاه های عمومی قرار می گیرد متهم ح ک در ابقاء قرار بیان می دارد اعتراض ندارم ولی به خدا بیگناه هستم آقای مصیب رضائی و بتول کریمی از دادگاه شعبه 1156 با لایحه ای که ثبت دفتر هم نگردیده در خواست می کنند که وثیقه برای ح ک قرار دهند که دادگاه در تاریخ 29/6/82 با فک قرار و تبدیل به وثیقه به میزان پانزده میلیون تومان موافقت و به دفتر اعلام مراتب به زندانی اعلام و به متهم ابلاغ شود نیاز به تحقیق بیشتری است و با توجه به فراری بودن متهم اصلی بررسی صحت و سقم اظهارات فرزند متهم حاضر نیاز به تحقیق بیشتری دارد که ح کبا تودیع وثیقه پیرو قرار 13- 25/3/82 آزاد می گردد در ص 289 در تاریخ 11/3/88 در روزنامه ایران با انداختن عکس مقتول محمد لطیف و تصوری از دادگاه از سه نفر از متهمین که یکنفر آنها زن است بصورت شطرنجی با عنوان اینکه پس از 15 ماه تحقیقات پلیس راز جسد نیم سوخته فاش شد این اطلاعات در زمان تحقیقات آگاهی به روزنامه انعکاس یافته است و آیا اداره آگاهی قبل از اینکه حکم قطعی صادر شود حق انتشار اظهارات متهمین را دارد جای بحث دارد و بنظر نمیرسد که از نظر قانونی چنین حقی را با توجه به اینکه معلوم نیست اقاریر متهمین در آگاهی مورد تایید مرجع قضائی رسیدگی کننده قرار گیرد داشته باشد که البته تصویر این روزنامه توسط سفارت بنگلادش به ایران ارسال می گردد که براساس گزارش این روزنامه قاتل اصلی مرحوم عبدالطیف یک تبعه ایرانی می‌باشد به جای یک تبعه بنگلادش به نام عبدل مانیک در ذیل این نامه تایپ شده (ص 219) در تاریخ 3/8/82 قاضی شعبه 1608 به دفتر می نویسد دفتر پاسخ ارسال شود فعلاً دو نفر متهم یکی تبعه ایران و یکی نیز تبعه کشور بنگلادش میباشد که تبعه ایران با وثیقه آزاد است و فرد بنگلادشی نیز فراری است ضمناً اولیاء دم نیز جهت اعلام شکایت مراجعه نکرده اند مراجعه نمایند، در محتویات پرونده   ملاحظه نمی گردد که پاسخی به سفارت بنگلادش نوشته شده باشد در تعقیب محمد عبدالملک از طریق دادستان شخصی بنام محمد عبدالملک دستگیر ولی پس از شناسائی توسط افرادی که محمد عبدالملک شاغل در کارخانه فیلتر سازی را می شناختند آن عبدالملک نبوده و وی آزاد می گردد در نامه 8/6/2004 که به فارسی ترجمه می شود (ص 324) هشت نفر بعنوان مادر و خواهر و دختر مقتول محمد لطیف از طرف دولت بنگلادش اعلام می گردد و در نامه مورخ 27/582 خطاب به قاضی شعبه 1608 طبق دستور بستگان نزدیک مرحوم عبدل لطیف وکالتنامه ارسال نموده اند که در آن دبیر اول سفارت بنگلادش را به عنوان وکیل خویش برای دریافت غرامت فوت معرفی نموده اند (ص 328) مجدداً از سفارت بنگلادش در تاریخ 28/6/83 نامه دیگری خطاب به قاضی شعبه 1156 نوشته که در پرداخت غرامت تسریع که قاضی شعبه 1156 به دفتر در ذیل نامه مذکور دستور می دهد که به سفارت بنگلادش اعلام می‌گردد که متن تایپ شده آن چنین است بازگشت به نامه شماره 2225/2004/68 مورخ 28/6/83 به اطلاع می رساند چون متهم اصلی تبعه کشور بنگلادش بوده و فراری است و دلیلی بر توجه اتهام در حد صدور حکم در پرونده موجود نیست و خود متهم نیز منکر اتهام است صرفاً فرزندش ارتکاب قتل را به وی نسبت داده است که اگر هم در حد لوث تلقی شود می‌بایست اولیاء دم حاضر شوند جهت اجرای قسامه یا محول نمایند متهم یا متهمین قسامه اجرا نمایند ضمناً پرونده دارای وقت دادرسی برای مورخ 30/8/83 ساعت 10 صبح میباشد شایان ذکر است که در جلسه 30/8/83 هیچکدام از طرفین جلسه حضور ندارند ادامه رسیدگی میسر نمی باشد وقت دیگری تعیین و به طرفین ابلاغ شود (ص 340) در اخطاریه اولیاء دم مرحوم عبدالطیف برای جلسه 30/8/83 ملاحظه می گردد که به آدرس پاکستان بنگلادش روستای مامورک کندی نوشته شده و سه نسخه آن در پرونده موجود است بنظر نمیرسد که ارسال شده باشد و بنگلادش یک کشور مستقل است و نوشتن کشور پاکستان از کجا بوده و به چه منظور است معلوم نیست مع الوصف ممکن است اوراق قضائی بلحاظ معلوم نبودن آدرس اعاده گردیده باشد در جلسه بعدی 8/12/83 نیز هیچ یک از طرفین در جلسه حاضر نشده اند البته این بار از طریق اداره حقوقی به آدرس بنگلادش روستا مامورک کندی اقدام شده است البته ارسال احضاریه در این دو جلسه برای ح ک ملاحظه نشد جلسه بعدی رسیدگی 19/5/84 میباشد که این بار عبدا...... مامون دبیر اول سفارت بنگلادش حاضر می شود و اولیاء دم مرحوم عبدالطیف را مادر وی اعلام میدارد و خواهر و برادر هم دارد که به وی اعلام می کند به اولیاء دم بلوغ همکاری در جهت دستگیری قاتل فراری بنمایند نماینده اولیاء دم اظهار می دارد که قاتل فراری در ایران نیست و ارتباطی هم با سفارت ندارد و برای ما مقدور نیست که او را پیدا کنیم سپس دستور تجدید وقت و احضار متهم و وثیقه گذار با قید جلب احضار شوند به