آراء برتر

 
نقد وبررسی رای شعبه 7 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
نویسنده : رضا نیکخوی منفرد - ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۱/٢۸
 

 

 

 

 

 

 

 

 

رضا نیک خو, [06.04.17 06:37]
رای فوق که از نحو انشا ارا در شعبه86  دادگاه حقوقی بنظر میرسد که توسط مستشار محترم انشا شده وبه تایید رئیس محترم رسیده
خیلی مستدل و مستند است !!
ولی بنظر جای نقد وبررسی زیادی دارد که بعد از48 به استحضار دوستان میرسد

رضا نیک خو, [08.04.17 12:24]
[Forwarded from رضا نیک خو]
بنام خدا
 
ان الله یا مرکم ان تودو الامانات الی اهلها واذا حکتم بین الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما یعظکم به ان الله کان سمعیا بصیرا(ایه58سوره نساء)
 
ریاست محترم دادگستری استان تهران
 با سلام واحترام ودرخواست موکد در احقاق حق وحکم به عدالت
  به استناد ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی وانقلاب وماده 477قانون آئین دادرسی کیقری نسبت به دادنامه قطعی شعبه دادگاه تجدید نظر استان تهران به شماره ه693-94درپرونده874-900به شماره بایگانی930532(پیوست1)با توجه به ایرادات واشکالات بسیار دادنامه که حقوق اینجانب حجت گودرزی برخلاف موازین شرعی وقانونی نادیده وپایمال گردیده است ورایی برخلاف بین شرع صادر گردیده اعتراض وتقاضای نقض دادنامه فوق و رسیدگی مجدد عادلانه را دارم البته من حقوقدان نیستم ولی حقوقدان مجربی بخاطرظلم فراوانی که در حق اینجانب شده بنحو رایگان زحمت لوایح قبلی و این لایحه را بعهده گرفته است ومعتقد است که رای شعبه 126 دادگاه عمومی حقوقی در دادنامه 120-93-9/3/1393با شماره بایگانی 900875 برخلاف بیّن شرع است زیرا در تعیین سهم اینجانب بعنوان شریک ملک برخلاف نظریه کارشناس رسمی وهیئت کارشناسان رسمی بدون اینکه مبنای استدلال خود در تقسیم بندی هایی که نموده بیان کند به عدد ورقمی می رسد که مبنای منطقی ومعقول ندارد که در لایحه تجدیدنظرخواهی بیان شده که تقسیم های مذکور موجب دارا شدن غیر عادلانه دوشریک بالمناصفه اینجانب ازسهم اینجانب بوده طبق ماده 301قانون مدنی بوده که وقتی عملی را قانون مدنی که برگرفته از اصول وقواعد شرعی است تجویزنمی کند قطعا خلاف بیّن شرع است
 شایان ذکر است که ثبت دادخواست در دادگاه حقوقی  دائر برمطالبه وجه در تاریخ 13/9/1390بوده که پس از رسیدگی های انجام شده در تاریخ9/12/1392دادنامه بدوی صادرگردیده است(پیوست2در2ص) اعتراض نسبت به دادنامه مذکور از طرف اینجانب در تاریخ 21/5/1393ثبت که لایحه تجدید نظر خواهی پیوست است (پیوست 3در12ص)تجدیدنظرخواهی درتاریخ 1/6/1393به شعبه  دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع ومتاسفانه بدون اینکه وقت رسیدگی داده شود یا وقت نظارتی به جهاتی صادر شود در تاریخ 3/11/94یعنی پس از 17ماه دادنامه پیوست 1ازشعبه  تجدیدنظر صادرگردیده است ودارای ایرادات شکالات ذیل است که به هیچ وجه قابل اغماض نیست
 ایراد اول-در پرونده ای که هردو  طرف تجدیدنظر خواه هستند برای اجتناب از اشتباه درعبارات باید دقت لازم بشود هزینه دادرسی که اینجانب پرداخت کردم چندین برابرطرف مقابلم بوده ولی انشاء رای به گونه ای است که گویا تجدیدنظر خواهی اینجانب چندان به حساب نمی آید وتجدید نظرخواهی اینجانب را با عبارت(درعین حال تجدیدنظرخواهی آقای گودرزی)بیان داشته است ودر سطر سوم دادنامه در داخل پرانتز اینجانب را تجدیدنظر خوانده بیان داشته است براساس ابلاغ دادخواست وضمائم وکیل محکوم علیه تجدیدنظرخواه به اینجانب (پیوست 4در3ص)ایشان بانک صادرات ایران را طرف  تجدیدنظرخواهی  قرار نداده است اما در دادنامه بعنوان تجدیدنظرخوانده بیان شده است
 ایراد دوم –براساس صفحه3پیوست 4 که شرح تجدیدنظرخواهی است تجدیدنظر خواهی نسبت به قسمتی از محکوم به است که در ابتدای دادنامه باید بیان شود ولی اشاره ای به آن نشده است ضمنا هزینه دادرسی مربوط به تجدیدنظر هم براساس قسمتی ازرای تجدیدنظر خواسته توسط محکوم علیه تجدید نظر خواه پرداخت شده است