وثیقه گذار اعلام شود عدم حضور ضبط وثیقه را در پی خواهد داشت وقت رسیدگی بعدی به تاریخ 2/8/84 ساعت 9 صبح تعیین می گردد احضاریه برای تاریخ 2/8/84 برای وثیقه گذار ح ک و ح کارسال میگردد اما صورتجلسه مبنی بر تشکیل جلسه در این تاریخ ملاحظه نمی گردد احضاریه برای اولیاء دم مقتول نیز ملاحظه نگردید این پرونده با 364 برگ برای ملاحظه شعبه 1156 دادگاه عمومی تهران ویژه اطفال ارسال می گردد در تاریخ 25/10/84 در وقت احتیاطی پرونده مورد ملاحظه دادرس دادگاه قرار می گیرد و از این تاریخ به بعد ظاهراً رئیس شعبه به جای دیگری منتقل شده یا مسئولیت دیگری گرفته است رسیدگی توسط دادرس دادگاه صورت می گیرد که ایشان در اولین دستور خود برای رسیدگی دبیر اول سفارت بنگلادش و سه متهم ح ک و ه ک و س ح را به دادگاه احضار مینماید. در جلسه رسیدگی 14/12/84 ح ک ،ه ک و س ح حضور داشته و در غیاب اولیاء دم که اوراق احضاریه ایشان اعاده گردیده دادرس در صورتجلسه بیان داشته اولیاء دم با اعطای نمایندگی به کاردار سفارت متبوع خود خواسته منجزّ خود را بر مطالبه دیه اعلام نموده اند تحت نظر قرار گرفت قبل از تفهیم اتهام متهمین ردیف اول و دوم اظهار میدارند که نسبت به متهم ردیف سوم پرونده تفکیک و به دادگاه اطفال ارسال شده است و متهم سوم نیز موضوع را تایید و اظهار میدارد هم اکنون نیز با ایداع سند و تحت قرار آزاد هستم و بخاطر این مسئله چند سال پیش نیز در زندان بوده ام و هنوز نیز حکمی صادر نشده است دادگاه با بررسی محتویات پرونده ملاحظه می نماید که ادعای متهم در خصوص ادعای لواط پرونده تفکیک و به دادگاه اطفال ارسال گردیده است منطق با واقع است که ذیل صورتجلسه را سه نفر امضاء نموده اند و بعد از آن دادرس بیان داشته دادگاه با توجه به اینکه اثبات ادعای لواط و مهدور الدم بودن مقتول موثر در تصمیم دادگاه میباشد موضوع را واجد رسیدگی تشخیص نداده و تا اتخاذ تصمیم دادگاه اطفال مبادرت به صدور قرار اناطه مینماید نکته ای که ذکر آن در اینجا لازم است این است که ه ک در اظهارات خود در کلانتری یافت آباد و در آگاهی مرکز لواط را منتسب به محمد عبدالملکی نموده بود نه محمد عبدالطیف که البته در اظهارات خود در جلسه فوق العاده 10/4/84 این دادگاه با دستخط خود منکر آن گردیده و اظهار نموده که بیان آن در اثر فشار و تلقین بوده است دادرس شعبه ....در دادنامه 1345- 5/12/84 چنین انشاء رای می نماید (در خصوص اتهام آقایان 1- س ک 2- ح ک 3- ه ک دایر به ایراد قتل عمدی صرفنظر از اینکه نسبت به متهم ردیف سوم در خصوص ادعای ایشان مبنی بر لواط قرار عدم صلاحیت به شایستگی محاکم اطفال صادر گردیده و در خصوص اتهام قتل قراری صادر نشده اما با توجه به اینکه اتخاذ تصمیم دادگاه اطفال در خصوص لواط مدخل التاثیر در اتخاذ تصمیم دادگاه می‌باشد (صرفنظر از اینکه قصاص با توجه به تقاضای منجز به اولیاء دم و اعطای نمایندگی به سفارت متبوعشان بر مطالبه دیه سالبه به انتفاء موضوع میباشد) دادگاه با استناد به ماده 13 قانون آئین دادرسی کیفری قرار اناطه صادر و اعلام مینماید متهمین موظفند ظرف یک ماه از زمان ابلاغ قرار نسبت به ارائه گواهی دادگاه اطفال به این شعبه اقدام نمایند در غیر این صورت دادگاه به رسیدگی ادامه و تصمیم مقتضی اتخاذ خواهد نمود. قرار صادره حضوری ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران است) در تاریخ 23/7/86 وثیقه گذاران آقای ح ک به نام های مصیب رضائی و بتول کریمی خطاب به ریاست محترم اجرای احکام در خصوص پرونده 4/444 ک 1156/86 در خواست نموده اند حضرتعالی با عنایت به آزادی متهم بنام ح ک به جهت رفع توقیف و آزادی سند مالکیت اینجانبان دستور مقتضی صادر فرمایند که در ذیل آن یک نیم خط نوشته و امضاء شده که نه خط ان خوانا است و نه مشخصات و سمت امضاء کننده که در صفحه بعد دو خط اظهارات وجود دارد که به سختی خوانده شد که بیش از یکسال از صدور رای و عدم پیگیری شکایت پرونده ... به شعبه .... ارسال گردد که در صفحه بعد نامه تایپ شده در تاریخ 13/8/86 خطاب به معاونت محترم ارجاع مجتمع قضائی بعثت از سوی رئیس شعبه1156 دادگاه عمومی تهران که همان دادرس صادر کننده قرار اناطه میباشد با این مضمون نوشته شده سلام علیکم احتراماً به پیوست اصل پرونده کلاسه 82/1156/281 از جهت رسیدگی به اتهام متهمین ایفاء متمنی است پس از ارجاع امر به اعاده فرمایند که دو مهر بر روی این نامه خورده یک مهر مجتمع قضائی بعثت به تاریخ 13 آبان 1386 با شماره کلاسه کامپیوتری و مهر دیگر از طرف معاون سرپرست مجتمع قضائی بعثت است که ذکر گردیده در شعبه .... دادگاه جزائی رسیدگی گردد غرض از بیان این نامه ها این است که بعد از صدور قرار اناطه در تاریخ 14/12/84 و ضمیمه شدن دادنامه های ابلاغ شده قرار مذکور سه صفحه به محتویات پرونده اضافه شده و در تاریخ 27/8/86 یعنی نزدیک به یکسال و نه ماه در وقت فوق العاده اخیر پرونده تحت نظر قرار گرفته و رای دیگری از طرف رئیس شعبه ..... که به شماره 535- 30/8/86 انشاء گردیده است که متن رای چنین است شایان ذکر است که صادر کننده این رای صادر کننده قرار اناطه نیز بوده است که چنین رای میدهد در خصوص شکایت آقا و خانم مصیب رضائی و بتول کریمی اولیاء دم مقتول محمد لطیف علیه متهمین س ح و ح ک و ه که دایر بر قتل عمدی نظر به حاکمیت رای وحدت رویه شماره 703 مورخ 9/5/86 هیئت عمومی دیوانعالی کشور که مثبت تعدیل صلاحیت این دادگاه و اعلام صلاحیت و شایستگی دادگاه کیفری استان در رسیدگی به اتهام میباشد دادگاه قرار عدم صلاحیت خویش را به شایستگی دادگاه کیفری استان تهران صادر و اعلام می نماید رای صادره حضوری و قطعی است البته لازم به ذکر است که دادگاه شعبه 1156 اشتباهی وثیقه گذاران ح ک را اولیاء دم مقتول بیان نموده است سپس پرونده در تاریخ 13/9/86 از طرف سرپرست دادگاه های تجدیدنظر و کیفر استان تهران به شعبه ....ارجاع می شود دادگاه کیفری استان نیز در صورتجلسه 17/9/86 با حضور مستشاران مصیب رضائی و بتول کریمی را اشتباهاً بعنوان شکایت که در پرونده مطرح می باشند ذکر کرده است و دادگاه کیفری استان در رای خود نسبت به اتهام آقایان ح ک و ه ک و خانم مصیب رضائی و متهم دیگر که متواری میباشد با استدلال به اینکه قتل در مورخ 18/5/81 که قبل از احیاء دادسرا و قبل از تشکیل محاکم کیفری استان می باشد با ملاحظه اینکه وحدت رویه که منعکس شده مربوط به مانحن فیه نمیباشد اولاً قانون نص و صریح میباشد که در صلاحیت دادگاه شهرستان می باشد متن قانون تبصره 45 (الحاقی 28/7/81) جرائمی که تا تاریخ اجرای این قانون مستقیماً در دادگاه مطرح شده است در همان دادگاه بدون نیاز به کیفر خواست و رسیدگی دادسرا رسیدگی خواهد شد و چنانچه نیاز به انجام تحقیقات و یا اقداماتی جهت کشف جرم باشد دادگاه باید راساً نسبت به انجام آن اقدام همکار محترم ملاحظه فرمایند قانون نص و روشن است ثانیاً پرونده های کیفری استان بغیر از تبصره 3 (زنا و لواط) باید کیفر خواست باشد پرونده بدون کیفر خواست قابل طرح در دادگاه کیفری استان نمی باشد علیهذا صدور قرار عدم صلاحیت نسبت به این دادگاه به شایستگی دادگاه محترم عمومی و انقلاب جزائی (دادگاه شهرستان تهران) صادر میگردد و با توجه به وصول اختلاف مقررات دفتر پرونده از آمار کسر و به دیوانعالی کشور جهت حل اختلاف ارسال گردد که این قرار عدم صلاحیت به شماره 18/9/86 – 97 دادنامه شده است شایان ذکر است که آقای مصیب رضائی وثیقه گذار بوده و اشتباهاً به عنوان متهم ذکر گردیده است پرونده در تاریخ 12/10/86 در شعبه 27 دیوانعالی کشور جهت حل اختلاف مطرح می‌گردد و شعبه مذکور با دادنامه 1116- 12/10/86 در پرونده 15/27/836 بدین نحو رای صادر نموده است (در خصوص حصول اختلاف در صلاحیت بین شعبه .... دادگاه عمومی تهران و شعبه .... کیفری استان در رابطه با رسیدگی به جرم قتل عمدی مرحوم محمد لطیف با توجه به اینکه تاریخ وقوع قتل 18/5/81 بوده و پرونده در تاریخ 19/5/81 به دادگاه عمومی ارجاع و تا تاریخ 30/8/86 تحت رسیدگی بوده است که تاریخ وقوع جرم و ارجاع به دادگاه عمومی قبل از حاکمیت قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب اصلاحی سال 81 بوده است و مطابق تبصره 4 الحاقی 28/7/81 جرائمی که تا تاریخ اجرای این قانون مستقیماً در دادگاه عمومی مطرح شده است در همان دادگاه بدون نیاز به کیفر خواست رسیدگی خواهد شد و رای وحدت رویه شماره 703- 9/5/86 هیات عمومی دیوان عالی کشور که مورد استناد دادگاه عمومی قرار گرفته است تنها در رابطه با مرجع تجدیدنظر آراء بوده و ارتباطی به موضوع ندارد لذا با اعلام صلاحیت دادگاه عمومی تهران (شعبه ....) حل اختلاف میگردد) در صفحه 403 و 404 پرونده تصویر رای 1184 دادگاه رسیدگی کننده به جرائم کودکان و نوجوانان میباشد در دادنامه 1213- 14/8/85 در ارتباط با اتهامات ه ک چنین رای داده است (در این پرونده آقای ه ک فرزند حسین متولد 1365 اهل و ساکن تهران به شماره شناسنامه 27320 مجرد و مسلمان و فاقد پیشینه کیفری با وکالت تسخیری خانم فهیمه حاج محمد علی متهم است به شرکت در قتل عمدی و احراق عمدی جسد به قصد از بین بردن آثار مجرمانه دادگاه با انجام تحقیقات مبسوط و تشکیل جلسات رسیدگی و دادرسی متعدد و با توجه باینکه مشارالیه در همان محل وقوع اعمال مجرمانه مجروح گردیده و جراحت وی شدید بوده به حدی که مورد عمل جراحی واقع گردیده و با استماع دفاعیات وی و وکیلش با وجود امارات و قرائن زیادی که همگی حکایت از وقوع اعمال مجرمانه به طور غیر منتظره و بدون