رضا نیک خو, [08.04.17 12:26]
[Forwarded from رضا نیک خو]
ایراد سوم –اینکه در پیگیری پرونده ازسامانه الکترونیکی تنها رویدادی راکه پس از ثبت پرونده در شعبه  تجدیدنظرقبل از صدور رای ملاحظه شد استعفای وکیل طرف مقابل اینجانب بود که دررای مذکوراسم ایشان  در صدر دادنامه قرارگرفته و درحال حاضر در روند پرونده ازسامانه الکترونیکی از استعفای وکیل خبری نیست ولی استرداد دعوی توسط وکیل نسبت به بانک صادرات بیان شده است؟! البته ویرایش نمودن متن الکترونیکی بنظر کار سختی نیست ضمن اینکه امکان اینکه در پرونده برگه ای برداشته شود وبرگه دیگری با شماره برگه قبلی جایگزین آن شود نیزکار سختی نیست بیان این مطلب به این جهت است که اولا در دادخواست اولیه که از طرف اینجانب بوده واینجانب بانک صادرات ایران را یکی از خواندگان با خواسته فک رهن قرارداده بودم این خواسته توسط وکیلم در مرحله رسیدگی دادگاه بدوی مسترد شد ودادگاه بدوی قرارابطال دادخواست در این مورد صادرکرد بنابراین بانک صادرات برخلاف آنچه در دادنامه ذکرشده است طرف مقابل اینجانب در تجدیدنظر خواهی نبوده استبنابراین وقتی طرف مقابل در دعوی اولیه صرفا خوانده بوده که محکوم به وجه نقد شده است ومحکومیتی برای بانک صادرات صادر نشده محکوم علیه ویا وکیل وی نسبت به محکومیت می تواند تجدیدنظر خواهی کند وطبعا تنها موردی را که می تواند پس از تجدیدنظرخواهی در مرحله تجدیدنظر مسترد نماید تمام یا قسمتی از تجدیدنظر خواهی است بنابر این استراد تجدیدنظر خواهی خوانده بدوی نسبت به بانک صادرات که محکوم علیه هم در دادنامه نیست با هیچ منطق قضائی سازگار نیست وبرفرض که در دادنامه تجدیدنظرخواسته بانک صادرات هم محکوم می شد خوانده تجدیدنظرخواه ذی سمت برای استراد تجدیدنظر خواهی نسبت به بانک نبود زیرا ایشان به وکالت از موکلین خود خوانده در پرونده بدوی بوده واگربرفرض بانک محکوم علیه از طرف خواهان می بود خوانده      نمی توانسته خواسته ای نسبت به بانک داشته باشد تا مسترد نماید این مورد از معما های دادنامه شعبه  تجدیدنظراست بنابراین وکیل طرف مقابل فقط می توانسته تجدیدنظرخواهی خود را مسترد نماید ویا ازسمت وکالت خود استعفا دهد که با توجه به اینکه قبلا استعفای وکیل در سامانه مورد ملاحظه قرارگرفته است درست وصحیح مطلب باید استعفای وکیل باشد نه استراد دعوی نسبت به بانک صادرات که از پایه واساس اشکال دارد. ثانیا در ابلاغ اوراق تجدیدنظرخواهی خوانده به اینجانب پیوست 4 نامی از بانک صادرات نمی باشد که در ایراد اول بیان شد
 ایرادچهارم-پیچیده نمودن رای با ورود به قرارهای دادگاه بدوی است که قرارهای صادره دادگاه بدوی از دوحال خارج نیست یا صحیحا صادره شده یا غلط صادرشده در هردوصورت طبق ماده 349 قانون آئین دادرسی مدنی دادگاه تجدیدنظر فقط به آنچه مورد تجدینظرخواهی ودر مرحله نخستین مورد حکم قرارگرفته رسیدگی می کند نه ازطرف اینجانب ونه ازطرف مقابل اینجانب بعنوان تجدیدنظرخواه اعتراضی به قرارهای دادگاه نشده تا دادگاه براساس ماده مذکور مجاز به ورود واظهارنظر نسبت به آن باشد ضمن اینکه در انشاء آن هم اشکال دارد اگرقرارابطال دادخواست نقض می شود مجددا نباید قرار ابطال دادخواست با همان استدلال صادرگردد ولواینکه قرار دادنامه هم نشده باشد ضمن اینکه قرارابطال دادخواست اولیه مخصوص به دادگاه بدوی است که حسب مورد قابلیت تجدیدنظر دارد ویا قطعی است
 ایراد پنجم -احکام دادگاه باید مستند ومستدل باشد شعبه دادگاه تجدیدنظر در مورد اعتبار امرمختوم بدون اینکه سبب وموضوع امر مختوم در دعوی را تشریح واستدلال نماید موضوع 6میلیون تومان محکوم به دادنامه تجدیدنظر خواسته رابه استناد دادنامه 1022مورخ11/9/1386که شماره دادنامه هم غلط ذکرشده؟! زیرا این دادنامه فاقد محکومیت است ودراین دادنامه در مورد خواسته آقای گودرزی دائر بر پرداخت بهای معادل 7/46حکم به رد دعوی صادر شده است دادنامه صحیح        169-11/3/87درپرونده 1172/86می باشد که جمعا 6میلیون تومان در این دادنامه علیه دوشریک آقای گودرزی بابت تراکم حکم محکومیت صادر و با اجرائیه وصول گردیده است در صورتی که 6میلیون تومان در رای تجدیدنظر خواسته مربوط  به خرید بعلاوه2 ازشهرداری بوده،شعبه  دادگاه تجدیدنظر این دو 6میلیون را بر اساس اظهارات وکیل خواندگان دعوی اولیه یکی دانسته و   مشمول امر مختوم دانسته که موضوع وسبب دردو حکم مورد استناد متفاوت است