سبق تصمیم است دارد زیرا شخصی که مدعی قاتل بودن وی شده اند و تا کنون نیز متواری و تا کنون از محل اقامت وی اطلاعی در دست نیست و هیچگونه تصمیمی به فروش اموال خود قبل از ترک محل ننموده و تمامی ادعاها علیه وی فقط ناشی از اظهارات متهم حاضر و خانواده اش است و از سوی شخصی میتوانسته به روی اموال و جسد بنزین و مواد سوختنی بریزد که از محل بنزین با مواد سوختنی اطلاع داشته باشد و این شخص کسی بجز افرادی که در محل کارمی کرده اند نمی توانسته باشد و با فرض حداقل حضور افرادی که حضورشان در محل مسلم و حتمی بوده یعنی فرد متواری متوفی و ه ک و با این وصف که شخص متوفی از این دایره بیرون است و عامل آورنده مواد سوختی و  پاشیدن آن به روی جسد و اموال فقط می توانسته فرد متواری و ه ک باشد و با توجه به جراحت شدید ه ک امکان این کار از وی بعید و تقریباً غیر ممکن مینماید نحوه احراق عمدی مجهول است و امکان حضور و دخالت افراد دیگری نیز در محل وجود دارد از سوی دیگر شخص متهم مدعی است که به تقاضای شخص متواری که نگهبان همان کارگاه نیز بوده در شب حادثه و با تایید پسر صاحب کارگاه که علی الظاهر تمامی امورات کارگاه در دست وی بوده و برای همراه بودن با وی که بنا به اظهار ه ک همان شب بیمار بوده در محل حضور داشته و باز هم بعید به نظر میرسد کسی قصد قتل داشته باشد و در عین حال قبل از ارتکاب آن هم عملیاتی که حاکی از تمهیدات وی برای ترک محل باشد فراهم نیاورد (که عدم فروش یا انتقال اموال شخص متواری بیانگر این حقیقت است) با کلیه اوضاع و احوال موجود و بررسی دقیق پرونده به قطع و یقین نمی توان ه ک را شریک در قتل یا شریک در احراق عمدی جسد به قصد از بین بردن آثار جرم و حتی وی را نمی توان معاون در اعمال مجرمانه مذکور مجرم تلقی نمود و حتی در بحث معاونت وحدت و اقتران قصد وی با قاتل و مجرم احراز نمی گردد بنابراین به استناد اصل سی و هفتم قانون اساسی تبرئه می گردد این رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دیوانعالی کشور است) دادرس شعبه .... در زمان مطالعه پرونده در این دادگاه ابتدا تصمیم به مطالبه پرونده دادگاه اطفال بود ولی با ملاحظه تصویر این رای که با محتویات این پرونده مطابقت داشته و استدلالهای قابل قبول در آن ذکر گردیده از مطالبه  پرونده صرفنظر گردیده و به جای گزارش از پرونده متن رای که ماحصل تحقیقات متعدد بوده است ذکر گردیده پرونده پس از بازگشت از شعبه 27 دیوانعالی کشور و ارجاع مجدد آن به شعبه ....در ظهر این برگ به دفتر اعلام که وقت رسیدگی تعیین طرفین وکلای ایشان جهت رسیدگی احضار گردند لازم به ذکر است که در این پرونده هیچکدام از متهمین وکیل نداشته هر چند طبق تبصره یک ماده 185 آئین دادرسی کیفری در اتهام به قتل حضور وکیل برای متهم الزامی است که این یکی از نقائص عمده در رسیدگی به این پرونده از ابتدا بوده است دفتر دادگاه مجدداً ح ک و س ح و ه ک را احضار میکند چون تصویر رای دادگاه اطفال در ص 403 و 404 قبل از احضاریه ص 412 بوده احضار ح ک و س ح صحیح بوده اما احضار ه کدر کنار این دو نفر چون به جرائم وی رسیدگی شده و اعتبار امر مختوم را داشته صحیح نبوده البته اگر بعنوان مطلع بوده باشد اشکالی نداشته اما در صورتجلسه 30/4/87 دادگاه که وقت رسیدگی بوده است از وی بعنوان متهم یاد شده و صورتجلسه پرونده صرفنظر گردیده و به جای گزارش از پرونده متن رای که ماحصل تحقیقات متعدد بوده است ذکر گردیدکه این جلسه بلحاظ عدم حضور نماینده اولیاء دم وغیر مشخص بودن میزان غرامت  درخواستی مقدمات رسیدگی را فراهم ندانسته وقت بسیاق  جلسه  رسیدگی 6/5/87با توجه به  درخواست نماینده  اولیاء دم در تعیین وقت رسیدگی 13/5/87ساعت10 صبح  وبا حضور ح ک  وس ح و ه ک بعنوان متهمین و امضاء صورتجلسه وقت به سیاق جلسه قبل تجدید گردیده است در ص 422 آقای مصیب رضائی در متن تایپ شده اعلام داشته با توجه به اینکه متهم ح ک را تحویل شعبه محترم اجرای احکام داده ام تقاضای رفع توقیف از سند مالکیت که به ضمانت متهم موصوف قرار داده شده است را دارم مستدعیست دستورات مقتضی را در خصوص رفع توقیف از سند مذکور صادر فرمائید که رئیس شعبه ح ک را در تاریخ 6/5/87 بلحاظ عجز از تودیع وثیقه دیگر و با اعلام زمان رسیدگی 13/5/87 به زندان معرفی نموده است و متهم از تاریخ 6/5/87 تا کنون بلحاظ عجز از تودیع وثیقه در زندان میباشد در ص 427 استشهادیه محلی با این مضمون موجود میباشد بدینوسیله به موجب این گواهی تنظیم شده به عنوان استشهادیه محلی استعلام میدارد اینجانبان با در نظر گرفتن حق و حقیقت در راه رضای خداوند متعال صحت ورقه را مبنی بر اینکه ه ک و مادرش و پدرش ح کازایادی گذشته در محل مندرجه در دادنامه سکونت دارند تا کنون از آنها شرکت در نزاع یا حضور در نزاع مشاهده نشده و از افراد آرام می باشند متاسفانه آقای ح ک در اثر اعتیاد به مواد مخدر فرد ناتوان جسمی میباشد و هیچ گونه توانایی حضور در نزاع یا درگیری را ندارد و در حالت معلولیت میباشد حال با ذکر نام و نشانی مراتب فوق را گواهی مینمائیم که استشهادیه بدون تاریخ است و امضاء همراه با اثر انگشت شش نفر در آن میباشد که دو نفر از این افراد فاطمه نوروزی و جمشید روتیوند غیاثوند بعنوان شاهد در پرونده از ایشان تحقیق به عمل آمده است در ص 428 آقای ح ک با شرحی از وضعیت خانوادگی خود تقاضای وکیل معاضدتی کرده که به کانون وکلاء جهت وکیل تسخیری معرفی گردیده است در تاریخ 13/5/87 در وقت مقرر و در غیاب شاکی (نماینده سفارت که اولیاء دم اخذ غرامت را به ایشان محول نموده‌اند) و متهمین که احد از آنان از زندان اعزام نگردیده و دیگران نیز فقط لایحه ای تقدیم نموده اند تحت نظر قرار گرفت با توجه به فراهم نبودن مقدمات رسیدگی دفتر وقت تجدید بشرح سیاق جلسه قبل اقدام گردد و وقت رسیدگی بلحاظ زندانی بودن مقید به وقت رسیدگی ده روزه باشد در احضاریه نماینده سفارت متبوع اولیاء مرحوم عدم حضور موجب مختومه شدن پرونده است قید گردد وقت رسیدگی بعدی به تاریخ 28/5/87 تعیین که در این جلسه نماینده سفارت کشور متبوع اولیاء دم و احد از متهمین که تحت الحفظ مامورین مراقب از زندان اعزام گردیده و در غیاب سایر متهمین که با وصف ابلاغ وقت حاضر نگردیده و لایحه ای نیز ارسال ننموده اند تشکیل می گردد با بررسی اوراق پرونده ملاحظه گردید که برای این جلسه نه وقت حضوراً به س ح و ه ک ابلاغ شده و نه با احضاریه بلکه وقت 13/5/87 بوده که حضوراً به متهمین و ه ک ابلاغ شده که نماینده سفارت در مورد غرامت بیان داشته با دیه یک مرد مسلمان موافقم و دادگاه اتهام مباشرت در قتل عمدی مرحوم عبدالطیف را به ح ک تفهیم و به وی اعلام می کند با توجه به تقاضای نماینده اولیاء دم با پرداخت یک دیه مرد مسلمان بعنوان غرامت یا پرداخت دیه موافق هستید یا خیر در پاسخ بیان می دارد موافق هستم ولی اینجانب اولاً انسانی هستم از هر دو چشم کور و فاقد توانائی لازم جهت کار و همچنین فاقد در آمد و دارائی لازم جهت پرداخت دیه و بستگان ذکور نسبی اینجانب نیز از اینجانب مفلس تر و دیگر اینکه اصل اتهام را نیز قبول ندارم چون اقرار قبلی اینجانب در اداره آگاهی و دادسرا ناشی از فشار روانی و جسمانی اخذ شده کانون وکلا قبلاً در نامه 28/5/87 خانم سولماز کنعانی را به وکالت تسخیری معرفی می کند و بعداً در تاریخ 11/6/87 آقای محمد رضا کیهان را به جای خانم سولماز کنعانی بعنوان وکیل تسخیری ح ک  اعلام می دارد و هیچکدام از وکلاء تسخیری قبل از صدور رای در جلسات دادگاه شرکت نمی کنند خانم سولماز کنعانی در روز جلسه 28/5/87 معرفی می شود که در جلسه دادگاه شرکت نداشته و آقای محمد رضا کیهانی بعد از صدور رای که  البته اگر قبل از صدور رای دادگاه این پرونده وکیل تسخیری میداشت با توجه به شرح مبسوطی که تا کنون بیان شده بنظر بسیار می توانست موثر واقع شود دادگاه شعبه 1156 پس از جلسه رسیدگی 28/5/87 مبادرت به صدور رای مینماید نکته ای که در اینجا لازم به ذکر است آن است که همانطور که پس از تحویل پرونده به اداره آگاهی با استنباطات ابهامات عنوان شده توسط افسر پرونده سیر رسیدگی پرونده تغییر یافت ولی کماکان با توجه به اشراف قاضی رسیدگی کننده در خواست تحقیق از آگاهی از متهم متواری محمد عبدالملک تبعه بنگلادش ادامه داشت و بعنوان متهم اصلی در پرونده مطرح بود در تغییر قاضی پرونده با توجه به عدم اشراف دقیق وی به محتویات پرونده اساساً شخص مطرح و مظنون اولیه و قوی با قرائن و امارات به فراموشی سپرده شد هر چند تا زمانی که محمد عبدالملک دستگیر و تحت تحقیق و بازجوئی قرار نگیرد معمای قتل محمد لطیف بنظر کشف نمیگردد. معمولاً افسران پلیس از افراد باهوش می باشند و با مختصری تحقیق از مظنون باید بفهمند که آیا قتل عمدی از این مظنون بر می آید یا خیر آقای ح ک با وضعیت ظاهری که دارد آیا می توانسته قاتل باشد اگر داستانی که به ه ک القاء شده واقعاً صحت داشته و ح ک از روی غیرت و تعصب اقدام به قتل نموده است چرا در آن زمان نسبت به همسر خود کوچکترین ضرب و جرحی در گزارشات نیامده است پسر صاحب کارگاه بنام محمد حسن مصطفی زاده مشهور به نادر براحتی از پرونده آگاهی کنار زده می شود در حالی که محمد عبدالملکی حسب اظهارات گواهان در پرونده مطالبات از صاحب کارگاه خود داشته است البته بیان این مطلب این نیست که وی ممکن است مشارکت در قتل داشته باشد اما می بایست در مورد اختلافات مالی نیز تحقیقات بیشتری به عمل می آمد تحقیقات از ه ک در آگاهی قبل از دستور قاضی کشیک غیر قانونی بوده است حتی در تحقیقات آگاهی نیز انکار و اقرار هر دو موجود است انکار در بیان سئوالات متعدد اما اقرار به صورت کلی مع الوصف رئیس شعبه .... پیش نویس رای را نوشته اما رای تایپ شده با نام شخص دیگر و جانشین رئیس شعبه ....