رضا نیک خو, [08.04.17 12:27]
[Forwarded from رضا نیک خو]
ایراد ششم-استناد به مواد قانونی در رای باید براساس استدلال دررای باشد ذکر مواد قانونی بدون استدلال وارتباط با موضوع خواسته، ذکر وعدم ذکرآن یکسان است بلکه ذکر آن بدون استدلال موجب زحمت واحیانا سردرگمی است چنانچه براساس تعداد مواد قانونی که در دادنامه شعبه  تجدیدنظر آمده استدلال هم بیان می شد این رای می بایست چند صفحه باشد تنها استدلال که برای بیحقی اینجانب در رای بیان شده اصل لزوم وصحت قراردادها ولازم الوفا بودن شروط ضمن عقد است اولا خواسته مطالبه وجه بوده نه بررسی صحت یا تنفیذ قرارداد وشروط آن ویا ابطال قرارداد که لازم باشد به اصل مذکوراستناد شود ثانیا اصل مذکور کلی است وباید برمصادیق تطبیق داده شود اگر به این راحتی وبا استدلال کلی می شد صحت هر قراردادی را تایید نمود لازم نبود که بعضی از اساتید حقوق چند جلد کتاب راجع به موضوع قراردادها به نگارش درآورند
 ایراد هفتم – وقتی دردادخواست اولیه تصویر برابراصل قرارداد ضمیمه نبوده ودر ضمائم لایحه تجدیدنظر طرف مقابل هم قرارداد طرفین ضمیمه نبوده دادگاه بدون ملاحظه اصل قرارداد چگونه صحت آنرا احرازکرده؟! که می توان گفت این هم از معما های پرونده است؟!
 ایراد هشتم –شعبه  تجدیدنظر صلاحیت ممیّزی رای دادگاه همعرض خود را نداشته است،ضمن اینکه در ممیزی انصاف را هم رعایت نکرده و بدون اینکه عبارت یا عبارتهائی از رای دادگاه همعرض بیاورد صرفا دادگاه استنباط خودش را بیان داشته است واستنباط هم غلط است زیرا شعبه 50 تجدیدنظر نتیجتا رای بدوی را تایید نموده در متن رای شعبه    50(پیوست )که استدلالها تغییر یافته هیچ تکلیفی هم برای دادگاه بدوی تعیین نکرده است دادگاه نباید استدلال خود را بر اساس ظن وگمان قرار دهد بنظر می رسد قاضی انشاء کننده رای بدون اینکه رای شعبه 50 را ملاحظه کند اظهارات وکیل طرف مقابل را پذیرفته است
 ایراد نهم-که مهمترین ایراد دادنامه شعبه  تجدیدنظراست ودر ایراد دوم اشاره ای به آن شده ورود دادگاه تجدیدنظربه قسمتی از دادنامه تجدیدنظر خواسته بوده که نسبت به آن توسط وکیل طرف مقابل تجدید نظر خواهی نشده است شعبه هفتم دادگاه تجدیدنظربه قسمتی از دادنامه تجدیدنظر که نسبت به آن تجدیدنظر خواهی نشده وقطعی بوده(پیوست4ص3) بدون داشتن مجوز قانونی ورود نموده است وآنرا نقض کرده است؟؟!!لذا باعنایت به ایرادات مذکور نه تنها اشکال وایراد دادنامه تجدید نظرخواسته برطرف نگردیده بلکه شعبه  دادگاه تجدیدنظر مقدار مطالباتی که دردادنامه بدوی برای اینجانب در نظر گرفته است وقسمتی ازآنرا خوانده دعوی بدوی قبول داشته وتجدیدنظر خواهی نسبت به آن ننموده آنرا نیز حکم به بیحقی صادر کرده است؟؟!!بنابراین دادنامه 693-94-13/11/1394با شماره بایگانی930533 شعبه  تجدیدنظر برخلاف مواد،301،302،304،575،601،675قانون مدنی صادر گردیده است که توضیح مواد مذکور در دادنامه87-31/1/90 شعبه 50 تجدیدنظردرصفحات 7و8و10(پیوست ) بیان شده که دلالت کافی برخلاف بیّن شرع بودن دادنامه شعبه  تجدیدنظر می باشد بنابراین تقاضای نقض دادنامه مذکور ورسیدگی عادلانه براساس ماده 477 مورد درخواست است        حجت گودرزی


 
comment نظرات ()