ذکر شده که به نظر تاسیس جدیدی است دادنامه شماره 424- 87 و 10/6/87 در پرونده 86000549 بدین نحو انشاء گردیده (در خصوص اتهام آقایان 1- ح ک 2- خانم س ح دایر به متهم ردیف اول مباشرت در قتل عمدی و متهم ردیف دوم معاونت در قتل عمدی که در خصوص متهم ردیف دوم دادگاه با توجه به جمیع اوراق پرونده و تشریح فعل مجرمانه توسط متهمین در تحقیقات مقدماتی با عدول از اتهام شرکت در قتل قاتل بر  انتساب اتهام معاونت می باشد با توجه به مجموع تحقیقات انجام شده توسط مامورین و تشریع اعمال مجرمانه توسط متهم ردیف اول در ص 184 و 185 و صورتمجلس معاینه جسد و انکار خلاف وجه بعدی ایشان بزهکاری متهم ردیف اول محرز تشخیص و دادگاه با توجه به تقاضای منجز اولیاء دم بر اخذ غرامت که نماینده ایشان غرامت موضوع اولیاء دم را یک فقره دیه مرد مسلمان و قیمت آن اعلام می نماید و امر مذکور (تبدیل قصاص به غرامت) مورد توافق متهم نیز صرفنظر از عجز ایشان در پرداخت دیه واقع گردید دادگاه با استناد به مواد 257 و 295 بند ج ماده 302- 304- 496- 612 از قانون مجازات اسلامی نامبرده را به یک فقره دیه مرد مسلمان و با قیمت سوقیه عیون متعذر به مبلغ چهارصد میلیون ریال در حق اولیاء دم مقتول و سه سال حبس از جهت حیثیت عمومی جرم محکوم مینماید در خصوص اتهام متهم ردیف دوم نیز با توجه به عدم احراز وحدت قصد و اقتران زمان عمل مباشر و معاون دادگاه مستنداً به ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری برائت ایشان را صادر و اعلام مینماید در خصوص اتهام ه ک نیز با توجه به رسیدگی به اتهام ایشان در دادگاه اطفال و صدور حکم مقتضی دادگاه بلحاظ اعتبار امر مختوم موقوفی تعقیب ایشان را با استناد به ماده 6 قانون آئین دادرسی کیفری صادر و اعلام مینماید رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران  است این رای از جهات مختلف دارای ایراد است اول اینکه بی توجهی نسبت به دستورات قضائی متعدد قاضی کشیک قتل که قاضی رسیدگی کننده به پرونده از تاریخ کشف جسد 18/1/81 تا آخرین تصمیم گیری قضائی وی که رسیدگی به پرونده در تاریخ 19/5/84 با حضور نماینده سفارت بنگلادش آقای عبداله مامون دبیر اول سفارت بنگلادش در تهران و حتی در مکاتبات بین المللی با سفارت بنگلادش توسط قاضی رسیدگی کننده قبلی محمد عبدالملکی بعنوان متهم اصلی متواری مطرح گردیده که در صورتجلسه 19/5/84 از نماینده بنگلادش خواسته شد که از طریق اولیاء دم در دستگیری وی اقدام گردد که عین مکاتبات و صورتجلسات دادگاه در این رای ذکر گردیده است دوم اینکه انگیزه و داعی در قتل محمد لطیف و پس از تحویل پرونده به آگاهی کشف می گردد مسئله رابطه نامشروع وی با مقتول محمد لطیف بوده است که البته اینجانب مستشار دادگاه با سه بار مطالعه پرونده و گذاشتن ساعت ها وقت فراغت برای پرونده حتی 1% هم سناریو تلقین شده به ه ک را حتی قبل از تحقیق این دادگاه از خانم س ح و ه ک و ح ک در تاریخ 8/4/ و 10/4/84 قبول نداشته ام و تلقینی بودن اقاریر ه ک و ح ک برای اینجانب به روشنی روز است اما نقصی که بر کار همکاران قضائی پرونده پس از تحویل آن به آگاهی مرکز وارد است این است که چطور شده است که اظهارات ه ک در مورد خودش و پدرش منشا تاثیر و تعقیب و بازداشت طولانی وی و پدرش در مرجع انتظامی (آگاهی) زندان گردیده است اما برای مادر ه حتی یک قرار التزام به حضور هم صادر نشده است فرضاً اگر اظهارات ه در مورد مادرش درست است چرا وی به جزء یک شب که با دستور بازپرس کشیک ویژه قتل تحت نظر بوده اقدام قضائی دیگر در مورد وی صورت نگرفته است جرم منتسبه به وی نیز از جرائم عمومی است که بدون شاکی خصوصی نیز قابل تعقیب است البته روز کشف جسد که ایشان پس از عمل جراحی فرزندش و بردن وی از اتاق عمل به بخش جهت پیگیری اینکه چه کسی پسرش را با چاقو زده به اتفاق پسر دیگر و داماد عمه شوهرش به محل جنایت تعیین کارگاه فیلترسازی که محمد عبدالملک شب قبلش به درب منزل آمده و به بهانه مریضی خود و فرزندش را به کارگاه برده می رود که در آنجا با مشاهده آتش نشانی و پلیس قضیه چاقو زدن پسرش را بیان می کند که مامورین حاضر در محل کشف جسد  حسب اظهارات خانم س ح و جمشید غیاثوند از وی بعنوان سر نخ کشف راز قتل یاد می‌کنند آیا عقلاً ممکن است کسی که بر فرض درست بودن اظهارات ه ک از افراد موثر در قتل باشد خودش به صحنه جنایت بیاید و با مامور در مقر جرم چاقو به پسرش صحبت کند البته پس از انجام تحقیقات توسط بازپرس ویژه قتل شعبه سوم در مورد ایشان به آگاهی بیان شده که با ضامن قابل دسترس آزاد باشد که این را نمی توان یک تامین قضائی دانست نکته دیگری که در اینجا قابل ذکر است با توجه به این که چطور پرونده ای که مربوط به دادسرا نیست و دادگاه رسیدگی کننده وجود دارد تحقیقات از متهمین توسط بازپرس ویژه قتل دادسرا انجام می‌پذیرد آن هم در سر برگ های نیروی انتظامی و به احتمال قوی در اداره آگاهی و خانم س ح پس از عوض شدن قاضی پرونده سه بار هم به عنوان متهم نزد قاضی جدید احضار میگردد حال اگر بگویم که قضات رسیدگی کننده پس از ملاحظه وضع ظاهری خانم س ح و تحقیقات از وی ولو به نحو شفاهی معتقد گردیده اند که اظهارات ه ک در مورد مادرش صحت ندارد و بدین جهت نه تفهیم اتهامی در دادگاه به وی شده و نه قرار تامینی برای وی صادر گردیده است سئوال اینجاست که چرا همین آقایان قضات رسیدگی کننده برای ه ک و پدرش ح ک با توجه به انکار صریح آنان در دادگاه نسبت به بعضی از مطالب عنوان شده در آگاهی نامبردگان را از تعقیب و بازداشت با صدور قرار مناسب رها ننمودند و یا بلاقید آزاد نکردند البته اینجانب با 19 سال سابقه قضائی بیشتر ایراد را به سیستم می دانم تا قضات از سیستمی که تراکم کار بعضاً طاقت فرسا را به قضات تحمیل می کند و از طرف دیگر مرتباً آمار از قضات می خواهند نباید انتظار داشت که قضات با فرصت کافی گزارشات مرجع انتظامی را تجزیه و تحلیل کنند خود اینجانب به لحاظ اینکه با دو بار مطالعه پرونده اعتقاد بر بی گناهی زندانی داشته ام و در صد این بر آمدم که زودتر انشاء رای نمایم تا بیگناهی از زندان رهائی یابد و بدین جهت و اهمیت موضوع مجدداً پرونده را مطالعه نموده مع الوصف بعنوان یک کار قضائی برای خودم به این صورت انشاء رای بی سابقه بوده مجدداً از ورق به ورق پرونده شروع کرده و تشخیص دادم که می بایست بسیاری از صورتجلسات تحقیقات آگاهی و تصمیمات قضائی و آراء دادگاه ها را عیناً در رای بیاورم تا هر کسی که این رای را می خواند گویا خلاصه شده مفید پرونده اتهامی قتل عمدی را می خواند البته میشد در حداکثر یک یا دو صفحه با بیان کلیات هم رای صادر نمود اما با توجه به اینکه شاکی پرونده اتباع بیگانه هستند و رای بدوی بنفع اتباع بیگانه صادر شده بود وارد نشدن مفصل به جزئیات پرونده دستگاه قضائی ما را از جهت بین المللی محکوم به جانبداری و از بین بردن حق اولیاء دم مقتول تبعه بیگانه می نماید و اهمیت جرم که قتل عمدی است می طلبد که رای نهائی دقت و وسواس بیشتری معمول دارند نکته دیگری که در انشاء رای دادگاه بدوی به چشم می خورد این است که دادگاه در مورد اتهام ه ک با توجه به رسیدگی به اتهام ایشان در دادگاه اطفال و صدور حکم مقتضی دادگاه بلحاظ اعتبار مختوم موقوفی تعقیب ایشان را صادر و اعلام می نماید البته بعد از صدور رای دادگاه اطفال کسی علیه ه ک اعلام جرم ننموده است و احضار وی در چند بار پس از صدور حکم دادگاه اطفال بعنوان متهم به دادگاه در ارتباط با همان جرمی که به آن رسیدگی شده وجاهت قانونی نداشته و اصلاً نیازی به صدور قرار موقوفی تعقیب نبوده نکته دیگری که در اینجا حائز اهمیت است این است که دادگاه بدوی رای دادگاه اطفال در برائت ه ک را ملاحظه کرده است اگر دقت و توجه به مبنای اتهام ح ک در اوراق پرونده میشد آنچه مبنای اتهام وی قرار گرفته اظهارات ه ک در آگاهی مرکز بوده است بنابراین منطقی بود که با برائت ایشان و انکار متهم در نزد قضات حکم به برائت ایشان صادر میشد و یا اینکه پرونده تا شناسائی متهم متواری تبعه بنگلادش مفتوح میماند و بنظر می رسد با توجه به این که حداقل جرم محمد عبدالملک تبعه بنگلادش ایراد جرح با چاقو به ه ک که یکی از سه مورد جراحت وی جائفه   که دیه آن 3/1 دیه کامل می باشد و محمد عبدالملکی با قرائن و امارات مظنون به قتل عمدی مرحوم محمد لطیف می باشد و در رای دادگاه بدوی نفیاً و اثباتاً نسبت به وی اظهارنظر نشده پرونده در این مورد می بایست به دادگاه بدوی اعاده گردد تا دادگاه بدوی با ارجاع آن به مرجع انتظامی راساً یا از طریق دادسرا اقدامات جهت شناسائی و دستگیری متهم متواری بعمل آورند البته هر گونه تحقیق مجدد بلحاظ تالّمات وارده از ح ک خانم س ح و ه ک بعنوان مطلع نیز در مرجع انتظامی بدون حضور وکیل معاضدتی اکیداً می بایست ممنوع گردد وکیل تسخیری محمدرضا کیهان به دفاع از موکل خود لایحه ای در هشت صفحه در مقام تجدیدنظر خواهی از دادنامه شماره 87000424- 10/6/78 ارائه که به شماره 326 مورخ 29/7/81 ثبت گردیده است که با دقت مورد ملاحظه قرار گرفته ایرادات وکیل بر دادنامه مذکور در دو بند ذکر شده که در بند اول به استناد ماده 231 قانون مجازات اسلامی ادله قانونی اثبات قتل را که اقرار ،شهادت ،قسامه و علم قاضی است ذکر مینماید و بعداً به تجزیه و تحلیل هر کدام از موارد فوق در پرونده پرداخته که تمامی ایرادات وارده صحیح بوده است و بسیاری از موارد اعلامی بطور مبسوط در این رای آورده شده است در بند 2 لایحه وکیل تسخیری متهم به مواردی اشاره می کند که دلالت بر عدم انتساب جرم به موکلش می باشد که اکثر موارد عنوان شده در این رای ذکر گردیده است پرونده تجدیدنظر خواهی به شعبه 43 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارسال می گردد و دادگاه شعبه ....در تصمیم قضائی خود به دادنامه 1317 مورخ 30/1 چنین انشاء می نماید (پرونده مطروحه حکایت از اعتراض و تجدیدنظر خواهی آقای محمد رضا کیهانی به وکالت از آقای ح ک به طرفیت اولیاء دم مرحوم محمد لطیف از دادنامه شماره 0424- 87- 10/6/87 شعبه .... دادگاه عمومی تهران به موجب آن به اتهام قتل عمدی به دیه و حبس محکوم شده است از توجه به این که وکیل تجدیدنظر خواه در مرحله تجدیدنظر خواهی وکالت خود را با ابطال تمبر ارائه نکرده است با تذکر اینکه دادنامه تجدیدنظر خواسته به اعتبار قتل عمد در صلاحیت دیوانعالی کشور است عیناً اعاده میگردد) سپس شعبه ...دیوانعالی کشور در دادنامه 114- 24/1/88 چنین رای داده است (با  توجه به این که رای تجدیدنظر خواسته از سوی دادگاه عمومی صادر شده و ماده 21 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب سال 1381 علی الاطلاق مرجع تجدیدنظر آراء محاکم عمومی و انقلاب را در دادگاه تجدیدنظر استان قرار داده و ماده 39 الحاقی به قانون اصلاحی مرقوم کلیه قوانین و مقررات مغایر از جمله ماده 233 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری را در آن قسمت که مغایرت دارد ملغی نموده است چنانچه رای وحدت رویه شماره 703- 9/5/86 هیات عمومی دیوانعالی کشور بر آن دلالت دارد لذا پرونده قابل طرح در دیوانعالی کشورنمیباشد و جهت رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران اعاده میگردد) بنظر میرسد چون قصاص در رای بدوی منتفی اعلام گردیده است و حکم دادگاه بدوی دیه و سه سال حبس است دیوانعالی کشور از خود رفع صلاحیت نموده است اگر دادگاه بدوی در حکم خود به قصاص نفس حکم میداد آیا باز هم دیوان عالی کشور صلاحیت خود را نمی پذیرفت همین شعبه دیوانعالی کشور در حل اختلاف دادگاه عمومی با کیفری ایشان در رسیدگی به قتل عمدی به اعتبار این که قتل در زمان تشکیل دادگاه های عمومی و قبل از تشکیل دادگاه های کیفری استان رخ داده است و در آن زمان دادگاه عمومی صالح به رسیدگی به قتل عمدی بوده است حل اختلاف نموده است براساس این استدلال می توان گفت پس مرجع رسیدگی به قتل عمدی که در زمان تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب رخ داد طبق قانون آن زمان با دیوانعالی کشور میباشد مع الوصف با توجه به تبعیت از رای دیوانعالی کشور و ارجاع مجدد پرونده به این شعبه این دادگاه تشخیص داد که انشاء رای به این سبک انجام گیرد که البته این سبک از انشاء البته نه این ؟ در دیوانعالی کشور سابقه داشته منتها دیوانعالی کشور ابتدا گردشکار تنظیم و سپس بطور مختصر انشاء رای مینماید که در این رای گردشکار در متن رای قرار گرفته و به جهت اینکه بعضاً نکته یا نکاتی در کنار گردشکار ذکر گردیده قابل تفکیک بصورت رای و گردشکار نبوده است بیان عین صورتجلسات تحقیق و دستورات قضائی و آراء صادره هر کدام بدون شرح و توضیح در مورد بیانگر نوعی ارتباط با تصمیم قضائی نهائی در این رای بوده و اهل فن یعنی حقوقدانان براحتی آن را درک می کنند و حتی برای غیر حقوقدانان نیز تا حد زیادی قابل درک می باشد و ذکر عین آراء چون در مجموع روند یک رسیدگی بوده که نهایتاً منجر به آخرین تصمیم قضائی قطعی از طرف این دادگاه می باشد به نظر لازم و ضروری در نتیجه نهائی پرونده بوده لذا با توجه به مشروح مطالب عنوان شده فوق و به لحاظ فقدان ادله اثبات جرم قتل عمدی به آقای ح ک به استناد تبصره یک ماده 22 قانون اصلاح دادگاه‌های عمومی و انقلاب ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته قرار منع پیگرد نسبت به آقای ح ک صادر و اعلام می گردد و نظر به اینکه نسبت به شناسائی مظنون یا مظنونین به قتل از جمله محمد عبدالملک تبعه بنگلادش نیاز به پیگیری در مرجع انتظامی میباشد لذا پرونده به پیوست تصویر اوراق تحقیق این دادگاه از آقای ح ک، ه ک ،س ح فاطمه نوروزی و جمشید غیاثوند به دادگاه بدوی جهت اقدام مقتضی در شناسائی قاتل یا قاتلین ارسال می گردد بدیهی است صدور رای حاضر در صورت کشف دلائل کافی بر بزهکاری تجدید نظر خواه وفق مقررات مانع تعقیب قانونی وی نخواهد بود % ر

 مستشاران شعبه 43 دادگاه تجدید نظر استان تهران                            م                                              

            

    

      


 
comment نظرات ()